روزنامه جمهوري اسلامي 25/12/1388 صفحه گزارش
*****
الگوي مصرف را در ايام نوروز فراموش نكنيم




  • مجيد زندي
    روزهاي سال كهنه رو به اتمام است و چشم ها در انتظار روزهاي سال نو با عجله كارهاي عقب مانده را پيگيري مي كند. اين روزها نه تنها اسفند ماه كه سال 1388 هم روزها و ساعت هاي آخر خود را مي گذراند . اين روزها مردم خود را براي ميهماني دادن و ميهماني رفتن و يا تدارك سفر آماده مي كنند. از هفته آينده رفت و آمدها و ديدوبازديدها در كشور به اوج مي رسد و در اين ميان آنچه از لابه بلاي همه حركت ها و برنامه ها برمي آيد « مصرف » است .
    در حال مسافرت انواع و اقسام غذاها مصرف مي شود و يا با حضور در رستوران ها و مهمانپذيرهاي بين راهي آشكارا شاهد خواهيم بود كه در هر وعده غذايي ميزان فراواني از غذا روي ميزها بلااستفاده مي ماند و دور ريخته مي شود. اين وضعيت در ميهماني هاي منازل هم ديده مي شود تا حدي كه براساس عرف رايج در جامعه ما اگر سفره اندكي خلوت باشد اگر ميهمان باشيم آن را اهانت به خود ارزيابي مي كنيم . و اگر ميزبان باشيم نتيجه اي جز شرمساري براي خود متصور نيستيم !.
    لحظه اي فكر كنيم امسال قرار بود سال اصلاح الگوي مصرف باشد نمي دانم ما تا چه ميزان توانستيم آن را در سطح كلان كشور پياده كنيم همچنانكه آمار و ارقامي هم در اين زمينه وجود ندارد و ارزيابي و سنجشي هم انجام نشده است . اما اگر به زندگي خود نظر افكنيم در خواهيم يافت كه در ابعاد مصرف امسال نه تنها تفاوتي با سالهاي گذشته نداشته ايم بلكه شواهد و قرائن نشان مي دهد كه موفق نبوده ايم و اندكي از جايگاه چشم همچشمي در خانواده ها كم نشده است . در اين شرايط اگر تغيير در وضعيت « مصرف » را به هر فرد و خانواده اي پيشنهاد كنيم اولين كلمه اي كه براي ما رديف مي كنند « نمي شود » يا اينكه مي گويند خوب نيست و اهانت آميز است ! متاسفانه اين عرف جامعه ما است و به سادگي هم نمي توان آن را حل كرد.
    اما در طرف مقابل كافي است لحظه اي به شرايط هزينه ها فكر كنيم و آن را در اين قالب قرار دهيم كه اگر قرار باشد همه هزينه هاي عيد را به صورت غيرنقدي و بدهكاري از جايي خريداري كنيم طي چهارده ـ پانزده روز يا حتي يكماه پاياني و ابتدايي سال چه ميزان بدهكار خواهيم شد
    يا احساس كنيد هزينه هاي يكماه ما را فرد ديگري بپردازد و آنگاه ما يكجا بخواهيم بدهي را به او پرداخت كنيم به چه ميزان بدهكار خواهيم بود به راستي فرهنگ عمومي مصرف زدگي در كشور ما تا چه مرحله اي داراي ظرفيت است و تا چه ميزان مي تواند بدهكاري به جا گذارد اگر اين ارقام تك تك خانواده ها را يكجا جمع كنيم و به حساب سرانه ملي بگذاريم و به جاي يك فرد يك كشور را به دليل مازاد مصرف بدهكار كنيم كشور ما در چه جايگاهي قرار خواهد گرفت
    واقعا آيا مي توان اصلاح الگوي مصرف را فقط براي يكسال نامگذاري كرد و انتظار داشت نحوه مصرف و يا حتي مصرف زدگي در وضعيت خانوادگي و اجتماعي و دولت و مردم ايران را به سامان كرد مشكل ديگري كه از رهگذر اين شيوه مصرف در كشور ما پديد مي آيد تشديد فاصله طبقاتي و فاصله فقير و غني است . غني كه دارد و زياد هم خرج و اسراف مي كند اما فقير كه ندارد فرزندان فقيري كه بايد شرمساري پدر و مادر خود را ببينند و خود در چنين كانوني پرورش يابند چگونه مي توانند حقارت هاي اجتماعي را در تربيت فردي و نفس خود نفوذ ندهند
    راستي فراموش نكنيم در اين اجتماع جايگاه ملاك هاي معنوي براي زندگي ساده چه وضعيتي خواهد يافت چرا اين سئوال سالها در ذهن ما هست كه فاصله هاي خانوادگي و صله ارحام در كشور ضعيف شده اما هنگامي كه به ريشه هاي آن مي رسيم خود را به غفلت مي زنيم و انتظار داريم مرگ و بيماري براي همسايه باشد ! آيا غير از اين است كه ميهماني هاي مسرفانه و زيادروي ها ريشه فرهنگ ميهماني هاي صميمي را زده و فرهنگ ديد و بازديد و صله ارحام را ضعيف كرده است تا جايي كه اكنون بسياري از خانواده ها به دليل همين هزينه هاي سرسام آور از ميهماني دادن فرار مي كنند و بالطبع از ميهماني دعوت شدن هم محروم مي شوند.
    هر عقل سليمي اين روزها به دنبال راهكار مي گردد و شايد هم راه آن را بداند و متوجه باشد اما خواستن و آرزو داشتن يك مرحله است و حركت به سوي اقدام عملي راه حل فردي مي خواهد تا هر فرد ابتدا خود را اصلاح كند. اين انتظار كه اول بايد جامعه اصلاح شود تا من خود را اصلاح كنم از ريشه خراب است . مي توان در ميهماني هاي غير از يك نوع غذا نخورد و همان رويه معروفي را در پيش بگيريم كه انتظار داريم ديگران هم درباره ما انجام دهند.
    همه به اين دردها دچاريم و اگر هم جايي مطرح كنيم مورد طعن و حتي مسخره قرار مي گيريم كه اي بابا دل خوش مي خواهد كه چنين راهي را پيش بگيريم و باز همان جمله كذايي كه « مگر مي شود » !
    دكتر محي الدين محمدخاني عضو هيات علمي دانشگاه و روان شناس تربيتي به كمك ما مي آيد و درباره حل مسايل موجود در زمينه مصرف مي گويد : مصرف غيرطبيعي يا اسراف داراي پيشينه تاريخي است كه اگر بخواهيم پيشينه آن را بررسي كنيم قادر نخواهيم بود كمكي به حل موضوع كنيم . ما انسان هايي هستيم با افكار قديم در عصر جديد و سبك تربيتي ما اكنون دچار مشكلات جديدي شده است . ما در زندگي چيزهايي را مي بينيم و حواس ما آنها را درك مي كند كه گذشتگان آن را نمي ديدند و احساس نمي كردند به عنوان نمونه گوش هاي ما صداهايي را مي شنود كه پدران ما و حتي خود ما در 10 سال پيش آن را نمي شنيديم . تصاويري را مي بينيم كه چشم ما 10 سال پيش آنها را نمي ديد در حاليكه اكنون با استفاده از ماهواره و اينترنت و موبايل با هر نقطه اي از جهان ارتباط برقرار مي كنيم .
    وي ادامه مي دهد : در جهان جديد ما آدمهايي هستيم كه عقل ما را ابزارهاي رسانه اي به حركت درمي آورد و اين ابزار اكنون مي توانند افكار جديد را بسازند و اهداف زندگي هم به موازات اين ابزار تغيير پيدا كرده است و كساني اين افكار را براي ما مي سازند كه اجازه نمي دهند حقايق را ببينيم و بشنويم . بنده آن را به پيامبران دروغين تعبير مي كنم . دختري كه اكنون در يك شبكه ماهواره اي فارسي زبان خارج از كشور به زبان ما سخن مي گويد با يك دوربين در يك شبكه با ميليون ها نفر فارسي زبان در اقصي نقاط جهان سخن مي گويد. اما اين ارتباط يك سويه است او مي تواند با اطلاعات و حتي اغواگريها و تبليغي كه مي كند دل ميليون ها نفر را تسخير كند و اذهان آنها را با واژه هايي خاص تلقين نمايد كه به باور جديدي برسند; ببيندند در حاليكه آنهايي كه اين سوي رسانه نشسته اند نمي دانند سخنان او حق نيستند به همين دليل من او را پيامبر دروغين خطاب كردم در حاليكه او فقط تعدادي از واژه هاي مطلوب خود را به من مي گويد و چون من نمي توانم با او ارتباط برقرار كنم نمي دانم پشت پرده حرف هاي او چيست
    دكتر محمدخاني مي افزايد : با عرض معذرت مجبورم بگويم آن دختري كه در ماهواره اغواگري جنسي مي كند و با چهره اي با هزار عمل جراحي در مقابل دوربين ظاهر مي شود بيننده او در اين سوي رسانه نمي داند پدر و مادرش چه كساني هستند و خودش در چه كانوني تربيت شده است . و آيا براي 10 سال ديگر هم همين شخص را به بينندگان نشان مي دهند كه به چه بيماريهاي جنسي مبتلا شده است آيا كساني را كه قبل از او فنا شده اند را به بينندگان معرفي مي كنند
    وي مي گويد : مثال فوق را از اين جهت مطرح ساختم كه بدانيم مصرف و تبليغات مصرف همه واقعيت هاي ما نيست كه متاسفانه دنياي جديد با بي رحمي تمام مي خواهد دارايي مالي و معنوي ما را بدوزد و براي آن هم تا جايي كه مي تواند هزينه مي كند و آنقدر براي ما از تمدن خود گفتند كه جاي خوب و بد را عوض كردند به همين دليل است كه گفتيم افكار امروز ما با تربيت ديروز ما يكي نيست و آن جابجا شده در حاليكه پيامبر راستين ما در منع اسراف سخن گفته پيامبران دروغين امروز به مصرف گرايي توصيه مي كنند و اين پيامبران دروغين حقوق جديدي را مطرح مي كنند كه حق نيستند ولي چون ما به دليل اينكه همه واقعيت هاي آنها را نمي بينيم فكر مي كنيم حق هستند و به سمت آنها گرايش پيدا مي كنيم و با اين تصور براي خود مبل مد روز ايتاليايي مي خريم يا موي سر و رنگ موي آلماني استفاده مي كنيم .
    عضو هيات علمي دانشگاه پيام نور كرمانشاه مي گويد : در اين شرايط من معتقدم فرد فرد ما بايد بازنگري را از خود شروع كنيم . ابتدا بايد ما خود نيز آن ابزار را در اختيار داشته باشيم اما زبان گوياي پيامبران شايسته باشيم .
    وي مي افزايد : لامپي كه قرار است تاريكي را روشن كند بخاري كه مي خواهد خانه اي را گرم كند عطري كه مي خواهد فضا را خوشبو كند ابتدا بايد خود را روشن گرم و معطر سازد. در غيراينصورت نمي تواند موفق باشد و اگر مي خواهيم انسان هاي موفق پرورش دهيم بايد با فكر و عقل حركت نمائيم تا تك تك افراد ما آن چه را كه عقل او را ضايع مي كند نپذيرد و دور بريزد همچنانكه موادمخدر مشروبات الكلي در همه جاي دنيا منفور است و در غربي ترين كشور هم چون مي دانند الكل عقل را نابود مي كند حتي اجازه رانندگي هم به او نمي دهند و در هيچ كجاي دنيا فرد الكلي و معتاد را خردمند نمي دانند.
    دكتر محمدخاني ادامه مي دهد : در ابعاد مصرف همچنين حكمي صادق است و هر چيزي كه مال را ضايع مي كند مصرف آن غير ضروري است . مصرف زياد و اسراف به اين دليل منفور است كه ثروت را مي سوزاند و آنچيزي كه مال را نابود مي سازد در هيچ كجاي دنيا هم پذيرفته نيست .
    وي چشم همچشمي را هم نوعي مصرف زدگي و آفت زندگي مي داند و مي گويد : متاسفانه با حضور چشم همچشمي ميهماني ها به جاي تمدد اعصاب به سوهان روح تبديل شده است در حاليكه اين همان صله ارحامي نيست كه عمر را طولاني مي سازد. نشان آن هم خستگي مفرط بعد از چنين ميهماني ها و مجالسي است زيرا روح ما آزرده شده و آرامش روان جاي خود را به اضطراب روان داده است .
    عضو هيات عملي دانشگاه شايستگي را مصرف بيشتر نمي داند و مي پرسد : آيا مصرفي كه هر سال از مد مي افتد را مي توان ارزش معرفي كردژ كدام گوشي موبايل را تاكنون خريداري كرده ايم كه از مد نيفتاد ! در نتيجه من هرگز به آرزوي خود نمي رسم و آن ابزار و دستگاههايي كه سود خود را در شيفتگي من مي بينند اجازه نخواهند داد كه من به آرزوي خود برسم .
    وي ادامه مي دهد : البته كار ما سخت است زيرا آنها ابزارهاي مختلف و قوي در اختيار دارند ولي نبايد نااميد شويم و چون براساس قول خداوند بزرگ پيروزي با حق است و ناحق خودش به سمت نابودي خويش حركت مي كند ما حداقل كاري كه بايد انجام دهيم اين است كه خود را بسازيم و ميهماني هاي عيد را براساس برادري و لذت بردن از مواهب طبيعي شادي دوستي ببينيم و آن را منحصر به مسايل اقتصادي نكنيم و بزرگترين ميوه ميهماني را چيدن آرامش محاسبه كنيم .
    دكتر محمدخاني مي گويد : من مخالف مدرن بودن و استفاده از امكانات جديد نيستم اما مخالف آن هستم كه ما را با زور مدرن كنند و به موازات آن هويت و عاطفه و انسانيت را از ما دور سازند و به جاي دوستي رقابت و دشمني پديد آورند.
    دكتر غلامرضا اسلامي بيدگلي استاد اقتصاد دانشگاه تهران هم سخن گفتن درباره مصرف را در عرصه علم اقتصاد موضوعي سهل و ممتنع ارزيابي مي كند و مي افزايد : همه ما ايراني ها به جشن و عيد نوروز اهميت زيادي مي دهيم . ولي بايد مراقب باشيم اين اهميت به مصرف و گراني و هجوم براي خريد يك كالا تمام نشود بلكه اگر در حد نياز مصرف كنيم نه تنها دور هم نشيني و ديدوبازديد عيب نيست كه حسن هم محسوب مي شود.
    وي مي گويد : در چنين شرايطي آنچه باعث عذاب روح مي شود اين است كه چرا ما آن دسته از برنامه هاي اقتصادي را در كشور پياده مي كنيم كه سبب مي شود مردم ما نتوانند حداقل خواسته هاي خود را هم براي جشن شب عيد تدارك ببينند مادري كه به همراه دو دختر و يك پسر خود با 300 هزار تومان عيدي به فروشگاه مي آيد چه چيزي مي تواند براي خود و 5 نفر از اعضا خانواده تهيه كند چرا ما بايد در چنين شرايطي زندگي كنيم او چگونه مي تواند با اين حداقل عيدي كيف و كفش مانتو چادر شلوار و... خريداري نمايد
    عضو هيات علمي دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران ادامه مي دهد : از طرفي از پدر همين خانواده كه كارمند هست دولت در سال بالغ بر يك ميليون تومان ماليات و بيمه دريافت مي كند اما در پايان سال با منت 300 هزار تومان را در قالب عيدي به او باز مي گرداند يا به نام يارانه ها و هدفمندكردن يارانه ها بخشي از انبوه پول هايي كه از او مي گيرند را مي خواهند پرداخت كنند كه همه ما شاهد هستيم به چه شرايطي گرفتار شده اند
    دكتر اسلامي مي افزايد : هر فردي در زندگي سه نوع درآمد دارد يكي درآمد جاري است كه همان حقوقي است كه من و شما دريافت مي كنيم . درآمد ديگر سرمايه گذاريها است كه به سپرده هاي بانكي سهام يا خريد طلا زمين و منزل باز مي گردد. يكي ديگر از درآمدها هم پولي است به نام يارانه ها يا درآمدهاي غيرجاري كه به دست ما مي رسد و مي تواند در عناوين مختلف باشد. آنچه كه به عنوان هداياي فردي يا خانوادگي كه به دست مي آوريم . پول هايي كه در هنگام جشن تولد جشن ازدواج و... به دست افراد مي رسد. اين درآمدها مستمر نيست ولي همين كه گهگاه به دست افراد مي رسد مي تواند بخشي از نيازها را برآورده سازد.
    استاد اقتصاد دانشگاه تهران ادامه مي دهد : بخشي از اين درآمدها دوباره در قالب ماليات بيمه و جريمه هاي راهنمايي و رانندگي و عوارض خودرو و... به جيب دولت مي رود و بقيه به عنوان درآمد قابل تصرف در اختيار كارگر يا كارمند قرار مي گيرد كه آن هم در بخش هزينه هاي جاري خانواده مصرف و بخشي هم سرمايه گذاري مي شود كه اين چرخه پس انداز در مراحلي به كمك خانواده مي خورد كه اگر دولت بتواند اين چرخه را اصلاح كند هم مصرف به تعادل مي رسد و هم دلخوشي نصيب مردم خواهد شد.
    وي مي افزايد : بهترين جامعه جامعه اي است كه اكثريت مردم آن از يارانه بي نياز باشند و امروز در بسياري از كشورها از مردم ماليات و حق بيمه نمي گيرند كه همين درآمد خود سبب مي شود كه آنها نيازي به يارانه هاي حمايتي نداشته باشند. ما هم كشور فقيري نيستيم درآمدهايي داريم كه مي توانيم جايگزين ماليات از كارمندان و كارگران پيشه وران طبقات فقير و مستضعف نمائيم .
    وي مي گويد : اين درآمدها كه از طبقات متوسط جامعه اخذ مي شود. سبب شده در كشور ما دولت آنقدر بزرگ شود كه خودش را هم نتواند اداره كند اما در مقابل مردم ما هم نمي توانند به درستي نيازهاي شب عيد يا طول سال خود را تامين نمايند و اين تضادهاست كه كمر اقتصاد كشور و خانواده ها را مي شكند.
    دكتر اسلامي بيدگلي ادامه مي دهد : راضي نگه داشتن و خشنود بودن مردم بزرگترين رمز بقا و دوام حكومت هاست كه اگر هم مي خواهد اقتصادي فكر كند و صرفه جويي نمايد اجازه اش در اختيار خودش باشد نه اينكه به اجبار گراني ما به او اجازه خريد ندهيم . براي مبارزه با مصرف زدگي و چشم همچشمي بايد فرهنگ سازي كرد يعني در عين بي نيازي او به اين مرحله برسد در غيراينصورت نمي توان اميدي به موفقيت برنامه ها داشت .
    عضو هيات علمي دانشگاه مي گويد : معتقدم ما جزو 10 كشور ثروتمند جهان در بخش سرانه هستيم اگر چه برخي ديگر از همكاران آن را تا رديف 17 هم بيشتر كرده اند ولي حتي اگر در 17 كشور ثروتمند سرانه باشيم نبايد مردم ما نتوانند به حداقل نيازهاي مصرفي خود برسند كه نشان مي دهد در مديريت اقتصادي كشور مشكل داريم .
    وي درباره رعايت الگوي مصرف يا اصلاح مصرف در جامعه هم مي گويد : من به شدت با اين اصلاحات موافق هستم . درنظر داشته باشيد مردم ايران شامل 17 ميليون خانوار هستند كه اگر روزي 100 گرم برنج صرفه جويي كنند روزانه يك ميليون و 700 تن در روز مي شود كه اگر آن را در 365 روز سال هم ضرب كنيم رقم بسيار زيادي در خواهد آمد كه باز هم نياز به فرهنگ سازي دارد و اسراف كردن را مشكل اصلي جامعه ما مي دانم كه چه در عرصه ملي و چه در عرصه خانوادگي دچار آن هستيم اما من در نظم اقتصادي در طول سال و نه فقط ايام نوروز معتقدم كه بايد هم درآمد خوبي داشته باشيم و هم در عين درآمد خوب صرفه جوئي نمائيم .

    نوروز اگرچه براي همه ما ايراني ها عزيز است اما فراموش نكنيم جان و سلامتي و كشور مهمتر از آن است يعني اگر سلامتي و درآمد و زندگي و كشوري به نام ايران نباشد نوروز هم براي ما معنا نخواهد. يعني اگر براي سلامتي صله رحم احترام به حق ديگران هنگام مصرف ميهماني و مسافرت و دهها مورد ديگر توجه كنيم الگوي مصرف را براي ايام نوروز فراموش نمي كنيم . نوروز فرصتي براي تجديد روحيه است آن را با خوردن بدقواره و اسراف و نابودي سلامتي سرمايه عمر و زندگي و... نابود نسازيم .
    نوروز و ايام عيد اگرچه براي همه عزيز است اما عزيزتر از آن سلامتي جسم و روح است
    اگرچه بارزترين نشانه هاي نوروز ديد و بازديد و ميهماني ها و مسافرت هاست اما « مصرف » را در لابلاي همه حركت ها مي توان ديد كه متاسفانه در بسياري موارد با اسراف همراه است
    اسراف در ميهماني ها در سالهاي اخير سبب ايجاد فاصله ها ميان خانواده ها و فاميل و كاهش صله ارحام شده است
    دكتر محي الدين محمدخاني روانشناس تربيتي و عضو هيات علمي دانشگاه در كرمانشاه : اگر پس از ميهماني دچار خستگي جسم و روح شديد نشان مي دهد ميهماني سالمي نبوده است زيرا آن صله رحمي كه عمر را طولاني مي كند با اضطراب و احساس نداري و فقر همراه نيست
    دكتر غلامرضا اسلامي بيدگلي استاد اقتصاد دانشگاه تهران : يك كارمند با عيدي 300 هزارتوماني نمي تواند براي خود و چهار نفر از اعضاي خانواده خويش كفش مانتو چادر شلوار و... خريداري نمايد. فرهنگ صرفه جويي و رعايت الگوي مصرف بايد به عرفي ملي ميان دولت و ملت تبديل شود و در عين رفاه صرفه جو باشيم نه اينكه فقر ما را مجبور به صرفه جويي نمايد!