با توجه به مسئوليت شما در ارتش پيش از انقلاب
لطفا گوشه اي از شرايط آن زمان ارتش و فضاي حاكم بر آن را ارايه فرمائيد.
براي توصيف ارتش قبل از انقلاب
لازم مي دانم يك مقدمه اي را بيان كنم . ملت ايران با سابقه فرهنگي ديرينه و تاريخي كهن در مقايسه
با مردمان سرزمين هاي ديگر
به جرات با فرهنگ ترين و با ايمان ترين ملت هاي جهان هستند. اين تعريف البته مطلق نيست اما آن را
مي توانيد در درصد قابل توجهي از ايراني ها مشاهده كنيد. مردم ايران جز در موارد اندك قوم متجاوزي نبودند. تمام متجاوزان و
دشمنانشان را هم به تدريج در فرهنگ خود حل كرده اند. اين خصايص متعالي هم اكنون نيز در مردم كشورمان وجود دارد. اين مقدمه را
عرض كردم تا بگويم ارتش ايران در قبل از انقلاب هم متشكل از مردم همين سرزمين با همان خصوصيات بود. اين يك اصلي است كه
ارتش هر كشور بازتاب دهنده فرهنگ همان ملت است . يعني اگر ملتي بي رحم باشد يا اگر ملتي با فرهنگ باشد همين رفتارها و
فرهنگ ها را بايد در ارتش همان كشور هم مشاهده كرد. ارتش ايران قبل از انقلاب هم منشعب از خصوصيات همين مردم هر چند در
ظاهر تحت دستورات سران حكومتي آن زمان بود اما در باطن با خواسته ها و تمايلات مردم همراه بود. اين كه ارتش در روزهاي ملتهب
انقلاب اين چنين همراه مردم و انقلاب ظاهر شد بخاطر اين بود كه مردم همراه انقلاب بودند و ارتش هم همراه مردم . بدنه آن ارتش از
همان مردم با خصوصيات خاص ايراني ها بودند. اتفاقا از لحاظ جمعيتي و قوميتي
ارتش شبيه ترين تركيب جمعيتي را به كل ايران
داشته و دارد. در يك گروهان ساده شما مي توانيد نمايندگاني از سراسر قوميت ها و نقاط ايران بيابيد. طبيعي است كه در همين تركيب
جمعيتي شما اقليتي را هم مشاهده مي كنيد كه مثلا آن زمان همراه انقلاب نبودند و اين وضعيت به عينه هم در ارتش بود.
با اين تعريف بايد منتظر مي بوديم كه ارتش عليه حكومت قيام كند.
شما بايد شرايط آن زمان را در نظر بگيريد. به هر صورت فرماندهان ارشد و حاكمان وقت بيشترين نظارت را بر ارتش داشتند. اين گونه
نبود كه امكان فعاليت علني عليه حكومت وجود داشته باشد. كافي بود كه كسي حرفي خيلي عادي بر خلاف تبليغ رسمي بزند تا تيم هاي
امنيتي و اطلاعاتي خشن به سراغش بيايند. ضمن اينكه قانون هم هميشه طرفدار نظام حاكم هست و هر كس بخواهد به تعبير قانون
خيانت بكند مجازات هاي شديدي در انتظارش خواهد بود. به همين دليل فعاليت هاي مخالف حكومت در آن زمان به صورت مخفيانه
انجام مي شد و به نوعي افراد مخالف همديگر را پيدا كرده بودند و من فكر مي كنم اگر انقلاب به اين سرعت به ثمر نمي رسيد شما شاهد
اقدامات اين شبكه هاي مخفي مي بوديد.
به تيم هاي اطلاعاتي و امنيتي اشاره كرديد. درباره آنها در ارتش گذشته توضيح دهيد.
در آن زمان يك بخش جداگانه به نام ضد اطلاعات وجود داشت كه كارش مراقبت و حفاظت از پرسنل ارتش در جهت جلوگيري از
اقدامات آنها عليه نظام حاكم بود. البته ظاهرا اقدامات ديگري از قبيل اطلاع از فعاليت هاي نظامي كشورهاي ديگر هم انجام مي داد كه من
به طور دقيق از آن اطلاع ندارم . اما در زمينه كنترل پرسنل واقعا ضد اطلاعات بسيار قوي عمل مي كرد و كوچك ترين صحبت ها و
اقدامات با واكنش ضد اطلاعات مواجه مي شد و در واقع از آن مطلع مي شدند. اما در همين زمينه من مي خواهم اين نكته را تكرار كنم كه
كاركنان همين ضد اطلاعات از افراد همين ملت بودند و به خصوص در ماه هاي آخر عده اي در داخل همان ضد اطلاعات عليه حكومت
فعاليت مي كردند. در اين زمينه اعلاميه هاي روشنگر حضرت امام (ره ) بسيار موثر بود و نكاتي كه در آن اعلاميه ها بيان مي شد تاثير
زيادي در بيداري مردم بخصوص ارتشي ها مي گذاشت .
از زماني كه فعاليت هايي عليه حكومت در جامعه شكل علني گرفت و مشخص شد كه مردم اين حكومت را نمي خواهند
ديدگاه
كاركنان ارتش نسبت به اين فعاليت ها چه بود
پرسنل ارتش را در زماني كه تازه مخالفت ها شروع شده بود مي شد به سه دسته تقسيم كرد : يك عده اي بودند كه قبل از شروع
مخالفت هاي علني جزو ناراضيان حكومت بودند و خودشان قصد اقداماتي داشتند. اين عده طبعا با آغاز مخالفت هاي عمومي
خوشحال بودند و روز به روز هم بر تعدادشان افزوده مي شد. اين عده به نوعي مروج انقلاب و حافظ آن در ارتش بودند و با نزديك شدن
به روزهاي آخر اقداماتشان شكل علني تر پيدا كرده بود مثل عدم اجراي دستورات و كارشكني . دسته ديگر افراد بي طرفي بودند كه
نمي توانستند تصميم بگيرند و قدرت پيش بيني اتفاقات آينده را نداشتند. دسته آخر هم معدود طرفداران رژيم سلطنتي بودند كه فكر
مي كردند با فروپاشي نظام مملكت از هم خواهد پاشيد. اما در هر سه دسته كه ذكر كردم با توجه به همان نكاتي كه در ابتدا بيان كردم در
مورد فرهنگ غني ايرانيان و روحيه غني آنها
هيچ كدام طرفدار خشونت و خونريزي نبودند. نمونه اش آنكه حتي يگان هايي كه تحت
فرماندهي افرادي از همان دسته طرفدار نظام به خيابان ها مي رفتند هيچ كدام اقدامات خشني عليه مردم انجام نمي دادند در حالي كه كاملا
مسلح و مجاز به تيراندازي بودند.
اختلافي كه ميانه بدنه ارتش آن زمان با فرماندهان عالي رتبه ارتش پيش آمد به چه دليل بود
اصلي ترين علتش
دوربودن آن فرماندهان از بدنه ارتش و قرار گرفتن در فضايي خاص بود. مثلا وقتي كه يك سرلشكر به پادگان ما
مي آمد واقعا احساس دوري از او مي كرديم . من علتش را قرار گرفتن آن افراد در موقعيت هاي خاص و بوجود آمدن ذهنيت هايي در آن
افراد مي دانم كه به نوعي شخص شاه و حكومت پهلوي را شاخصه كل تصميم گيري ها و اقداماتشان مي دانستند. آنها آن قدر در فضاي
ذهني و موقعيتي خودشان گرفتار بودند كه اصلا متوجه نبودند كه در رده هاي پايين و در بدنه ارتش چه مي گذرد و چقدر اين بدنه در حال
فاصله گيري از نظام است .
با توجه به وجود نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي در ارتش آن زمان
درباره اقدامات مخفيانه و زيرزميني كه در آن مقطع انجام مي شد
نكاتي را بيان كنيد.
اينكه گفتيد با توجه به وجود موانع اطلاعاتي اين كارها چگونه انجام مي شد
بايد گفت كه ديگر وجود اعتقادي ما فضاي آن زمان را بر
نمي تافت . با آنكه پيش بيني اين موضوع كه اگر فعاليت هايمان لو برود
حتي مجازات هايي مانند اعدام در انتظارمان خواهد بود اما باز
هم ادامه مي داديم چرا كه اين فداكاري جزو اعتقادات ما بود به خصوص اينكه رهبر ما مرجع تقليد ما هم بود و همين از جنبه معنوي هم
كار ما را تقويت و تاييد مي كرد.
در مورد فعاليت هاي مخالف مي دانيد كه مركز اين فعاليت ها شهيد صياد شيرازي در مركز آموزش توپخانه اصفهان بود. من درست از
مقطعي كه حكومت نظامي در شهرها آغاز شد براي طي كردن دوره عالي كه يك دوره اي از ارتش براي دريافت درجه بالاتر است
انتخاب
شدم . محل دوره هم همان مركز توپخانه اصفهان بود. آنجا ديگر به مركز فعاليت هاي انقلابي در ارتش وصل شده بوديم .
شيوه عملكرد شهيد صياد شيرازي در جذب افراد مخالف و سازماندهي آنها چگونه بود
اولين نكته اي كه بايد در اين زمينه بگويم اين است كه شهيد صياد شيرازي بسيار به اصول حفاظتي اهميت مي داد و سطح دسترسي
افراد به يكديگر را بسيار محدود مي كرد. علت اين امر هم اين بود كه اگر اتفاقي افتاد و كسي دستگير شد جز چند نفر بقيه را نشناسند و
دستگير نشوند . مثلا من جز خودم در آن اوايل فقط 2 نفر را در اين شبكه مي شناختم . شيوه جذب افراد ابتدا از انجام فرايض دين شروع
مي شد مثلا بررسي اينكه آيا طرف نماز مي خواند
روزه مي گيرد
دستورات ديني را رعايت مي كند يا نه . بعد از اين مرحله جلب اعتماد
او و سوال هايي درباره اتفاقات روز كه از نوع جواب او مي شد فهميد كه چقدر طرفدار يا مخالف نظام حاكم است يا چه اعتقاداتي دارد.
ما واقعا نمي دانستيم كه چند نفر با اين شبكه ارتباط دارند. عملكرد اين افراد هم تا مقطع انقلاب به صورت فردي بود. مثل تشويق
سربازان به ترك پادگان ها كه منجر شد در روزهاي آخر عملا سربازي در پادگان ها نباشد. تقريبا اكثر فرماندهاني كه يگان هايشان به خيابان
مي رفتند
هر بار شاهد كم شدن تعداد سربازهايشان بودند.
نخستين باري كه امام (ره ) را از نزديك ديديدچه زماني بود و اصولا رابطه كاركنان ارتش با ايشان در مقطع انقلاب چگونه بود
من اولين بار امام را در مدرسه رفاه ديدم كه همراه جمعي از ارتشيان به ديدارشان رفته بوديم . اعلاميه هاي ايشان در سطح پادگان ها
پخش مي شد و كسي نبود كه ايشان را نشناسد يا احساس تعلق خاطري به ايشان نداشته باشد. رابطه ايشان هم با افراد ارتش كامل بود و
مهم تر از همه شناخت كاملي از ارتش داشتند. همين شناخت بود كه باعث شد بعد از انقلاب در مقابل فشار سنگين افراد ناآگاه درباره
انحلال ارتش ايستادگي كردند و ارتش را حفظ كردند. تصور كنيد اگر ارتش در زمان آغاز جنگ وجود نداشت يا در مقابل ضد انقلاب
ايستادگي نمي كرد
چه اتفاقات ناگواري مي افتاد.
روز 22 بهمن كجا بوديد و چه مي كرديد و چه خاطراتي از آن زمان داريد
صبح روز 22 بهمن فرمانده گردان ما كه من را شناخته بود آمد و به من گفت كه به دفتر كميته استقبال از امام مستقر در همان مدرسه رفاه
برو و بگو كه گردان ما و گردان ديگري از گارد جاويدان مي خواهد به انقلاب بپيوندد. من مامور شدم تا اين موضوع را به اطلاع امام
برسانم . ما خبر نداشتيم جلسه اي ميان سران ارتش تشكيل شده و اعلام بي طرفي ارتش شده . آن زمان اين بيم هم وجود داشت كه ممكن
است 28 مرداد 1332 تكرار شود و شاه دوباره بازگردد . احساس مي شد كه اگر قرار است اين اتفاق بيفتد گارد جاويدان اين كار را
خواهدكرد. من با اين ماموريت به زحمت خودم را به مقر امام رساندم و بعد از معطلي بسيار نهايتا توانستم آقاي هاشمي رفسنجاني را
ببينم كه البته آن زمان ايشان را نمي شناختم . بعد مرا به تيمسار قرني معرفي كردند و گفتند كه مسائل مربوط به شاخه نظامي به وي واگذار
شده است . همين كه با تيمسار قرني داشتم صحبت مي كرديم ديديم كه رحيمي كه آن زمان از فرماندهان ارشد ارتش بود را آوردند. آن
زمان تازه متوجه شدم كه انقلاب پيروز شده و برگشتم پادگان و تمام سربازان رفته بودند و معدودي از افسران و درجه داران باقي مانده
بودند.
روابط عمومي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران
من اولين بار حضرت امام را در مدرسه رفاه ديدم كه همراه جمعي از ارتشيان به ديدارشان رفتيم
امام خميني شناخت كاملي از ارتش داشتند و همين شناخت بود كه باعث شد بعد از انقلاب در مقابل فشار سنگين افراد ناآگاه درباره
انحلال ارتش ايستادگي كردند و ارتش را حفظ كردند
ما به طور مخفي در ارتش عليه رژيم شاه و به حمايت از نهضت امام خميني فعاليت مي كرديم و با اين كه مي دانستيم اگر
فعاليت هايمان كشف شود مجازاتي مانند اعدام در انتظارمان خواهد بود
به تلاش خود ادامه مي داديم

*****
خاطره هاي انقلاب از انقلاب آفرينان ارتش
|
سرهنگ دوم علي اكبر اوج
به دنبال درج مقاله اي توهين آميز در يكي از روزنامه ها در دي ماه .1356 برخي از پرسنل متعهد و مومن تيپ 3 همدان از لشكر 16
ارتش
به صورت علني و غير علني
از طريق چاپ و پخش اطلاعيه و برگزاري جلسات سخنراني
مراتب اعتراض خود را در اين زمينه
ابراز كردند. عمل ننگين رژيم شاه در چاپ مقاله توهين آميز نسبت به حضرت امام (ره ) نه تنها باعث شكت دستگاه وقت براي جريحه
دار كردن احساسات مذهبي مردم شد
بلكه مردم انقلابي را بيدارتر و هوشيارتر كرد و از اين تاريخ ما در تيپ ياد شده
اقدام به تكثير
نوارهاي سخنراني حضرت امام و پخش كتابهاي مذهبي كرديم . عوامل رژيم كه متوجه حركت ما در اين پادگان شده بودند
مانور
ساختگي در منطقه حسينيه اهواز ترتيب دادند و تيپ 3 را مجبور كردند تا به منطقه جنوب اعزام شود . پرسنل تيپ كه پس از اجراي
مانور در شهرهاي اهواز و بعضا در خرمشهر رفت و آمد داشتند. با مشاهده برپايي مراسم عزاداري و سوگواري حضرت امام حسين (ع )
كه مصادف با بهمن ماه 56 بود
روحيه خوبي پيدا كردند و پس از بازگشت به همدان انگيزه هاي قوي تري براي انجام كارهاي مذهبي پيدا
كردند. ما به همراه سرهنگ شهيد احمد بيگي و تعداد ديگري از دوستان
برپايي جلسات مذهبي و شركت در مجالس علماي بزرگ و
برجسته مذهبي همدان را جدي تر گرفتيم .
نكته مهم در وقايع ماههاي قبل از انقلاب در همدان اين بود كه علي رغم فشار دستگاه منحوس پهلوي براي ايجاد رعب و وحشت در
مردم
حضور تانكها و ادوات زرهي
صرفا حالت نمايشي داشت . زيرا نظاميان مومن به هيچ وجه دستورات را همان گونه كه صادر
مي شد
عمل نمي كردند . حتي يكبار يكي از تانكهاي گردان تيپ 3 به شهر تبريز اعزام شد تا شايد خيزش انقلاب مردم اين شهر را
سركوب كند. اما عناصر گردان نه تنها هيچگونه عمل ضد مردمي نشان ندادند
بلكه همپاي مردم موجب تشديد قيام نيز شدند بطوريكه
سرلشكر معدوم بيدآبادي درخواست خروج اين گردان را از منطقه استحفاظي تبريز كرد.
به دنبال واقعه خونين 17 شهريور در تهران 5 گردان از همدان به تهران اعزام شد تا در نقاط مختلف شهر از جمله
هتل استقلال و لاله
مستقر شوند. در مدت يك ماهي كه اين گردانها در تهران مستقر بودند
هيچ مشكلي براي مردم از ناحيه اين گردانهاي ارتش پيش نيامد.
در مدت اقامت در تهران به افراد تحت امر دستور داده بوديم كه تظاهر كنندگان را تا ميدان انقلاب و آزادي و دانشگاه تهران هدايت
كنند تا مجمع و تظاهرات مردم بهتر انجام شود و به چشم نيايد. از طرف ديگر به علت مركزيت داشتن مناطق ياد شده تظاهرات مردم
انعكاس بهتري در سطح شهر داشت . اين وضعيت ادامه پيدا كرد تا اينكه در روز 12 بهمن 57 حضرت امام (ره ) قدوم مباركشان را بر
خاك ميهن و سر و چشم ما گذاشتند.
روابط عمومي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران

*****
نموداري از عمليات هاي ارتش در بهمن ماه سال هاي دفاع مقدس
|
4 ـ عمليات پدافند لشكر 81
نام عمليات : عمليات پدافندي لشكر 81
تاريخ شروع : دشمن با استفاده از تاريكي شب در ساعت 2
15 مورخه 1363
11
20 به مواضع خودي حمله كرد
مدت زمان : سه روز
منطقه عمليات : منطقه عمومي ايلام
مركز فرماندهي : قرارگاه تيپ 3 لشكر 81 زرهي
نوع عمليات : پدافندي
يگانهاي خودي :
(1 ) قرارگاه پدافند كننده قرارگاه تيپ 3 لشكر 81 زرهي
(2 ) گردان 119 پياده مكانيزه تيپ 2 لشكر 81 زرهي
يگانهاي پشتيباني :
توپخانه ارتش جمهوري اسلامي ايران
يگانهاي دشمن :
دو گروهان كماندوئي با پشتيبانيهاي مربوطه
وضعيت :
وضعيت كلي عمليات در محدوده تپه فصيل در منطقه مرزي شمال ميمك موقعيت آن در مقابل تنگه هاي بينا و بيجار كه چند حلقه چاه
بهره برداري نشده وجود دارد كه در عمليات عاشورا 25 مهر 1363 به تصرف نيروهاي خودي در آمد با توجه به موقعيت ديد وتير به
جهات مختلف روي جاده هاي منطقه در دست داشتن آن برتري نسبي را نسبتا فراهم مي كند.
هدف آفند دشمن :
الف ـ تصرف ارتفاع فصيل (تپه گلم زرد و گرگني ) به منظور به دست آوردن زمينهاي مناسب پدافندي .
ب ـ بازپس گرفتن مناطق از دست داده شده قبلي .
شرح عمليات :
دشمن با استفاده از تاريكي شب در ساعت 2
15 تك را با آتش سنگين توپخانه و ساير سلاحهاي كاليبر بزرگ آغاز نمود در ابتدا
سنگرهاي تاميني كمين و پست شنود و قسمتي از يال ارتفاعات 305 و 325 را تصرف نمود
با تلاش شبانه روزي وطراحي عملياتي
رزمندگان ما توانستند بعد از 3 روز نبرد نزديك و سخت جبهه دشمن را در هم كوبيده و نيروهاي دشمن را از مواضع خودي مجبور به
عقب نشيني كنند .
تلفات دشمن :
كشته و زخمي 31 نفر
خسارات دشمن :
انهدام يك سنگر اجتماعي دشمن
انهدام 3 انبار مهمات دشمن

| | |