بسم الله الرحمن الرحيم
رژيم صهيونيستي با از سرگيري حملات وحشيانهاش به غزه طي 48 ساعت گذشته دهها فلسطيني را به خاك و خون كشيده و چندين واحد مسكوني را نيز ويران ساخته است. دور تازه جنايات اخير رژيم صهيونيستي و جريتر شدن اين رژيم در جنگ افروزي را بايد نخستين نتيجه اجلاس خيانت بار هفته پيش وزراي خارجه عرب در قاهره و موافقت ذلتبار آنها با از سرگيري مذاكره مستقيم با تل آويو دانست.
وزير خارجه قطر در كنفرانس مطبوعاتي مشترك با عمروموسي، دبيركل اتحاديه عرب در پايان اجلاس هفته گذشته قاهره، در توجيه تسليم شدن خفت بار به مشاركت در روند سازش گفت: ميخواهيم به دنيا ثابت كنيم كه صلح طلب هستيم!
اين توجيه مضحك وزير خارجه قطر درحالي صورت ميگيرد كه طرف مقابل، يعني رژيم صهيونيستي به هيچ معيار صلحي پايبندي ندارد و بدون كمترين ملاحظه اي، اعلام كرده است حاضر به دادن هيچ امتيازي به اعراب نيست و اعراب بايد با همين شرايط به صلح با اين رژيم تن دهند. تصميم اعراب در اجلاس قاهره آنچنان ذليلانه و منفعلانه بود كه حتي صهيونيستها نيز انتظار چنين امتيازدهي را نداشتند و بلافاصله و با ذوق زدگي از اين تصميم استقبال كردند. آمريكا و اتحاديه اروپا نيز از تصميم شركت كنندگان اجلاس قاهره استقبال نموده و آنرا گامي "بزرگ و اميدوار كننده" خواندند.
شگفت زدگي صهيونيستها و حاميان بينالمللي آنها از آن جهت بود كه با وجود سياستهاي افراطي بنيامين نتانياهو و كابينه تندرو او، اعراب چنين تصميمي اتخاذ كردهاند. نتانياهو، صهيونيست افراطي، درطول يكسال حضور دوباره اش در مسند قدرت در رژيم صهيونيستي، بيشترين ظلمها را در حق فلسطينيها روا داشته، سياست يهودي سازي مناطق فلسطيني به ويژه بيت المقدس را با جديت و سرعت دنبال نموده و تمامي مفاد پيمانهاي گذشته سازش با اعراب را زير پا گذاشته است.
نتانياهو حتي با وجود درخواست باراك اوباما، حاضر نشد از سياست شهرك سازي، ولو به طور موقت چشم بپوشد تا اوباما بتواند با اين مستمسك، براي فريب دادن اعراب خود را صلح طلب و ميانجي منصف معرفي كند. پذيرش مذاكره با چنين كابينهاي كه براي اعراب هيچ حقي قائل نيست و آنرا به صراحت نيز اعلام كرده است هيچ دليلي جز ضعف و زبوني حكومتهاي عرب و وابستگي و سرسپردگي آنها ندارد.
آمريكا و ديگر دولتهاي غربي متحد رژيم صهيونيستي از چندي پيش به تكاپو افتادهاند تا با احياي روند سازش و برگزاري دور جديدي از مذاكرات نمايشي، بلكه بتوانند قضيه فلسطين را بدون اينكه امتياز قابل ملاحظهاي به اعراب داده شود و ضرر و خسراني متوجه رژيم صهيونيستي بشود، فيصله دهند.
انگيزه صهيونيستها و حاميان بينالمللي آنها از عجله و شتاب در تحركات اخير نيز يكي اينست كه اكنون به زعم آنها حكام عرب در ضعيفترين شرايط قرار دارند و دوم آنكه احساس خطر ميكنند كه با مرگ مبارك رئيس رژيم مصر، كه نقش محوري در جناح سازش طلب عرب ايفا ميكند، شرايط دگرگون شود و اوضاع از كنترل خارج گردد. به جرات بايد گفت درصورت مرگ مبارك، كمتر كسي ميتواند و يا حاضر ميشود جاي وي را در ساختار سياسي منطقه براي آمريكا و رژيم صهيونيستي بگيرد و استفاده حداكثري از اين متحد سرسپرده منطقهاي آمريكا و صهيونيستها، هم اكنون در دستور كار واشنگتن و تل اويو قرار گرفته است. ديدارهاي پي در پي مقامات رژيم صهيونيستي و همچنين فرستاده آمريكا از قاهره در همين چارچوب قرار دارد. پس از ديدار هفته گذشته نتانياهو و ميچل فرستاده آمريكا، شيمون پرز رژيم صهيونيستي نيز اين هفته در قاهره با مبارك ملاقات و مذاكره كرد.
وجود مبارك تا به آن حد براي صهيونيستها حياتي است كه هفته گذشته يك مقام دولتي آمريكا با گستاخي اعلام كرد كاخ سفيد بايد مبارك را در زمان حياتش براي تعيين جانشين خود تحت فشار قرار دهد. اين ضعف و زبوني حاكم بر حكام جهان عرب، عامل اصلي مصيبتهاي مردم منطقه و بويژه ملت فلسطين است.
حكومتهاي كنوني كشورهاي عربي به دليل وابستگي محض به آمريكا، نه تنها قدرت هيچ تحرك و اقدام عملي در احقاق حقوق تضييع شده خود را ندارند بلكه از بيم به خطر افتادن پايههاي حاكميت خود تا حد يك مزدور تنزل كرده و ذليلانه به همه ديكتههاي واشنگتن عمل ميكنند.
در مقطع كنوني نيز، اين حاكمان به دستور آمريكا به تكاپو افتادهاند تا با امضاي پيمان سازشي ديگر، خوش خدمتي خود را به آمريكا و رژيم صهيونيستي به اثبات برسانند و ضمن ايجاد زمينه آتش افروزيهاي جديد رژيم صهيونيستي در فلسطين و منطقه، زمان آزادي فلسطين را به تاخير انداخته و برگي ديگر بر پرونده خيانت بار خود بيفزايند.
مشاركت در مذاكره مستقيم با رژيم صهيونيستي با شرايط حاضر، به مفهوم پذيرش شرايط قلدرمآبانه و توسعه طلبانه صهيونيستها و به مثابه مشروعيت بخشيدن به موجوديت اين رژيم جعلي است.
سران عرب بايد بدانند با اين اقدام، چشم بسته خود را در دامي مياندازند كه صهيونيستها براي آنها پهن كردهاند و چه بسا امكان رهايي از اين دام را پيدا نكنند چرا كه ملتهاي منطقه با چنين تحركات خائنانهاي مخالف هستند و هرگز زير بار پيمانهاي ذلت بار نخواهند رفت.
اكنون ملتهاي منطقه حاضر نيستند زورگويي صهونيستها و متحدين آنها را تحمل كنند. گرايش گسترده به گروههاي مبارز و ضد صهيونيست در مناطق و ديگر جوامع مسلمان منطقه مويد اين واقعيت است كه سازش طلبي جايي در ميان ملتها ندارد و تنها با مبارزه و مقاومت است كه ميشود صهيونيستها را به استرداد حقوق ملتهاي منطقه مجاب كرد.
20 سال تجربه مذاكرات سازش نشان داد كه اين گونه مذاكرات هيچ دستاوردي براي اعراب ندارد و تنها به ادامه حيات شرورانه و توسعه طلبي رژيم صهيونيستي كمك ميكند. هر آنچه فلسطيني ها، لبنانيها و ديگر ملل مورد تعدي صهيونيستها به دست آوردهاند بر اثر مبارزه و نبرد با صهيونيستها بوده است چرا كه اين، تنها زباني است كه صهيونيستها آن را ميفهمند.
در چنين شرايطي، مشاركت در هرگونه مذاكره و مصالحه با اين رژيم، چه مستقيم و يا غيرمستقيم، يك خيانت بزرگ تلقي ميشود.
* * *
در سرمقاله ديروز تاريخ جنگ 33 روزه لبنان، سال 1385صحيح ميباشد.