
بررسي نقش تيپ 17 قم در عمليات فتح المبين
استقبال از سالگرد عمليات فتح المبين
علي بهشتي پور
جنگ تحميلي اگر چه در بعد نظامي براي كشور ما هزينه هاي بسياري را به بار آورد و قلوب خانواده هايي را داغدار كرد
اما بستري شد تا
مديران ارشد نظام از تجارب اين جنگ در جهت پيشرفت علمي
صنعتي و نظامي استفاده كنند و كشور را از بحران هاي احتمالي نجات
دهند.
هر كدام از رزمندگان كه در دفاع مقدس حضور موثر داشتند
در آتش جنگ آبديده شدند. آنها همواره مي توانند كشتي نجات كشور را از
درياي توفاني احتمالي به ساحل امن برسانند.
هر چند اين جنگ هزاران جوان غيور و دلسوز را از ما گرفت و هزينه هاي بسياري را به ملت ما تحميل كرد
اما براي تجلي استعدادها
زمينه هايي را ايجاد نمود.
كشورهاي زورگو كه جز به منافعشان فكر نمي كنند و هر كجا كه منافع آنها اقتضا مي كند
پاي نحسشان را روي حق مي گذارنند
در اين
جنگ نمك به زخم تازه نظام ما ريختند. بنابراين آنها با منع هرگونه امكانات و جنگ افزاري كه در اين جنگ نياز داشتيم
كشور ما را
تحريم كردند.
اما پس از جنگ
مقام معظم رهبري و مديران ارشد ما با استفاده از تجارب و بهره گيري از برخوردهاي ناجوانمردانه ابر قدرت ها
همواره
توليد علم و پيشرفت در صنعت را انديشه مي كنند.
بنابراين همانطور كه ملت عزيز ما مي دانند
كشور ما گام هاي بلندي را در تمام زمينه هايي كه نياز به آنها هست
برداشته است .
خود باوري و اتكا به خود و چشم اميد را از كشورهايي كه جز به منافعشان فكر نمي كنند بستن
در سايه تجارب ارزشمند دفاع مقدس
بود.
مردم انقلابي ما از خرابي هايي كه شاه بوالهوس بر كشور بوجود آورده بود رهايي نيافته به جنگ ناخواسته داخل شدند.
اما با تدبير صحيح حضرت امام خميني (ره ) و اخلاص رزمندگاني كه تحت فرمان او مي جنگيدند
عزت
افتخار و غرور ماندگار نصيب
ايران شد.
يكي از عمليات هاي دفاع مقدس كه در آستانه سالگرد آن هستيم عمليات فتح المبين است . در اين عمليات كه بخشي از خاك كشور ما
آزاد شد
مردم استان قم با تشكيل تيپ 17 قم نقش موثري را در اين عمليات داشتند .
با بررسي آثار اين عمليات كه در ناحيه مقاومت بسيج امام حسن (ع ) قم موجود است
نقش قم را در اين عمليات براي شما خوانندگان
عزيز نوشتم كه اميد است رضايت شما عزيزان را درپي داشته باشد.
ياد سبز شهدا و رزمندگان به ويژه شهدا و رزمندگان استان قم را در اين عمليات گرامي مي دارم و از خداوند متعال براي شهدا علو درجات
و براي رزمندگان سلامتي و عاقبت به خيري مي طلبم .
عمليات طريق القدس در سال 1360 انجام گرفت
در اين عمليات بستان آزاد شد . بعد از عمليات طريق القدس
عمليات فتح المبين
طرح ريزي مي شود و غرب دزفول
شوش و رودخانه كرخه براي اين عمليات تعيين مي گردد.
شهيد مهدي زين الدين حكم مسئوليت فراهم نمودن زمينه عمليات فتح المبين را دريافت مي كند. او در پي دريافت اين ماموريت
در
منطقه دزفول مستقر مي شود و به شناسايي منطقه اي كه آينده مي خواست عمليات شود
مي پردازد. شهيد مهدي زين الدين با
دقت
ابتكار و خلاقيت زمينه را براي عمليات آمده مي كند.
در پي انديشه توسعه سازمان رزمي سپاه
سرتيپ پاسدار مرتضي صفاري ـ فرمانده فعلي نيروي دريايي سپاه ـ به فرماندهي تيپ 17 قم
منصوب مي شود. او در منطقه شوش با استفاده از نيروهاي پاسدار و بسيجي كه از قم و از شهرهاي ديگر به منطقه مي آمدند; به
سازماندهي و آموزش تيپ مي پردازد.
قبل از شروع عمليات فتح المبين
قرارگاه فجر كه فرماندهي عمليات فتح المبين را به عهده داشت
سرتيپ پاسدار مرتضي صفاري را فرا
مي خواند و فرماندهي تيپ 17 قم به حسن درويش واگذار مي شود .
قبل از عمليات
تيپ 17 قم مجددا سازماندهي مي شود . اين تيپ با استعداد شش گردان
با ادغام سه گردان از نيروهاي سپاه و بسيج قم و
سه گردان از ارتش تشكيل مي گردد . گردان هايي كه از ارتش به تيپ 17 قم مامور مي شوند
گردان هاي 122
129 و 153 تيپ دوم لشكر
77 خراسان را شامل مي شدند .
در عمليات فتح المبين فرماندهان محورهاي تيپ 17 قم
گودرزي
احمد كريمي
موسوي
ملا احمدي و حبيب شمايلي از سپاه و
سرهنگ كازروني
سرهنگ هاشميان و سرهنگ ترابي زاده از ارتش بودند. آنها محورهاي عملياتي « زعن و خنك » و « قدس و شليبيه »
« عنكوش »
« سه راهي » و محورهاي عملياتي « 103 »
« 104 » و « 107 » را در اين عمليات بعهده داشتند .
سرهنگ ستاد علي صديق زاده ـ رئيس ستاد عمليات قرارگاه فجر در تاريخ اول فروردين 1361 در جلسه فرماندهان سپاه و ارتش آخرين
وضعيت دشمن و نيروهاي خودي را كه در منطقه مستقر بودند
گزارش مي دهد و او در ادامه گزارش
مطلبي را از « سون تزو » يكي از
فرماندهان ارشد چين كه پانصد سال قبل از ميلاد مي زيسته
بيان مي كند كه لازم دانستم براي علاقمندان نظر « سون تزو » را ذكر كنم « سون
تزو » درباره چگونگي شناخت دشمن و نحوه مقابله با او مي گويد :
« 1 ـ اگر قابليت نيروهاي خودي و دشمن را شناختيد
نبايد از نتيجه جنگ هراس داشته باشيد .
2 ـ اگر در عمليات قابليت نيروهاي خودي را شناختيد
اما قابليت نيروهاي دشمن را نشناختيد
تحمل خسارت براي شما پيش بيني
مي شود.
3 ـ اگر در عمليات قابليت نيروهاي خودي و دشمن را نشناختيد
براي پذيرش شكست آماده باشيد . »
چند روز قبل از شروع عمليات فتح المبين دكتر محسن رضايي ـ فرمانده وقت سپاه ـ به خدمت امام خميني (ره ) مي رسد و از امام
مي خواهد براي شروع و يا عدم شروع عمليات استخاره كنند. امام مي فرمايند : « استخاره لازم نيست . اگر براي عمليات كردن به يقين
رسيده ايد
حمله كنيد و من براي شما دعا مي كنم » .
قبلا از عمليات فتح المبين ـ در تاريخ 29 اسفند 1360 ـ نيروهاي عراقي براي اختلال و تضعيف روحيه رزمندگان اسلام ضمن آتش تهيه
در يك منطقه وسيع
تك مي كنند.يعني به رزمندگان ايران حمله مي كنند. آنها با « هو لي لي لي » كنان پيش مي آيند.
رزمندگان ما با الله اكبر گويان به مقابله با آنها مي پردازند . در اين تك عراق 15 ـ 10 نفر از آنها كشته مي شود . فرمانده يك گردان و بي سيم
چي او نيز در بين كشته شدگان بوده اند و چند نفر از آنها نيز به اسارت در مي آيند.
از يك اسير عراقي سوال مي شود كه آيا از حمله آينده ايران خبر داشته اند يا نه مي گويد : خبر داشتند و هدف آنها از اين حمله اين بود كه
نيروهاي ايران را تا آن طرف رودخانه كرخه عقب برانند.
عمليات فتح المبين ساعت سه با مداد دوم فروردين 1361 با رمز يازهرا(س ) آغاز مي شود . تيپ 17 قم به فرماندهي حسن درويش كه با
ادغام شش گردان از نيروهاي سپاه و ارتش تشكيل شده بود
همزمان با ساير نيروهاي جمهوري اسلامي حمله را شروع مي كند.
در ساعات اوليه عمليات
حسن درويش با سرلشكر پاسدار غلامعلي رشيد كه معاونت فرماندهي قرارگاه فجر را بعهده داشته تماس
مي گيرد. او در حالي كه خوشحال بود
مي گويد : تمام خاكريزهاي دشمن سقوط كرده
تپه چشمه را گرفته ايم . نيروها به آن طرف پادگان
عين خوش رسيده و پل را گرفته اند.
شهيد جعفر حيدريان فرمانده دلاور قمي كه در فتح تپه چشمه رشادت مي آفريند
تير مي خورد و در حالي كه او وجمعي از مجروحان را
با هواپيما به تهران مي آوردند
در هواپيما به شهادت مي رسد.
دشمن در بعضي از محورهاي تيپ 17 قم مقاومت مي كند و در بعضي از محورها فرار مي كند . آتش توپخانه دشمن شديدا نيروهاي ما را
مي كوبد و بعضا هم فيتيله آتش را كم مي كند.
ساعت چهار بامداد دوم فروردين 1361 برادر پاسدار احمد غلامپور از قرارگاه فجر از حسن درويش آخرين وضعيت را مي خواهد . براي
اين كه گفتگوي آنها با بي سيم براي شما خوانندگان عزيز قابل فهم باشد
از گفتگوي رمزي پرهيز كردم و آن را به گفتگو ساده و معمولي
تبديل نمودم :
غلامپور : درويش ! درويش !
درويش : بگوشم !
غلامپور : وضعيت
درويش : خوبه . تا حدودي خط « زعن » شكسته شده . در محور « قدس و شليبيه » نيروهاي ما پيشروي كردند.

غلامپور : چرا صدايت پارازيت داره
درويش : خب چكار كنم پارازيت داره ديگه
غلامپور : دوباره بگو!
درويش فرياد مي زند : محور قدس و شليبيه سقوط كرده و محور زعن هم شكسته شده
در تپه 107 سخت درگيري هست . در تپه 104 »
هم درگيري هست . مطلب ديگري نيست
غلامپور : نه . خداحافظ
درويش : خداحافظ
علميات همچنان ادامه دارد. وضعيت هر لحظه به نيروهاي عراقي سخت تر مي شود. يگان هاي عمل كننده از دو طرف آنها را محاصره
مي كنند. اما دشمن دست به پاتك مي زند. يعني براي مقابله و عقب راندن نيروهاي ايران
به ضد حمله دست مي زند.آتش توپخانه
تيربارها و سلاح سبك هر دو طرف بر سر نيروها مي بارد. منطقه همچون كوره در آتش مي سوزد.
خون و آتش به هم آميخته . فاصله مردن و ماندن به هم رسيده . آتش جنگ مبارزه مي طلبد. ايمان
دفاع از انقلاب اسلامي
خاك
دفع
متجاوز و عشق به شهادت
به رزمندگان ما نيروي دو چندان مي دهند. اضطراب ماندن يا رفتن رعشه بر جان صداميان انداخته . در اين
مبارزه نفس گير و آتش و خون
درويش همچنان محكم و استوار سكان فرماندهي تيپ را در دست دارد.
او در حالي كه به رتق و فتق امور سرگرم است
بي سيم به صدا در مي آيد :
كريم : درويش ! درويش !
درويش : به گوشم
كريم : حسن جان ! تيپ هاي 21 و 27 دشمن در حال فرار هستند!
درويش : احسن ! احسن !
كريم : سه راهي « شليبيه » را بكوبيم
درويش : بزنيد! بزنيد!
درويش خوشحال از پيشروي تيپ تحت امرش در پوست خود نمي گنجد. درمقر فرماندهي دائما به اين طرف و آن طرف مي رود. گاهي
در انديشه فرو مي رود
گاهي دست به دعا بر مي دارد
گاهي از روي تشكر سر به سجده مي گذارد
گاهي از خوشحالي مي خندد
گاهي از
شوق پيروزي اشك به گونه هايش مي دود و گاهي هم در غم رزمندگاني كه به شهادت مي رسند
زانو را بغل مي گيرد و همانند مادري كه
فرزند شيرخوارش را از دست بدهد
هق هق گريه هايش در فضا مي پيچد. درويش است و هزاران عشق
شادي
غم و ماتم كه يك جا بر
قلب او مي ريزد . در همين هنگام بي سيم به صدا در آمد :
سرگرد كمانگري : درويش ! درويش !
درويش : بگوشم . بگوشم
سرگرد كمانگري : بچه ها به « رفاهيه » رسيدند.
درويش : جدي !
سرگرد كمانگري : پس چي بابا.
درويش : بارك الله ! بارك الله ! حواستان را جمع كنيد! چپ و راستتان را مواظب باشيد!
درويش با نيروهايي كه به رفاهيه رسيده بودند
تماس مي گيرد و دستورات لازم را به آنها مي دهد. آنها مي گويند : تانك هاي دشمن در
حال فرار هستند. او به فرماندهان دستور مي دهد
تانك هاي دشمن را شكار كنند.
درويش با بي سيم در محور ديگر جعفري را صدا مي زند. او به جعفري مي گويد : چرا تانك هاي دشمن شليك نمي كنند سرگرد كمانگري
در پشت بي سيم در حالي كه مي خندد
مي گويد : كسي داخل آنها نيست كه شليك كند . او مي گويد : سر نشين تانك ها هر 7 ـ8 نفري سوار
يك نفربر شده فرار كرده اند.
ساعت 6
45 بامداد روز دوم فروردين 1361 است . كريمي كه فرماندهي محور قدس و شليبه را در دست دارد
در تماسي كه با درويش
مي گيرد
مي گويد : دشمن آتشي كه مي ريزد
نيروهاي ما را شكار مي كند. كريمي ادامه مي دهد; بعد از شكستن خط
دشمن از منطقه
« 30 » كه بدون نيرو بوده
نفوذ كرده و نيروهاي ما را در تك تپه و شليبيه محاصره كرده است .
درويش به سرگرد كمانگري مي گويد از سرهنگ « ازگمي » ـ فرمانده لشكر 77 خراسان ـ بخواهد تانك ها وارد عمل شوند . درخواست
سرگرد كمانگري سريعا عمل مي شود. يك دسته از تانك ها به طرف سه راهي شليبيه حركت مي كنند و بلافاصله توپخانه با شليك پي
درپي آتش
دشمن را زمين گير مي كند.
حيب شمايلي كه محور تپه هاي « 103 »
« 104 » و « 107 » را فرماندهي مي كند
وضعيت تپه 107 را بحراني اعلام مي كند . او مي گويد :
دشمن در حال پيشروي است . درخواست بالگرد مي كند تا با كوبيدن پائين تپه 107 از پيشروي دشمن جلوگيري كند . شمايلي وضعيت
تپه انفرادي را هم نگران كننده اعلام مي كند.
درويش نگران است . او براي برون رفت از بحران پيش آمده
تلاش مي كند. صداي او حتي يك لحظه از بي سيم قطع نمي شود. كريمي
مجددا درويش را صدا مي زند و نگراني درويش را دو چندان مي كند. او مي گويد : وضعيت محور قدس و شليبيه بحراني است و دشمن
در حال پيشروي است . كريمي مي گويد : اگر دو گروهان نيرو اعزام شوند
مي تواند دشمن را به عقب بزند.
درويش به تمام محورها مي گويد : محكم در مقابل دشمن بايستند و در عين حال از قرارگاه درخواست نيرو مي كند. وضعيت محورها را
به آنها گزارش مي دهد.
قرارگاه
فوج فوج نيروهاي تازه نفس را كه از قم و شهرهاي ديگر به منطقه سرازير شده بودند به محورهاي تيپ 17 قم مي فرستد .
در پي اين اقدام قرارگاه
فرماندهان محورها دشمن را به عقب مي رانند و به اهدافي كه از پيش تعيين شده بود
مي رسند.
درويش نفس را تازه مي كند و دست به موهاي سرش مي كشد و در حالي كه سرش را به طرف در سنگر برمي گرداند
آرام آرام قدم به
بيرون سنگر مي گذارد و دست راستش را سايبان چشمانش مي كند تا جايي كه چشمانش مي بيند
نظاره مي كند. اما بي خوابي
خستگي
اضطراب و ناراحتي هايي كه در طول اين عمليات برتن او شلاق زده اند
ناتوان و بي حالش كرده اند.
درويش به سنگر برمي گردد. خواب به چشمانش سنگيني مي كند. اما هنوز براي استراحت امكان ندارد. چون حمل شهدا به عقب و
تثبيت وضعيت مناطق آزاد شده و ده ها كار ديگر كه بعد از شكستن دشمن و پيشروي بايد انجام دهد
مجال استراحت و خواب را به او
نمي دهد.
در اين عمليات جاده دهلران
دشت عباس
عين خوش
دشت چنانه و زمين هاي سرخه
مناطق شمالي غربي خوزستان آزاد مي شوند.
شهرهاي دزفول
انديمشك
شوش
جاده سراسري انديمشك ـ اهواز و صدها روستا از زير آتش دشمن خارج مي شوند. چاه هاي نفت
ابوغريب در ارتفاعات « تينه » و پنج پاسگاه مرزي تصرف مي گردند.
در اين عمليات 18 فروند هواپيما و دو فروند بالگرد و بيش از ده گردان دشمن منهدم مي شوند و بيش از چهار هزار نفر از دشمن كشته و
زخمي مي شوند و دويست نفر از دشمن اسير مي گردند. دهها دستگاه تانك
توپ
خودرو نظامي
مهندسي و صدها قبضه انواع سلاح
سبك و نيمه سنگين به غنيمت رزمندگان جمهوري اسلامي در مي آيند.
اما حسن درويش كه از نيروهاي مخلص سپاه و اهل شوش بود
بعد از علميات فتح المبين از تيپ 17 قم به يگان ديگر منتقل مي شود . او
در عمليات بدر كه در سال 1363 انجام مي شود و او فرماندهي تيپ دزفول را در دست داشت
به شهادت مي رسد .
در اين روزنامه گران سنگ به رسم يادبود
عكس و گوشه اي از جانفشاني هاي او را در عمليات فتح المبين به يادگار مي سپارم و ياد
سبزش را همواره گرامي مي دارم .
در اين عمليات
جاده دهلران
دشت عباس
عين خوش
دشت چنانه و زمين هاي سرخه
مناطق شمالي غربي خوزستان آزاد
مي شوند . 18 فروند هواپيما و دو فروند بالگرد بيش از ده گردان دشمن منهدم مي شوند
بيش از چهار هزار نفر از دشمن كشته و زخمي
مي شوند
دويست نفر به اسارت درمي آيند و صدها قبضه انواع سلاح به غنيمت گرفته مي شود
در عمليات فتح المبين
تيپ 17 قم به فرماندهي حسن درويش كه با ادغام شش گردان از نيروهاي سپاه و ارتش تشكيل شده بود
همراه با ساير نيروها با رمز مقدس « يا زهرا(س ) » حمله عليه دشمن را آغاز كردند

|