روزنامه جمهوري اسلامي 19/12/1388 صفحه سرمقاله
*****
آلمان شريك جرم تروريست ها


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    دولت آلمان تنها يك روز پس از دستگيري سركرده گروهك تروريستي « پژاك » وي را آزاد كرد. آزادي تعجب برانگيز اين تروريست باسابقه درحالي صورت گرفت كه ايران بلافاصله خواستار استرداد وي شده بود تا اين جنايتكار شرور براي محاكمه به دست عدالت سپرده شود.
    ماجرا از اين قرار است كه « رحمان حاجي احمدي » سركرده گروهك تروريستي پژاك از زماني كه مستقيما تحت پوشش سازمان « سيا » درآمد مسئوليت دهها عمليات در غرب ايران را برعهده گرفت و 300 نفر از نيروهاي مرزباني ايران و هموطنان كرد را در حملات جنايتكارانه به قتل رساند. وي در اين مدت با اقامت در آلمان مزدوران خود را در غرب كشور و تركيه هدايت و سازماندهي كرده و با بودجه اي كه از سوي سازمان « سيا » در اختيار او قرار گرفته بود هماهنگ با شرور « عبدالمالك ريگي » كه ناامني در شرق ايران را دامن مي زد به عنوان بازوي عملياتي آمريكا عمل مي كرد.
    وي كه از 31 سال پيش و همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي اجازه اقامت در آلمان را بدست آورده بود با عضويت در حزب دمكرات كردستان مسئوليت سازماندهي عمليات مسلحانه عليه جمهوري اسلامي ايران را در زير چتر حمايتي سازمان اطلاعاتي آلمان برعهده گرفت ولي بعد از انشعاب از اين حزب گروهك تروريستي پژاك را براي تمركز معارضه و ايجاد ناامني در غرب ايران تاسيس كرد و بلافاصله اجازه ايجاد دفتر و تشكيلات اين گروهك تروريستي در آلمان به وي داده شد.
    وي سالها با استقرار در آلمان و سفر به كشورهاي اروپايي ازجمله بلژيك مزاحمت هايي را براي امنيت شهروندان بلژيكي ايجاد كرده بود اوايل هفته جاري در پي درخواست مقامات امنيتي بلژيك درحمله پليس آلمان به خانه تيمي اش در شهر كلن به همراه دو تن از فعالان حزب « پ .ك .ك » بازداشت شد. هنوز انتشار خبر اين دستگيري در رسانه ها ادامه داشت كه ديروز اعلام شد دولت آلمان اين تروريست را آزاد كرده است . اين حادثه در ميان جنجال فراوان مقامات غربي و در قالب شعار مبارزه با تروريسم اروپايي ها از چند جنبه قابل بررسي و تجزيه و تحليل است .
    1 ـ ماجراي بازداشت سركرده گروهك تروريستي پژاك در آلمان صرفا يك اقدام نمايشي و جنجالي براي بزرگنمايي اين گروهك و رسانه اي كردن آن بود تا نشان دهد خط تروريسم در ايران و مقابله گروهكي با جمهوري اسلامي ايران عليرغم دستگيري عبدالمالك ريگي و ضربه بزرگي كه به سياست ناامن سازي جدار مرزي شرق ايران وارد شد نمرده و هنوز زنده است و مي تواند به عنوان يك نيروي عمده در غرب كشور به جذب نيرو در داخل و حمايتهاي خارجي اميدوار باشد.
    2 ـ دولتها و دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي غرب قصد چنگ و دندان نشان دادن به جمهوري اسلامي ايران را دارند و با انجام نمايش دستگيري و سپس آزادي سركرده گروهك تروريستي پژاك مي خواهند اين پيام را به ايران ارسال كنند كه عليرغم دستگيري عبدالمالك ريگي در عمليات خيره كننده نيروهاي اطلاعاتي ايران هنوز هم اهرم ها و نيروهاي مزدوري كه بتوانند باعث ناامني و ايجاد مزاحمت هاي تروريستي در ايران شوند را در اختيار دارند.
    3 ـ بازداشت سركرده گروهك تروريستي پژاك در آلمان و آنهم به درخواست پليس بلژيك صرفا يك ماجراي بين دو كشور اروپايي براي هشدار به عنصري تروريست بوده كه نه از حيث فعاليتش عليه ايران بلكه فقط بخاطر مزاحمت هايي كه براي امنيت شهروندان بلژيكي و در ارتباط با عناصر مشكوك و باندهاي تبهكاري و پولشويي بلژيكي داشته صورت گرفته و از اصل قرار بر اين نبوده كه پليس آلمان او را به دليل عمليات تروريستي و مبارزه با جمهوري اسلامي ايران تحت بازداشت و پيگرد قانوني قرار دهد.
    4 ـ مبارزه دولتهاي غربي با تروريسم يك دروغ بزرگ و يك عوامفريبي رنگ ورو باخته است زيرا ادعاهاي آمريكا و كشورهاي اروپايي در مبارزه با تروريسم در حاليكه دو كشور عراق و افغانستان در اشغال اين كشورهاست و هزاران مورد شكنجه ترور و آدم ربايي ها در كشورهاي جهان توسط مدعيان دمكراسي انجام مي شود به يك مضحكه بيشتر شباهت دارد تا واقعيت .
    ملت هاي جهان هرگز نمي توانند باور كنند كه غربي ها در ادعاي مبارزه با تروريسم صادق هستند در حاليكه تروريستهاي بزرگ جهاني و تروريسم دولتي از آنجا نشات گرفته و اروپا و آمريكا تروريست پرور هستند و به حيات خلوت بزرگ تروريستها تبديل شده اند.
    ننگ حمايت از جنايتهاي رژيم صهيونيستي در فلسطين و حمايت از صدور تروريسم به كشورهاي جهان ازجمله ترور « عماد مغنيه » و « المبحوح » از رهبران حزب الله لبنان و حماس نشان مي دهد كه غربي ها محور تمامي عمليات ناامني و ترور در جهان و بويژه در كشورهاي اسلامي هستند. آزادي سركرده گروهك پژاك بار ديگر ماهيت پليد رژيم هاي غربي را در مبارزه با تروريسم به چالش كشيد و نشان داد كه آنها در مبارزه با تروريسم دوگانه عمل كرده و فاقد صداقتند.
    آيا باوركردني است كه كشورهايي مثل آمريكا آلمان فرانسه و انگليس مشغول مبارزه با تروريسم باشند ولي در عين حال مقر اصلي منافقين و نيروهاي ضدانقلاب ايراني نيز باشند و اين تروريستها بتوانند به راحتي ايستگاههاي تلويزيوني داير كرده و با مراكز دولتي ازجمله پارلمان اروپا ارتباط برقرار كنند و باز هم غرب مدعي مبارزه با تروريسم باشد آيا مي توان شادماني مكرر مسئولان و رسانه هاي كشورهاي غربي از عمليات تروريستي گروهك ريگي و پژاك در قتل عام دهها زن و مرد را شنيد و تريبون هاي اختصاصي و مصاحبه هاي زنده با سركردگان شبكه هاي ضدانقلاب ايراني را در اروپا و آمريكا ديد و باز هم باور كرد كه غربي ها در حال مبارزه با تروريسم هستند !
    5 ـ از آنجا كه فرض محال امري محال نيست به فرض اينكه دولت آلمان در مبارزه با تروريسم صادق بوده و بر همين اساس اقدام به دستگيري سركرده گروهك تروريستي پژاك كرده باشد تنها عاملي را كه مي تواند منجر به آزادي وي و برهم خوردن اراده سياسي مقامات آلماني شود بايد در نفوذ آمريكا در دولت آلمان جستجو كرد. استناد اين فرضيه هنگامي بيشتر نمودار مي شود كه دولت دستگاه قضايي و امنيتي آلمان در موارد متعدد نشان داده اند كه قدرت ايستادگي در مقابل فشارهاي آمريكا و رژيم صهيونيستي و حفاظت از منافع ملي كشورشان را ندارند و مجبورند تحت فشارهاي وارده تصميم خود را تغيير دهند.
    برهمين اساس آزاد كردن سركرده يك گروهك تروريستي در آلمان را بايد به مثابه لكه ننگي براي دستگاه سياسي و قضايي و سيستم اطلاعاتي و امنيتي اين كشور دانست كه عملا ثابت خواهد كرد از اين پس از هر جنايتي كه گروهك پژاك در ايران مرتكب شود دولت آلمان نيز در آن شريك و سهيم است .