بسم الله الرحمن الرحيم
حسني مبارك رئيسجمهور 83 ساله مصر اين روزها به آخر خط رسيده است. گزارشها حاكي از آنست كه بيماري سرطان مري وي عليرغم انجام عمل جراحي در بيمارستان نظامي آلمان درحال پيشروي است و اين بيماري كه تاكنون به صورت يك راز از مردم مصر مخفي نگهداشته ميشد، حسني مبارك و متحدين غربياش را به واقعيت روزهاي آخر يك حكومت فرعوني در مصر نزديك كرده است. در چنين وضعيتي چندان بيراه نيست كه برخي خبرگزاريها گزارش ميدهند حسني مبارك نيز به فرجام محمدرضا پهلوي، شاه مخلوع ايران دچار شده و بايد در شرم الشيخ، پذيراي مهمان جديدي به نام مرگ باشد.
هفته گذشته مجله بينالمللي "اكونوميست" عكس روي جلد خود را به مبارك اختصاص داده بود كه وي در آن با شمايل فراعنه مصر درحال فرو رفتن در خاك صحراي سيناست. اين نشريه كه انعكاس دهنده نظرات مقامات سياسي و اقتصادي غرب است در مقاله خود در اين باره مينويسد:
اين تصوير در واقع بيانگر شرايط فعلي مصر است كه دگرگونيهاي پرسرعتي را تجربه ميكند و گريزي از آن نيست و قطعاً باعث ايجاد نگرانيهايي در غرب شده است. اين نشريه فوق تخصصي و سطح بالاي اقتصادي سپس ميافزايد: "نگرانيهاي مردم مصر با نگرانيهاي غرب به صورتي بنيادين با يكديگر متفاوت است زيرا غرب يك متحد وفادار و باسابقه خود را از دست ميدهد كه 28 سال پيش پس از ترور انورسادات به عنوان چهارمين رئيسجمهور مصر كنترل اين كشور را برعهده گرفت و توانست اوضاع را در منطقه آنگونه كه به نفع آمريكا بود مديريت كند. بر همين اساس آمريكا در سالهاي اخير علاوه بر كمك دهها ميليارد دلاري كشورهاي اروپايي، خود به تنهايي 60 ميليارد دلار براي ابقاي رژيم مبارك هزينه كرده است؛ هم پيماني كه موجبات پيشبرد روند شكست خورده سازش را فراهم آورده و از طرفي موجب جلوگيري از هرگونه تهديد امنيت اسرائيل شده است."
نگراني عميق غربيها از وضعيتي كه براي حسني مبارك بوجود آمده بي علت نيست زيرا نه تنها ميتواند بساط سلطه را در مصر برهم بزند بلكه باعث بهم خوردن توازن قوا به ضرر منافع آمريكا و رژيم صهيونيستي در منطقه خواهد شد. شايد به همين علت است كه صهيونيستها نميتوانند نگراني خود را از وضعيتي كه هم پيمان آنان در قاهره به آن مبتلا شده كتمان كنند و خاخام بزرگ اسرائيل و مقامات رژيم صهيونيستي در راستاي ارسال پيام و دعا براي سلامتي همسايه مطيع خود، از اعزام هيات ويژه پزشكي براي تحت نظر قرار دادن رئيسجمهور مصر مضايقه نكردهاند. چندان بيراه نيست كه برخي محافل صهيونيستي معتقدند حسني مبارك براي آنها يك مهره قابل اعتماد و "سركرده صهيونيستهاي عرب" است و اين به خاطر خدماتي است كه وي در مسير تحقق سياستهاي صهيونيستي و به سازش كشاندن و به عبارت بهتر ذليل كردن رژيمهاي عرب و ايجاد امنيت براي صهيونيستها انجام داده است. قطعاً اين نگراني براي صهيونيستها و غربيها اهميت دارد كه پس از مبارك، چه سرنوشتي درا نتظار آينده منافع نامشروع آنها در خاورميانه خواهد بود و چگونه ميتوانند اين خلا را پر كنند زيرا آنها مطمئنترين مهره و باسابقهترين متحد خود را در منطقه از دست خواهند داد ولي قطعاً اين واقعه براي مردم مصر يك فرصت استثنايي خواهد بود.
مردم مسلمان مصر سالهاست كه از اختناق حاكم بر اين كشور و سلطه حكومت پليسي و امنيتي رژيم مبارك در عذاب هستند و فقط در سالهاي اخير توانستهاند مخالفت خود را در قالب رگههايي از اعتراض و اعتصاب گونههايي بروز دهند كه آنهم با سركوب شديد مواجه شده است. بحران سياسي و اقتصادي فزاينده در مصر بر اثر بي كفايتي رژيم مبارك و عليرغم كمكهاي مالي و نظامي آمريكا آنچنان بر مصر چنگ انداخته كه اين كشور را در وضعيت انسداد و فلج كامل قرار داده است. مبارك در طول 28 سال حكومتش با اينكه يك متحد كامل و مجري سياستهاي آمريكا در منطقه بوده، هيچگاه اجازه اجراي اصول دمكراسي و حقوق مدني را به مردم اين كشور نداده و هرگز نيز به خاطر اين روش ديكتاتوري مورد انتقاد غرب و مدعيان حقوق بشر قرار نگرفته است.
مبارك كه يك سرهنگ نظامي مستبد و خشن است در اين مدت اجازه ابراز هيچ اعتراضي را به مردم مصر نداده و با قلع و قمع مطبوعات، و گروههاي اسلامي زندانهاي اين كشور را از مردم آزاده و مسلمان مصر انباشته است.
همهي اين اقدامات ظالمانه براي اين بود كه بر كرسي رياست مادام العمري رياست جمهوري مصر تكيه بزند و بر مسند دائمي قدرت باقي بماند. وي همچنين به اين فكر افتاد كه قانون اساسي مصر را به نفع خود تغيير دهد ولي امروز دست روزگار و قدرت انتقام الهي وضعيتي را پيش آورده كه او حتي قادر نيست پسرش را به عنوان رئيسجمهور موروثي بر مصر حاكم كند. به همين دليل اين روزها نه تنها در مصر بلكه در همه كشورهاي متحد رژيم قاهره بحث بر سر رفتن حسني مبارك و جانشيني وي مطرح است. كار مبارك به جايي رسيده كه مردم مصر براي رفتن او لحظه شماري ميكنند. اين روزها فرعون مصر نيز خود ميداند كه هر روز به پايان كارش نزديكتر ميشود، پاياني كه هرگز دلخواه او نيست ولي اين پايان راهي است كه همه ديكتاتورها و نوكران استكبار را به كام خود خواهد كشيد.
درعين حال اين سئوال به طور زودهنگام در مصر و پيش از انتخابات سال آينده ايجاد شده كه چه كسي جاي مبارك خواهد نشست و زمام امور اين كشور بدست چه كسي خواهد افتاد؟ مردم مصر به گونهاي طبيعي به اين نتيجه رسيدهاند كه آنچه در اين مرحله تاريخي گذار و بسيار حساس، از اهميت ويژهاي برخوردار است، ابتدا رفتن حسني مبارك از صحنه سياسي مصر و پاك شدن منطقه از لوث وجود اوست و در مرحله بعد، نوبت به انتخاب فردي براي رياست جمهوري آينده اين كشور ميرسد كه بتواند با پايبندي به قانون و مبارزه با خودكامگي و ايستادن در مقابل مطامع آمريكا و رژيم صهيونيستي صفحهاي جديد را در تاريخ اين كشور بگشايد.
هنوز تا انتخابات رياست جمهوري مصر 15 ماه فرصت مانده و طبعاً تا آن زمان نبايد از تلاشهاي حسني مبارك براي مديريت بحران رهبري و تعيين جانشين سياسي خود و تثبيت منافع نامشروع غرب غافل بود. از اين رو فعاليتهاي آشكاري كه در راستاي موروثي كردن قدرت درخصوص "جمال مبارك" فرزند ارشد حسني مبارك روي ميدهد طبعاً ميتواند به الغاي ماده 88 قانون اساسي اين كشور و گرفتن فرصت از هر نامزد و رقيب جدي در مقابل وي بيانجامد.
قطعاً موروثي كردن حكومت و تحويل آن به جمال مبارك كه صرفاً يك تصميم فرعوني و ديكتاتوري براي استمرار حكومت در خانواده مبارك است با واكنشهاي آشكار و مخالفتهاي فريادگونهاي مواجه خواهد شد. از سوي ديگر براساس تحليل آينده سياسي مصر و وضع نامساعد جسمي مبارك كه قدرت كنترل امور را از او سلب كرده است، احتمال رسيدن قدرت به "عمر سليمان" مدير 73 ساله سازمان امنيت مصر كه اكنون مرد شماره دو مصر به شمار ميآيد و به عنوان نزديكترين فرد به مبارك نقش فعالي در احياي مذاكرات سازش خاورميانه ايفا كرده و چهرهاي كليدي براي صهيونيستها و آمريكاست نيز از جايگاه ويژهاي برخوردار ميباشد ضمن آنكه سران سازشكار عرب هم با او روابط حسنهاي دارند.
در ا ين ميان حضور نيروي تازه واردي معادله را در صحنه سياسي مصر دچار تغيير كرده است و آن چهره جديد، كسي جز محمد البرادعي رئيس بازنشسته آژانس بينالمللي انرژي اتمي نيست كه برخي از احزاب فعال و مخالف مصر از جمله اخوا ن المسلمين و حزب الوفد و جمعي از اساتيد دانشگاه و روشنفكران اين كشور از وي حمايت ميكنند. اگرچه حضور احتمالي البرادعي در انتخابات آتي رياست جمهوري مصر بارقههايي را در ميان مخالفان رژيم مبارك زنده كرده ولي كمبود حمايتهاي جهتدار سياسي داخلي و خارجي عدم تضمينهاي لازم نتوانسته البرادعي را به تصميم قاطع در اين زمينه برساند، ضمن اينكه معلوم نيست آيا البرادعي ويژگيهاي لازم را براي برآوردن خواستههاي مردم مصر در اين مقطع خاص داشته باشد.
به هر حال مصر و صحراي سينا كه سالها با سركوب و اختناق به عرصهاي از ثبات نسبي در خاورميانه همسو با سياستهاي رژيم صهيونيستي تبديل شده امروز در معرض تندباد حوادث و تغييرات جدي قرار دارد كه گريزي از آن نيست.