اشتهاي سيري ناپذير انگليس براي غارت ثروتها در سرزمينهاي استعمارزده
يكبار ديگر جزاير فالكلند متعلق به آرژانتين را خبرساز
كرده است .
انگليس بدون هماهنگي با آرژانتين
به شركت نفتي « ديزاير پتروليوم » امتياز انجام عمليات اكتشاف
حفاري
بهره برداري و انتقال
نفت در جزاير فالكلند را واگذار كرده است . اين جزاير در اصل متعلق به آرژانتين است كه در سال 1322 شمسي با تهاجم نظامي انگليس
به اشغال درآمده است . دولت آرژانتين كه اين جزاير را « مالويناس » مي نامد
در سال 1361 سعي كرد با توسل به قدرت نظامي به اشغال
اين جزاير خاتمه دهد كه البته با غرق كردن ناوهواپيمابر « شفيلد » و واردكردن ضربات سهمگين بر ارتش اشغالگر
از غافلگيري انگليس
بهره گرفت و جزاير مالويناس را به تصرف درآورد. اما انگليس در مراحل بعدي با كمك نظامي ـ اطلاعاتي آمريكا
مجددا جزاير
آرژانتيني را اشغال نمود و احساسات مردم و دولت مردان آرژانتيني را به شدت جريحه دار ساخت . گفته مي شود ارتش آمريكا از اين
جزاير براي ايجاد پايگاه نظامي
استراق سمع و كنترل ناوبري هوائي
سواستفاده مي كند و در واقع با حمايت از انگليس
به پايگاهي
براي تامين نيازهاي سلطه جويانه در آمريكاي لاتين دست يافته و به همين دليل از ادامه اشغال جزاير مالويناس حمايت
مي كند.
شوراي امنيت سازمان ملل در سال 1361 با صدور بيانيه اي از طرفين انگليس و آرژانتين خواست كه از انجام هرگونه اقدام
تحريك آميزي كه باعث وخامت اوضاع شود
بپرهيزند. اكنون انگليس با تلاش براي غارت نفت جزاير مالويناس وسوسه شده است .
دولت آرژانتين سعي دارد از تمامي ابزارهاي ممكن براي جلوگيري از غارتگري انگليس استفاده كند و در عين حال زمينه هاي بازگشت
جزاير مالويناس به آرژانتين را فراهم نمايد.
« كريستينا فرناندز كرشنر » رئيس جمهور آرژانتين از سران كشورهاي آمريكاي لاتين درخواست حمايت سياسي از مواضع كشورش را
نموده و 33 كشور آمريكاي لاتين به صورت يكپارچه از درخواست به حق آرژانتين حمايت كرده اند و برخي حق حاكميت اين كشور بر
جزاير مالويناس تاكيد ورزيده اند.
اكنون بنظر مي رسد كه نوبت سازمان ملل است كه در اين زمينه موضع گيري نمايد. « خورخه تايانا » وزير خارجه آرژانتين با سفر به
نيويورك و ديدار با « بان كي مون » دبيركل سازمان ملل خواستار احقاق حقوق آرژانتين و اعاده حاكميت بر جزاير مالويناس است . پيش از
اين دولت آرژانتين در ديماه سال جاري با ارسال نامه اي رسمي براي لندن از انگليس خواسته بود به اشغال اين جزاير پايان دهد لكن با
پاسخ منفي انگليس مواجه شده بود.
قوانين و كنوانسيونهاي بين المللي با اين اقدام اشغالگرانه از سوي انگليس در تضاد و تناقض است و انگليس ناچار است به اين
اقدامات غيرقانوني خود خاتمه دهد ولي مقامات لندن معتقدند با توسل به زور و بي اعتنائي به فشارهاي بين المللي
هنوز هم قادرند به
غارت ثروتها در جزاير مالويناس ادامه دهند.
انعكاس رسانه اي اين اخبار و گزارشات باعث تحريك احساسات ملي نزد مردم آرژانتين شده است . همين امر زمينه هائي براي طرح
موضوع ضرورت توسل به اقدام نظامي تازه براي پايان اشغال جزاير مالويناس و دستكم اختلال در عمليات اكتشاف
حفاري و غارت
منابع نفتي مالويناس شده است .
با اينهمه
نگراني اصلي مقامات آرژانتين اينست كه آمريكا يكبار ديگر با همكاري نظامي ـ اطلاعاتي به نفع انگليس وارد صحنه شود
و اقدامات نظامي آرژانتين براي بازگرداندن حاكميت بر جزاير مالويناس را خنثي كند.
طرح اين مسائل باعث اوج گيري خشم و نفرت مردم آرژانتين عليه آمريكا و انگليس شده و فشار افكار عمومي بر دولت و ارتش
براي انجام يك اقدام جدي و موثر در حال افزايش است . هنوز كاملا روشن نيست كه واكنش و اقدام بعدي دولت در قبال اين فشار
فزاينده چه باشد لكن بنظر مي رسد كه مقامات رسمي فعلا درصدد آزمودن راههاي مسالمت آميز هستند
اگرچه راه حلهاي نظامي را
نفي نكرده اند.

*****
خشم عمومي از عملكرد هسته اي و نظامي آمريكا
|

يك پايگاه خبري آمريكايي نوشت : مردم كشورهاي ميزبان از حضور پايگاههاي نظامي در كشورشان ناراضي هستند كه از دلايل اين
نارضايتي مي توان به رواج اعمال منافي اخلاق و جنايات خشونت آميز
جنگ افروزي
شكنجه و زيرپا گذاشتن قوانين اشاره كرد.
پايگاه اينترنتي « كانترپانچ » در مقاله اي به قلم « خوان رولافز » با اشاره به ضعف اقتصادي دولت آمريكا نوشت : عليرغم اين موضوع
اقدامات نظامي آمريكا سراسر جهان را در برگرفته است
در اقصي نقاط دنيا شاهد جنگهاي ريز و درشتي هستيم كه توسط كشور ما
رهبري مي شوند. دامنه عملياتي و جغرافيايي اقدامات نظامي آمريكا جهاني است .
وي در مقاله خود به بيان اين موضوع كه سازمانهاي بزرگ مانند « ناتو » نقش اساسي و عمده را در اين جنگ ها دارند در بيان نقش
كشورهاي عضو مي نويسد : اعضايي كه لقب « بي طرف » را يدك مي كشند
نقش اصلي و كليدي را در ناتو ايفا نمي كنند : ايرلند
اتريش
سوئيس
فنلاند
مالت و سوئد از اين جمله اند . « ريك روزوف » گزارش كرد كه در ژوئن 2009
مانورهاي نظامي توسط 10 كشور در
شمال سوئد براي گسترش نفوذ و حضور آمريكا و ناتو در مناطق قطب شمال و مقابله با روسيه انجام گرفت .
نويسنده در ادامه مي افزايد : ساير طرفهاي درگير
كشورهاي حاشيه مديترانه اي ناتو هستند الجزاير
مصر
اسرائيل
اردن
موريتاني
مراكش
تونس و در آخر
كشورهايي كه به عنوان مهمان در ناتو حضور داشتند : استراليا
نيوزيلند
ژاپن و كره جنوبي .
توافقات پشت پرده ناتو ضد دمكراسي است
وي با بيان اينكه اعضاي ناتو بايد استانداردهاي خاصي را دنبال كنند
اظهار مي دارد : اعضا بايد به اين استانداردها اعتقاد داشته باشند
و يا اينكه تظاهر به رعايت آنها كنند. درست است كه در بسياري از موارد اين استانداردها باعث افزايش قدرت نظامي اعضا مي شود ولي
باعث توافقات پشت پرده اي نيز مي گردد كه با دموكراسي در تضاد كامل هستند. اگر دولت منتخب يكي از كشورهاي متحد ما از لحاظ
نظامي مورد شك واقع شود
به نخست وزيران و طرفداران آنها در پارلمان هيچ اطلاعاتي در مورد تصميمات ناتو داده نمي شود
به
عنوان مثال بر خلاف قانون اساسي دانمارك
سلاح هاي هسته اي در « گرين لند » استقرار داده شدند. نرمال سازي حيطه فعاليتهاي ناتو
نفوذ اين سازمان در اتحاديه اروپا و تاثير آن بر زندگي غير نظاميان (اروپاي شرقي و غربي و آسياي مركزي ) به ندرت مورد بازبيني قرار
مي گيرند.
اين صاحبنظر غربي شاخه ديگر فعاليتهاي ارتش آمريكا را آموزش نظامي خوانده و مي نويسد : آمريكا به شركاي خود در ناتو و به
كارمندان نظامي و غيرنظامي بيش از 150 كشور آموزش مي دهد . مدرسه آمريكايي ها (نام امروزي آن موسسه همكاريهاي امنيتي
هميسفر غربي است ) بسيار بدنام است . با اين وجود
بيش از 200 موسسه در آمريكا وجود دارند كه نظاميان خارجي بسياري را آموزش
مي دهند . هر كشوري كه تسليحات نظامي از آمريكا خريداري مي كند ـ حدود 150 كشور اين كار را انجام مي دهند ـ در قراردادشان ذكر
مي شود كه بايد آموزش لازم را نيز از سوي موسسات و نظاميان آمريكا فرا بگيرند.
تمرينات نظامي مشترك با گارد ويژه
در واقع نوعي آموزش مربي براي نيروهاي خارجي است . بنابراين مي توانيم مطمئن شويم كه
همكاريهاي دو جانبه بين آمريكا و ساير كشورها ادامه خواهد يافت .
اين نويسنده با اشاره به ارائه خدمات كلينيكي ارتش آمريكا مي افزايد : يكي از وظايف ارتش آمريكا
براساس فصلنامه دفاعي
جلوگيري از وارد آمدن فشار بيش از حد به مردم در نتيجه ناآرامي هاي گسترده و سوانح طبيعي عظيم در كشورهاي ديگر است . ارتش
آمريكا با ارائه خدمات كلينيكي همچون خدمات دندانپزشكي و دامپزشكي سعي دارد تا قلوب مردم را بدست آورد. ماموران كاركشته
مناطق و مكانهاي مناسب را شناسايي كرده و با افرادي كه در اين مناطق از نفوذ برخوردار بوده و در عين حال نيز جاه طلب هستند
طرح
دوستي مي ريزند
اين باعث مي شود تا نيروهاي آمريكايي به ندرت چنين مناطقي را ترك كنند. تمامي اين تعاملات ـ مشاركتها
آموزش و خدمات انساني ـ شبكه اي به وجود مي آورند كه باعث مي شود تا نخبگان امروز و آينده
هم در بخش نظامي و هم در بخش
غيرنظامي يك نوع ارتباط دانشگاهي و علمي با هم داشته باشند. بنابراين تمامي اينها اساسي و پايه اي هستند.
اين تحليلگر در ادامه مقاله به بررسي يكي از كتاب هايي كه در زمينه عملكرد پايگاه هاي نظامي آمريكا در كشورهاي مختلف
مي پردازد كتاب پايگاههاي امپراطوري ستيز جهاني عليه مقرهاي نظامي آمريكا كه توسط « كاترين لوتز » تاليف شده است
ادامه كتاب
فوق العاده زيباي « خورشيد هيچگاه غروب نمي كند : مواجهه با شبكه پايگاههاي نظامي آمريكا در خارج » است كه توسط « جوزف
گرسون » و « بروس بيرچارد » تاليف شده است .
نويسنده
« لوتز » را يك انسان شناس دانسته و اعتقاد دارد ديدگاه انسان شناسان و كارشناسان سياست خارجي از اساس متفاوت است
بسياري از فعالان و انسان شناسان
دستيابي به اطلاعات واقعي در مورد امور جاري را به فال نيك مي گيرند
در حالي كه كارشناسان
سياست خارجي ديدگاهي متفاوت و در نقطه مقابل دارند. آنها تنها در مورد نظرات عده اي خاص و ايدئولوژيها و پيش فرضهاي
خودشان سخن مي گويند و با واقعيات كاري ندارند.
هزينه هنگفت نگهداري از پايگاههاي خارجي
« خوان رولافز » براي اثبات نظر خود به يكي از گزارش هاي وزارت دفاع آمريكا در خصوص پايگاههاي نظامي اشاره كرده و
مي نويسد : براي بدست آوردن اطلاعاتي در مورد مكان
وسعت و ارزش پايگاههاي نظامي آمريكا در خارج از كشور مي توانيد نگاهي به
گزارش ساختاري پايگاههاي وزارت دفاع بياندازيد. تمامي رقم ها را كوچكتر از رقم هاي واقعي در نظر گرفته اند
پايگاههاي آمريكا در
عراق و افغانستان و آنهايي را كه به زودي در يمن احداث خواهند شد را در اين گزارش وارد نكرده اند. آنها همچنين پايگاههايي را كه به
ارتش آمريكا اجازه دسترسي به برخي مناطق را مي دهند در ليست خود ذكر نكرده اند . طبق آمار سال گذشته
آمريكا در حدود 4742
پايگاه دارد . از اين تعداد 121 پايگاه در مناطق تحت نفوذ و 716 پايگاه در كشورهاي خارجي قرار دارند . برخي تعداد پايگاههاي خارجي
را در حدود 1000 پايگاه تخمين مي زنند
و هزينه نگهداري از آنها را سالانه در حدود 250 ميليون دلار برآورد مي كند .
اين روزنامه نگار در مورد فعاليتها و اعتراضاتي روز افزوني كه عليه اين پايگاهها صورت مي گيرد و بعضي از آنها نيز موفقيت آميز
بوده اند
مي نويسد : به عنوان مثال يك شبكه بين المللي براي برچيدن پايگاههاي نظامي خارجي تشكيل شده است . اعتراضات و
مخالفتهاي صورت گرفته بر ضد پايگاههاي نظامي را مي توان از اينترنت پيگيري كرد. حركتهاي ضد پايگاههاي نظامي
شاهد رهبري و
مشاركت تعجب برانگيز زنان
اقليتهاي نژادي و مردم بومي است . با اين وجود
ارتش آمريكا دموكراسي متكي به چند فرهنگ را در
سرزمين هاي خارجي گسترش داده است .
آخرين فرصت براي اوباما
از سوي ديگر « ديويد هافمن » تحليلگر مسايل بين الملل در مقاله اي كه در نشريه « فارين پاليسي » منتشر شده است
مي نويسد : رئيس
جمهور اوباما تاكنون در مورد صحبت هايي كه راجع به سلاح هاي اتمي انجام داده
كار خاصي صورت نداده است . چند ماه آينده ممكن
است بهترين شانس او براي پيگيري گفته هايش باشد.
در بخش اين مقاله مي خوانيم : ظاهرا اوباما قول هاي خود را فراموش كرده است . از زماني كه به رياست جمهوري رسيده است در اين
مورد سخني نگفته است . طبيعتا "
در بين فرماندهان نظامي كساني بودند كه با اين قضيه مخالفت مي كردند. مسئوليت و ماموريت آنها
آماده باش در هر لحظه است
بنابراين طبيعي است كه بخواهند هر آن آماده به شليك و عمل باشند.
آنچه باعث نگراني است توجه به اين مسئله است كه به هنگام بحران آماده سازي دوباره
اين تسليحات مي تواند موجب بروز ترس و
وحشت در ديگران گردد. « ژنرال كوين چيلتون »
رئيس فرماندهي استراتژيك نيروي هوايي آمريكا
در كنفرانسي گفت كه از تسليحات
كنوني به خوبي محافظت مي شود
در حالي كه تجهيز و آماده كردن دوباره آنها درست مثل اين است كه قطعات مختلف اسلحه را از هم
جدا كرده و هر يك را به نقطه اي از كشور بفرستند و سپس زماني كه در بحران هستيد
تصميم بگيريد كه دوباره قطعات را جمع آوري
كنيد. بنابراين بايد از خودمان بپرسيم آيا توانايي تامين مالي جمع آوري قطعات تسليحات هسته اي را داريم
با تمامي اين تفاسير
براي داشتن جهاني امن تر
جدا كردن قطعات اين تسليحات از حالت آماده باش بودن آنها بهتر است . اوباما بايد
به فرماندهان ارتشي خود بگويد كه به دنبال دستيابي به يك توافق محكم
قابل اعتماد و دو جانبه با روسيه است و پس از آن با اطمينان
تمامي سلاح هاي آماده به شليك خود را از رده خارج كنند. اين وظيفه فرماندهان نيست بلكه وظيفه فرمانده ارشد است .
فرصت ديگري كه اوباما براي نشان دادن رهبري خود دارد
جايگزيني معاهده استراتژيك ارتش است . معاهده قبلي در 1991
(1370 ) توسط گورباچف و جورج بوش پدر به امضا رسيد . چند ماه پيش مهلت آن به پايان رسيد و به نظر مي رسد كه معاهده جديد
در حال تكميل شدن است . شواهد نشان مي دهند كه هر دو طرف توافق خواهند كرد تا كلاهك هاي هسته اي خود را به ترتيب از 1770 و
2200 به 1500 و 1675 كلاهك كاهش دهند و تعداد كلاهك هاي آماده به شليك نيز از 1600 به 800 خواهد رسيد . اگر چه روسيه
سعي مي كند تا برخي از مفاد مداخله جويانه معاهده قبلي را از معاهده جديد حذف كند ولي به نظر مي رسد كه روش هاي جديدتري را
در اين معاهده شاهد باشيم . كاهش تعداد كلاهك ها و ايجاد فضا و جوي بين دو طرف كه امكان نظارت را بوجود آورد بسيار بهتر از اين
است كه اصلا معاهده اي در كار نباشد.
ولي آيا واقعا اين معاهده به اندازه كافي قدرتمند و التزام آور هست يا اينكه فقط جنبه تشريفاتي دارد آيا امنيت آمريكا به جاي
1500 كلاهك با 600 كلاهك آسيب خواهد ديد همچنين
برخي از مسائل فوق العاده ضروري در مورد تسليحات هسته اي
مثلا
سئوالات موجود در مورد تسليحات تاكتيكي و كوتاه برد
در اين معاهده مورد اشاره قرار نخواهند گرفت . آمريكا 500 قبضه از انواع اين
سلاح ها را در اختيار دارد كه برخي از آنها در اروپاست و روسيه 2050 قبضه در زرادخانه هاي خود انبار كرده است .
با توافقي كه در سال 1370 شكل گرفت بسياري از سلاح ها توسط گورباچف و بوش كنار گذاشته شدند ولي هيچگاه و در هيچ
معاهده اي به كلاس و نوع تسليحات اشاره نشده است . پس از امضاي معاهده جديد نيز همين رويه ادامه خواهد يافت . به نظر مي رسد كه
اين معاهده به طور كامل بحث در مورد كلاهك هاي موجود در زرادخانه ها را ناديده بگيرد. آيا بار ديگر
بخش ديگري از مسئله مهم
مربوط به زرادخانه هاي هسته اي جنگ سرد باقي خواهد ماند تا نسل آينده براي رويايي با آن به چالش بيافتد
با توجه به شرايط سياسي روسيه
دستيابي به يك معاهده و توافق ديگر در آينده اي نزديك غيرممكن است
اين آخرين شانس ما
براي سال هاي طولاني خواهد بود. دولت آمريكا به زودي گزارش مربوط به وضعيت هسته اي را منتشر خواهد كرد. اين سند به منظور
كمك به تعيين نقش نيروهاي هسته اي در استراتژي نظامي آمريكا تدوين شده است . در دو گزارش قبلي كه تا قبل از پايان جنگ سرد تهيه
شده بودند
در اوايل رياست جمهوري كلينتون و بوش
وضعيت هسته اي موجود در زمان جنگ سرد به طور كامل تغيير نيافته بود
با
اين وجود از تعداد زرادخانه ها كاسته شده بود.
اوباما بايد از اين فرصت استفاده كرده و خود را از گذشته جدا نموده و سندي را منتشر كند كه نشان دهنده كاهش تاثيرات سلاح هاي
هسته اي در سياست دنياي امروز است . مقامات سابق دولتي و كارشناسان ارشد در نامه اي كه در 12 بهمن به اوباما نوشتند
خواستار
تغييرات اساسي در چند بخش حياتي و مهم شدند. در ميان اين درخواست ها مي توان به درخواست كاهش اهداف نگه داري سلاح هاي
هسته اي اشاره كرد تا اين سلاح ها تنها جنبه بازدارندگي از حمله به آمريكا و متحدانش را داشته باشند.
امروزه در سياست هاي آمريكا در قبال سلاح هاي هسته اي با يك نوع ابهام و دوگانگي مواجه هستيم . آنها همچنين خواستار كاهش
شديد در تعداد انبارهاي هسته اي شده و متذكر گرديدند كه آماده به شليك نگه داشتن تعداد زيادي سلاح هسته اي كه تنها در عرض چند
دقيقه عمل مي كنند با هدف كاهش احتمال جنگ در منافات كامل هستند.
فرصت ديگر اوباما همايش امنيت هسته اي در آوريل و در واشنگتن است . انتظار مي رود تا سران بيش از 40 كشور دنيا در اين
همايش شركت كرده و در مورد لزوم مقابله با تروريسم هسته اي در طي چهار سال آينده به بحث و گفتگو بپردازند. البته ويژگي چنين
همايش هايي اين است كه فقط حرف زده مي شود و هيچ كار عملي صورت نمي گيرد. اوباما تنها مي تواند ديگران را متقاعد كند كه
استانداردهاي جديدي وضع كنند كه به راحتي قابل اجرا و عملي باشند.
در نهايت
اوباما بايد در داخل سياستي اتخاذ كند كه هم در برگيرنده معاهده با روسيه و هم در برگيرنده معاهده منع آزمايش هسته اي
باشد
معاهده اي كه در سال 1369 رد شد . آيا رئيس جمهور در سال انتخابات سرمايه سياسي خود را خرج خواهد كرد هفته گذشته
جوزف بايدن به سياست هاي اعمال شده در اين زمينه حمله كرد
او از هر دو حزب خواست تا در اين زمينه به توافق برسند و بودجه
مراكز هسته اي
مثلا آزمايشگاه ها را افزايش دهند
بايدن در عين حال به تصويب توافق نامه ها هم تاكيد كرد.
با اين وجود
انتظار نمي رود كه اقدام عملي در اين خصوص صورت گيرد. اوباما قدرتمندترين گروه را براي عبور از سال هاي جنگ
سرد تشكيل داده است . ولي او ابتدا بايد از وضعيت كنوني عبور كند. در غير اين صورت
در سال هاي بعد كس ديگري صحبت هاي او را
تكرار خواهد كرد و از اين كه كارهاي عملي و بيشتري در اين زمينه صورت نگرفته است
گله خواهد نمود.
امضاي توافقنامه جديد كاهش سلاح هاي هسته اي آمريكا و روسيه كه هنوز صورت نپذيرفته
آخرين فرصت اوباما براي عمل به
وعده هاي انتخاباتي خود مبني بر خلع سلاح هسته اي جهان است
« ديويد هافمن » تحليلگر برجسته آمريكايي : امروزه در سياستهاي آمريكا در قبال سلاح هاي هسته اي
با يك نوع ابهام و دوگانگي
مواجه هستيم
آمريكا حدود 4742 پايگاه نظامي دارد كه از اين تعداد 121 پايگاه در مناطق تحت نفوذ آمريكا و 716 پايگاه در كشورهاي خارجي
قرار دارند

| |