بسم الله الرحمن الرحيم
التهابات سياسي مصر، اوضاع اجتماعي اين كشور را به اوج غليان و حتي عصيان سياسي - اجتماعي كشانده است. با آنكه رژيم كمپ ديويدي قاهره با توسل به انواع شيوههاي سركوب سعي دارد فضاي بستهاي را ايجاد كند و از طريق اعمال خشونت، افكار عمومي را مرعوب ومنزوي سازد ولي خشم رژيم مبارك و حاميانش از اينست كه اين فشارها و امنيتي كردن فضاي جامعه، به نتايج معكوسي منجر شده است.
با آنكه مقامات امنيتي رژيم قاهره در تماس دائم با مقامات سيا و موساد از رهنمودهاي جديد آنها در سركوب و مهار جوانان مصري سنگ تمام گذاشتهاند ولي دور جديد تظاهرات و التهابات سياسي نشانگر آنست كه رژيم قاهره با توسل به عمليات سركوب، بيشترين نقش و تأثير در ايجاد التهابات كنوني را ايفا كرده است. اين پديده نشانگر احياي جبهه ضد صهيونيستي است و آنچه ميبينيم، طليعه حركت مردمي در همين مسير است.
طيف قدرتمند مخالفان رژيم مبارك بهمراه احزاب سياسي ريشهدار از جمله "اخوان المسلمين" خواستار فعاليت جامعه مصر و دنياي عرب در جهت حمايت از آرمان فلسطين هستند و مشخصاً اين نكته را مطرح ميسازند كه در فضاي كنوني جهان كه فريادهاي اعتراض عليه جنايات اسرائيل و حاميانش به اوج خود رسيده، دنياي عرب و مشخصاً مصر نميتواند شاهد ساكت اين صحنهها باشد.
وقتي دنياي معاصر با تلاش و تحركات عملي خود شهداي فراواني را براي شكستن محاصره غيرانساني غزه تقديم ميكند و افكار عمومي جهان را برروي اين مسئله متمركز مينمايد، سئوال جدي اينست كه دنياي عرب در كجا ايستاده و چه نقشي در راه احقاق حق فلسطينيها برعهده گرفته است؟ اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه سران ارتجاع عرب براي چندمين دهه عربده ميكشيدند كه ايران و ساير كشورهاي غير عرب حق دخالت در امور فلسطين را ندارند چرا كه فلسطين يك موضوع عربي است و نه اسلامي! طبعاً امروز اين سئوال قابل طرح است كه در شرايطي كه دنيا در تب و تاب كمك به مردم مظلوم غزه است، چرا دنياي عرب و بويژه رژيمهاي ارتجاعي عرب ساكتند و حتي به كمك صهيونيستها شتافتهاند و براي تقويت آثار محاصره بر مردم غزه، در جبهه صهيونيستها قرار گرفته اند؟ در واقع فعالان سياسي، جنبشهاي دانشجوئي و بويژه انديشمندان مصري خواستار تقويت جبهه عربي در مقابل رژيم صهيونيستي هستند و مشخصاً به همدستي رژيم كمپ ديويدي قاره با صهيونيستها اعتراض دارند كه چرا قاهره دقيقاً در مقابل فلسطينيها و آزادگان جهان قرار گرفته و در جهت خنثي سازي مبارزات ضد صهيونيستي وارد عمل شده و باعث رسوائي خود و همدستانش گرديده است؟
اخوان المسلمين و ساير فعالان سياسي خواستار فضاي سياسي مناسبي هستند كه در آن فضا مردم مصر بتوانند حرف دلشان را بيان كنند و با طرح سئوالات جدي، عملكرد رژيم قاهره را به زير سئوال ببرند و بپرسند چرا قاهره در خدمت صهيونيستها قرار دارد؟
مشكل كنوني اينست كه نه تنها احزاب سياسي بلكه حتي چهرههاي شناخته شده بينالمللي از جمله "محمد البرادعي" نيز با حضور در جامعه مصر در معرض تهديد و ارعاب و محدوديتهاي فراوان قرار گرفتهاند و حتي به آنها اخطار شده است كه مراقب جان خود باشند. البته براي قاهره و حاميانش آدم كشي اهميتي ندارد و به راحتي براي حفظ موقعيت خود، دست به اسلحه ميبرند.
يورش نيروهاي امنيتي در قاهره، اسيوط، اسكندريه و چند شهر بزرگ ديگر به تجمعات دانشجوئي و مراكز دانشگاهي نشانگر خشم و نگراني رژيم قاهره است كه سعي دارد با توسل به قوه قهريه و سركوب فعالان سياسي - اجتماعي خواستار ايجاد فضاي رعب و وحشت است ولي هرچه بيشتر تلاش ميكند، كمتر نتيجه ميگيرد. طبعاً لازم است با حركت آزادي خواهانهاي كه ملت بزرگ مصر و احزاب و فعالان سياسي براي احيا و تقويت جبهه ضد صهيونيستي به راه انداخته اند، استقبال و به ملت بزرگ مصر گوشزد شود كه راهكار مسئولانهاي را در پيش گرفتهاند و لازم است با استمرار اين حركت عظيم انساني - اسلامي نشان دهند كه راهكار آنها با عملكرد حقيرانه رژيم كمپ ديويدي قاهره در تضاد و تعارض است. اين براي ملت بزرگ و سلحشور مصر با آن سوابق درخشان تاريخي در راه مبارزه نفس گير عليه صهيونيستها ننگ بزرگي است كه رژيم قاهره جاده صاف كن رژيم صهيونيستي شود. زماني مصر قدرتمند، پيشاهنگ حركت ضد صهيونيستي محسوب ميشد و پرچمدار مبارزات حق طلبانه بود ولي امروزه نه تنها مانع حركت ديگران است كه حتي در خدمت ماشين جنگي صهيونيستها قرار دارد. محاصره غزه هر لحظه با گشوده شدن گذرگاه رفح توسط مصر ميتواند به پايان برسد ولي نه تنها مبارك براي محاصره اصرار دارد كه حتي با ايجاد ديوار بتوني حايل در منطقه و احداث ديوار فولادي تا عمق 30 متري زير زمين در حول محور صلاح الدين به طول 11 كيلومتر، سعي كرده تا بلكه فشار بر فلسطينيها در غزه را سنگينتر كند و اشغالگران بتوانند كاري از پيش ببرند.
فشار و تلاش مشترك وفعالان سياسي مصر بصورت فردي و گروهي ميتواند جبهه عربي را احيا كند و به ملتها و دولتهاي عرب نشان دهد كه دنياي عرب نيز مسئوليتهاي تعطيل ناپذيري را برعهده دارد كه نميتواند از انجام آن شانه خالي نمايد. اگر مسئله فلسطين، يك مسئله عربي است، پس امروزه لازم است فرياد اعراب از فرياد ساير ملتها و آزادگان جهان بلندتر باشد و همگي يكپارچه براي پايان دادن به ظلم و جوري كه رژيم قاهره از بنيانگذاران و حاميان آن است، وارد عمل شوند و براي پايان يافتن اين فاجعه، سر از پا نشناسند.