ويژه سالگرد شهادت سردار اسلام شهيد مهدي باكري
گفتگو با دكتر حسين علايي
اشاره : 25 اسفند سالروز شهادت مهدي باكري است . سه برادر شهيد باكري (علي
حميد و مهدي ) از معروف ترين
شهداي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس هستند
به ويژه مهدي باكري كه هنوز پس از سال ها كه از شهادت او مي گذرد
همچنان به عنوان الگو و نمونه اي براي بسيجيان و نظاميان شناخته مي شود. به مناسبت فرارسيدن سالروز شهادت
مهدي باكري با سردار حسين علايي از فرماندهان سپاه گفتگويي كرده ايم كه در پي مي آيد :
از زمان شهادت مهدي باكري تاكنون . او همواره به عنوان يك الگو براي بسيجيان شناخته شده است . چه ويژگي هاي
فكري يا رفتاري باعث چنين تلقي اي از باكري شده اند
باكري ها سه برادر بودند كه همگي در راه پيروزي انقلاب اسلامي و تثبيت جمهوري اسلامي و دفاع از كشور به شهادت
رسيدند . علي باكري در 1351 توسط رژيم پهلوي اعدام شد . حميد باكري در 1362 در عمليات خيبر شهيد شد . مهدي
باكري نيز در 1363 در جريان عمليات بدر به شهادت رسيد .
خانواده شهيد باكري در ارائه نحوه زندگي صحيح
نمونه و الگويي براي همه ملت ايران هستند. باكري ها مادرشان را
در كودكي و پدرشان را نيز در سال 1358 از دست دادند . با اين حال
همه فرزندان اين خانواده در راه انقلاب تلاش كردند .
من در دانشكده فني تبريز با مهدي باكري همدانشكده اي بودم
پس از انقلاب نيز هم با او و هم با حميد باكري مدتي
را محشور بودم . ويژگي شخصي اين دو برادر به گونه اي بود كه مي توان گفت آنها يك الگوي زندگي اسلامي را ارائه
مي كردند. مهدي باكري بسيار ساده زيست بود. در تمام دوران زندگي اش هيچ جلوه اي از تلاش براي ساختن و فراهم
كردن يك زندگي مرفه از او ديده نشد. او مانند ديگر مردم به ساده زيستي عادت داشت و حتي در دوره اي كه فرمانده
لشكر 31 عاشورا بود و امكانات اين لشكر را در اختيار داشت . هيچ گاه حتي از خودرو لشكر استفاده شخصي نكرد . به
ياد دارم وقتي همايش فرماندهان سپاه در تهران برپا بود (احتمالا سال 62 ) با ايشان به تهران آمده بوديم . وقتي جلسه
تمام شد و مي خواست به منزل يكي از اقوامش در تهران برود
ديدم كه پياده به راه افتاد. او حتي از خودرو لشكر براي
آمدن به ماموريت استفاده نكرده بود.
اين رفتارها را بسيجي ها مي ديدند و او را مانند خودشان تلقي مي كردند. باكري به كسي فخر نمي فروخت . هيچ گاه
خودش را بالاتر از ديگران نمي ديد. با بسيجيان همراه بود
در بين آنها بود
با آنها راه مي رفت . غذا مي خورد و... در جريان
اداره لشكر و در بحبوحه جنگ
خودش در خط مقدم بود. به بسيجي ها نمي گفت : « شما برويد بجنگيد »
بلكه خودش در
خط مقدم حاضر بود. بنابراين
وقتي رزمندگان او را مي ديدند
به دنبالش مي رفتند. به همين دليل است كه حميد و
مهدي باكري هر دو در خط مقدم به شهادت رسيدند.
باكري ها مثل ساير مردم زندگي مي كردند. به كسي زور نمي گفتند
در عين حال كه زيربار حرف زور هم نمي رفتند.
باكري ها اهل تفكر و انديشه بودند. براي جان همرزمانشان ارزش قائل بودند و اعتقاد داشتند كه بايد به گونه اي
برنامه ريزي كرد كه هم افراد خودشان كمترين آسيب را ببينند و هم حال نيروهاي دشمن را رعايت كنند. آنها تلاشي براي
كشتن دشمن نداشتند
بلكه تلاش مي كردند تا جايي كه مي توانند
آنها را اسير كنند و از مهلكه اي كه صدام برايشان به
وجود آورده نجات دهند. باكري ها حتي از زخمي هاي دشمن مراقبت مي كردند.
يك روز مهدي باكري به بهداري لشكر رفته بود. چند بسيجي مي خواستند به يك اسير زخمي عراق خون بدهند
اما
آن عراقي به حضرت امام (ره ) و بعضي از مسئولان جمهوري اسلامي توهين كرد. بسيجي ها هم قصد داشتند كه ديگر به
او كمك نكنند. اما باكري گفت : « او هم يك انسان است . به او هم بايد خون بدهيم . » آن اسير بعثي بدين ترتيب تحت تاثير
رفتار او قرار گرفت .

باكري از كساني بود كه با رفتارش بر ديگران اثر مي گذاشت و رفتار آنها را تغيير مي داد. هيچ گاه تلاش نمي كرد ديگران
را با قلدري در مسيري بياورد كه خودش فكر مي كرد درست است . او مصداق حديث « كونوا دعاه الناس بغير السنتكم »
بود. يعني بيش از آنكه حرف بزند
عمل مي كرد. به همين دلايل است كه اكنون پس از گذشت حدود سي سال از شهادت
مهدي و حميد باكري
هنوز براي مردم و جوانان الگو و نمونه هستند.
ظاهرا مهدي باكري در پيوند و وحدت ارتش
سپاه و بسيج بسيار موثر بود. اعتقاد و عملكرد او در اين زمينه چگونه
بود
مهدي باكري روحيه سازگاري داشت . در عين حال كه داراي افكار و نظرات مشخصي بود
اما در عمل
به خصوص در
ميدان جنگ
همه كساني را كه در صحنه نبرد حضور داشتند « رزمندگان اسلام » مي خواند و تلاش مي كرد با آنها تا جايي
كه امكان دارد
سازگار و همراه باشد. به همين دليل
يكي از كساني كه بسياري از برادران ارتشي دوست داشتند در جبهه
جنگ با او همراهي كنند
مهدي باكري بود. دليل آن هم نوع رفتار و احترامي بود كه براي همه رزمندگان قائل مي شد. او
تلاش مي كرد كه فقط خودش و لشكرش را نبيند. بسياري از لشكرهاي سپاه و ارتش و فرماندهان آنها كه با كري را
مي شناختند دوست داشتند در صحنه عمليات در كنار او باشند . مثلا به ياد دارم وقتي كه لشكر 8 نجف به فرماندهي
شهيد احمد كاظمي مطلع مي شد كه لشكر عاشورا به فرماندهي شهيد باكري در كنار او حضور دارد خيالش از جناح
خودش راحت مي شد
زيرا مطمئن بودند كه لشكر باكري مي تواند به اهداف خود دست يابد و در نتيجه جناح آنها امن
مي شود. اين روحيه در باكري وجود داشت كه اگر حرفي مي زد
به آن عمل مي كرد و اگر ماموريتي داشت
حتما آن را
انجام مي داد. از طرفي
چون با همه با محبت و رافت برخورد مي كرد
همه او را دوست داشتند و به جنگيدن در كنار او
علاقه مند بودند.
عده اي معتقدند كه جنگ فعاليتي صرفا ستادي و بي برنامه ريزي بود. عده اي ديگر نيز اين نظر را نمي پذيرند و به
فعاليت هاي كساني چون باكري كه مهندس بود
استناد مي كنند. آيا باكري از رشته تحصيلي و دانش خود در جنگ بهره
مي برد
شهيد مهدي باكري مهندسي مكانيك خوانده و پيش از انقلاب از دانشگاه تبريز فارغ التحصيل شده بود. طبيعتا كساني
كه رشته هاي مهندسي را مي خوانند
با عدد و رقم و مفاهيم آن آشنا مي شوند و اين احساس و بينش را پيدا مي كنند كه
براي هر كاري بايد محاسبه و برنامه ريزي انجام دهند. جنگ هم كاري فني و دقيق است . تمام كساني كه در جنگ
فرماندهي مي كنند
بايد قدرت تجزيه و تحليل قدرت خود و دشمن و نيز شرايط موجود را از (از جمله وضع آب و هوا
و زمين و...) داشته باشند. اگر به اين شيوه عمل نشود
البته باز هم مي توان جنگيد
اما تلفات احتمالا بيشتر از پيروزي ها
و موفقيت ها خواهد بود.
مهدي باكري از كساني بود كه در اين زمينه بسيار دقيق عمل مي كرد. به همين دليل
هم در طرح ريزي عمليات بسيار
مي كوشيد و هم در اجراي آن از تاكتيك هاي بسيار حساب شده اي استفاده مي كرد كه كمك بسياري به پيروزي هاي لشكر
عاشورا مي كرد.
درباره مهدي باكري بسيار سخن گفته شده است . آيا هنوز ناگفته اي باقي مانده است
به نظر من
ناگفته اي نمانده است . اما بايد به يك نكته توجه كنيم و آن اينكه هر چه انسان ها توانمندي خود را بالاتر
ببرند
مي توانند به فهم بيشتر و بهتري از كردار و عملكرد بزرگان دست يابند. فكر مي كنم هر چه از باكري ها ديده شده
گفته شده است . اما طبيعتا مي توان از اين سخنان برداشت هاي مختلفي كرد. هر چه زمان مي گذرد
بهتر مي توان ارزش
وجودي كساني چون باكري ها را در آن دوران پرخطر درك كرد. به خصوص رفتار آنها را كه نياز هر زماني است
بايد
بيشتر مورد توجه قرار داد. به نظرم
بايد تلاش كنيم از لابلاي سخناني كه درباره آنها گفته شده است
برداشت هايي
عميق تر بكنيم .
شهيد باكري در جريان اداره لشكر و در بحبوحه جنگ
خودش در خط مقدم بود. به بسيجي ها نمي گفت شما برويد
بجنگيد
بلكه خودش در خط مقدم حاضر بود
شهيد باكري از كساني بود كه با رفتارش بر ديگران اثر مي گذاشت و رفتار آنها را تغيير مي داد
شهيد باكري پيش از آن كه « حرف » بزند
« عمل » مي كرد
بسياري از لشكرهاي سپاه و ارتش و فرماندهان آنها كه باكري را مي شناختند
دوست داشتند در صحنه عمليات در كنار
او باشند

*****
مناجات شهيدان
|

خدايا
تو حامي مسلمانان و محرومان و مستضعفاني
آفريدگار تمام مخلوقات هستي . اي كسي كه عشق به
تو مي تواند انسان ها را از گمراهي و سرگرداني نجات بخشد و به سوي نور و حقيقت بكشاند.
خداوندا
زماني فرا رسيده كه تمامي « باطل » در برابر « حق » قد برافراشته اند و براي نابودي دين تو متحد
شده اند
ولي تويي كه همه حيله ها و نيرنگ هاي آنها را نابود مي كني و زمين را پاك و مطهر مي سازي .
خداوندا
من به عشق تو و ولايت فقيه براي نابودي دشمنان با آگاهي كامل روانه جبهه شده ام تا بتوانم
خدمتي ناچيز به اسلام و مسلمين كنم و براي اين كار به صف حق جويان و سلحشوران شتافتم
تا بر صف
دشمنان هجوم ببرم و در اين راه فداكاري نمايم تا بتوانم وظيفه و تكليف خود را انجام دهم .
خدايا
من با اينكه در سن پاييني بوده ام
ولي وظيفه فردي خود دانستم تا در اين راه قدم بردارم و در اين راه
از خانواده ام دور شده ام تا بتوانم خدمتگزاري براي اسلام و كشوم باشم .
شهيد محمدتقي انصاري

*****
نموداري از عمليات هاي ارتش در اسفند ماه سال هاي دفاع مقدس
|

نام عمليات : عمليات پدافندي گردان 186 تكاور (تپه 241 )
رمز عمليات :
تاريخ شروع : ساعت 0400 بامداد روز 1365
12
1
مدت زمان : 1 روز
منطقه عمليات : منطقه سومار و نفت شهر روي ارتفاع تپه 241
مركز فرماندهي : قرارگاه لشكر 58 ذوالفقار
نوع عمليات : پدافندي
يگانهاي خودي : گردان 186 تكاور
يگانهاي پشتيباني :
نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران
يگانهاي توپخانه صحرايي ارتش جمهوري اسلامي ايران
يگانهاي دشمن :
قرارگاه لشكر 16
يك گردان پياده از تيپ 108 پياده
يك گردان كماندو از لشكر 16
شرح عمليات :
دشمن در ساعت 4 بامداد روز يكم اسفند ماه اين روز عمليات آفندي خود با اجراي آتش تهيه شديد توپخانه و خمپاره انداز آغاز كرد و
اقدام به پيشروي به سوي تپه 241 نمود
دشمن با آتشهاي توپخانه و خمپاره انداز و همچنين ساير آتشهاي داخل منطقه نبرد توانست
ارتفاع فوق را تصرف نمايد و تلفات دشمن 70 كشته و مجروح و انهدام 4 دستگاه خودرو حامل مهمات
3 دستگاه خودرو و يك قبضه
تفنگ 106 بود و در ادامه عمليات نيروهاي خودي در ساعت 13 به سنگرهاي متصرفي پاتك نمود و با تحمل ضايعات فراوان و تلفات
به دشمن آنان را مجبور به عقب نشيني نمودند.
اهداف عمليات : اهداف دشمن ـ موقعيت مختصات (68 ـ 48 ) براي ارتش عراق حائز اهميت و به لحاظ دستيابي به زمينهاي مناسب
پدافندي و تامين نيروهاي خودي در مقابل رزمندگان ما
وارد كردن تلفات و ضايعات به نيروهاي خودي و دست يابي به عوارض
مناسب و همچنين بهر برداري سياسي .
نتايج عمليات : دشمن با تك خود توانست مواضع خودي را تصرف نمايد ولي بلافاصله با اجراي پاتك سنگين نيروهاي پرتوان ارتش
اسلام مواجه شده و شكست به دشمن تحميل گشت .
تلفات دشمن : 70 كشته و مجروح
خسارات دشمن :
انهدام 4 دستگاه خودرو حامل مهمات .
انهدام 3 دستگاه خودرو .
انهدام يك قبضه تفنگ .106
سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس ـ ارتش جمهوري اسلامي

| |