بخش خبري: آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان رهبري طي گفتگوئي در باره منزلت شبهاي قدر و عظمت امام علي(ع) به سئوالات مطروحه پاسخ گفت.
در اين گفتگو به سئوالاتي در خصوص معاني لغوي و محتوايي شبهاي قدر، علت قرار داشتن شب قدر در ماه رمضان، ضربت خوردن مولا علي(ع) ادعيه مأثوره، قضا و قدر الهي، شبهاي قدر و نظرات شيعه و سني، رابطه ميان ولايت اميرالمؤمنين و شب قدر، شأن سوره قدر، نزول ملائكه و روح در شب قدر و علائم ظهور امام زمان(عج) به تفصيل پاسخ گفته شده است.
اينك پيرو مطالبي كه طي ماههاي اخير حضرت آيتالله هاشمي رفسنجاني با عنوان ديدگاه در خصوص مسائل مختلف مكتوب و منتشر ميكردند، متن گفتگوي زير كه با يكي از خبرنگاران انجام شده، به عنوان ديدگاه ايشان در خصوص ليالي قدر و عظمت امام علي(ع) از نظر خوانندگان عزيز ميگذرد:
* حضرت آيتالله هاشمي رفسنجاني در ليالي قدر هستيم. لطفاً در خصوص معاني لغوي و محتوايي شبهاي قدر توضيح بفرماييد.
- بسمالله الرحمن الرحيم. يكي از الطاف خداوند براي بندگانش در جهت تكامل و نزديكتر شدن به خداوند، اين است كه فرصتهاي زماني و مكاني براي انسانها جهت خودسازي و تكامل در نظر گرفته كه يكي از بهترين آنها شب قدر است. البته شب قدر در يكي از بهترين ماهها كه ماه رمضان است، قرار دارد و كليت ماه رمضان هم از همان نوع است. كلمه قدر معاني زيادي دارد و در قرآن هم با آن معاني استعمال شد و شايد بهترين كلمهاي كه معناي شبقدر باشد، بعد تقديري و برنامهاي اين شب است. يعني برنامه زندگي براي يكسال در مفهوم شب قدر خوابيده است. البته معاني ديگري نيز دارد. محبت و رحمتي از خداوند به بندگانش ميباشد كه در اختيار بشريت است و هركس ميتواند، استفاده ميكند. آنچه از روايات و سيره ائمه(ع) و رفتار بزرگان دين و دانشمندان به دست ميآيد، اين است كه آنها چنين انتظاري از شب قدر دارند.
* سابقه زماني شب قدر از كي بود؟ يعني از لحاظ تاريخي از كي شب قدر وجود داشت؟
- بيشتر صاحبنظران شبقدر را مربوط به اسلام ميدانند. يعني همزمان با طلوع اسلام چنين موهبتي هم به وجود آمد. اما منابعي هستند كه ميگويند اديان ديگر نيز چنين شبهايي دارند. البته ممكن است چيزي به نام قدر در اديان ديگر نباشد، اما خداوند چنين فرصتهاي زماني و مكاني را به پيروان اديان ديگر داده كه براي خودسازي ويژگي دارد. روايتي از حضرت اباذر هست كه از پيامبر(ص) سؤال ميكنند و اين روايت نشان ميدهد كه در گذشته هم بود. اين روايت در تفسير برهان آمده كه اباذر از پيامبر(ص) ميپرسد: "اين شبقدر مخصوص پيامبران است كه با رفتن آنها اين شب هم برداشته ميشود؟" حضرت ميفرمايند: "نه، اين شب ميماند." استدلالم به كلمه انبيا است. نگفته مخصوص زمان شماست. گرچه روايات ديگري داريم كه با صراحت ميگويند: "شب قدر با اين خصوصيات مخصوص اسلام است." بنابراين بايد بگوييم كه در گذشته مفهوم شب قدر همراه هر ديني بوده، منتهي با اين لفظ و ويژگيها نبود. قدر مسلّمش اين است كه شبقدر در اسلام قرار داده شد و هميشه پيامبر(ص) و ديگر بزرگان آن را مورد توجه قرار ميدادند.
* چرا شبقدر در ماه رمضان است؟
- اينكه چرا هست و اينكه آيا هست، فرق ميكند.
* اينكه شب قدر در ماه رمضان است، دليل و مسمّاي خاصي دارد؟
- اول بايد ثابت كنيم كه آيا هست؟ از تركيب چند آيه به اين نكته ميرسيم. آيهاي داريم كه ميگويد: "انا انزلناه في ليله القدر" اين آيه در سوره قدر است. يعني ما قرآن را در شبقدر نازل كرديم. آيه ديگر در سوره بقره داريم كه ميگويد: "شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن" يعني از خصوصيات ماه رمضان اين است كه قرآن در آن نازل شده است. در سوره دخان هم همين مضمون هست و اسم ماه رمضان نيست و ميفرمايد: "در شب ماه مباركي كه قرآن نازل شد و در آن شب امور از همديگر تفكيك ميشوند و هر چيزي جاي خود را پيدا ميكند" اين مفهومي است كه براي شبقدر قايل هستيم. وقتي اين آيات را با اجتهاد تفسيري نگاه ميكنيم، به اين نتيجه ميرسيم كه شبقدر در ماه رمضان هست و اين خصوصيات را هم دارد.
* در روايات براي شبهاي ديگر هم قول داريم؟
- بله، ولي از طريق روايات هم به شبقدر در ماه رمضان رسيديم. روايات صريحي در اهل سنت و شيعه وجود دارد. بعضيها معتقدند شبقدر سيّال است و ميتوان هر شبي را قدر كرد. بعضيها نيمه شعبان، بيست و هفتم رجب و چند مناسبت ديگر را هم شبقدر ميدانند. اما در شيعه نزديك به اتفاق، شبقدر در ماه رمضان است و در اين زمينه روايات زيادي داريم. الان درصدد خواندن روايات نيستيم. چون آنقدر زياد است كه همه مخاطبين ما روايتي را خواندهاند. در شيعه معمولاً روي سهشب، بيست و سوم، بيست و يكم و نوزدهم تكيه ميكنند و ترتيب هم به همين شكل است كه من گفتم. يعني بيشتر روي بيستوسوم و در درجه بعد روي بيستويكم و كمتر روي نوزدهم تكيه ميكنند.
* يعني سند، براي شب بيست و سوم بيشتر است؟
- بله، قويتر است. اهل سنت عمدتاً روي بيستوهفتم تكيه كردند. البته زمانهاي ديگري را هم گفتند. بنابراين براساس روايات و سيره ائمه(ع) و بزرگان زمان پيامبر(ص) كه مقيّد بودند در لياليقدر شبزندهداري و عبادت كنند، ما هم بيشتر روي اين سه شب تكيه كرديم.
* حكمتش چيست كه روي يك شب قطعي نكردند؟
- ميتوان اينگونه فكر كرد كه اگر يك شب معين بود، ما هم در همان شب اين برنامهها را با خيال راحتتر اجرا ميكرديم. وقتي شبقدر در چند شب و حتي بيشتر از اين سه شب گم ميشود، مثل بيست و هفتم، شب اول و شب آخر ماه رمضان، نيمه شعبان و شبهاي ديگري كه در روايات هست، كساني كه ميخواهند با استفاده از شبقدر به خدا نزديكتر شوند، بيشتر به اين شبها ميپردازند. كساني هستند كه حال، وقت و آمادگي دارند و بيشتر ميپردازند. چون هرچه انسان بيشتر به برنامههاي گفته شده در شب قدر بپردازد، سعادت بيشتري به دست ميآورد.
* يعني باعث شده كه قدرش را بيشتر بداند؟
- براي پيداكردنش بيشتر بگرديم.
* بيدار ماندن و خواب ماندن در شبقدر چه مقدار اهميت دارد؟
- داريم روي فرضي با شبقدر سر و كار پيدا ميكنيم كه لحظاتش را ارزشمند و فرصت ميدانيم. خداوند اين فرصت را براي بشريت قرار داد و حد استفاده آن حتي در خواب هم ميباشد. رواياتي داريم كه خواب در ماه رمضان عبادت و نفس، تسبيح حساب ميشود. اما وقتي خواب عبادت است، بيداري و پرداختن به كارهاي خوبي كه ميشناسيم، بيشتر سازنده است. البته بايد سعي كنيم كه حال داشته باشيم. كسالت و اينكه متوجه نباشيم داريم چكار ميكنيم، از كيفيت كار ما كم ميكند. اول چيزي كه مهم است، اين است كه سعي كنيم خود را آماده كنيم تا در شب قدر يا هر وقت ديگر با نشاط، عشق و علاقه عبادت كنيم. گاهي انسان خيال ميكند عبادت در حال كسالت و چرت كه نميفهمد چه ميگويد، همان خاصيت را دارد. خوب است، ولي آن خاصيت را ندارد. خاصيت موقعي است كه انسان بفهمد مثلاً در نماز و دعا چه ميگويد. در موقع خواندن قرآن روي مطالبش تفكر و انديشه كند. بنابراين بين خواب و بيداري تفاوت هست. حالت بيداري بهتر است و در بيداري هم نوع كارهايي كه ميكنيم، تفاوت دارند.
* شب قدر در قرآن بيشتر آمده يا روايات؟
- هر دو به همان كيفيتي كه گفتم، آوردهاند. ولي در روايات متواتر صريحاً آمده كه شبقدر اولاً خواهد بود و ثانياً از نعمتهاي الهي است.
* يعني نميتوانيم به زمان پيامبر(ص) محدود كنيم؟
- نخير، چون محدود نبود، ما هم حق نداريم محدود كنيم.
* عدهاي معتقدند كه شب قدر فقط براي آن دوره خاص و براي شخص پيامبر(ص) است كه شما ميفرماييد بحث استمرارش تا آينده هم خواهد بود.
- بعضيها حتي ميگويند در زمان پيامبر(ص) هم يك بار بود. اين حرفها نادر است. عامه مفسران، مورخان و دانشمندان چنين نميگويند. نبايد روي آن حرف حساب كرد.
* يك سؤال خصوصي دارم. خودتان شبقدر را چگونه ميگذرانيد و چه برنامههايي داريد؟
- من هم مثل بقيه مسلمانان عمل ميكنم. اگر كاري داشته باشم، مخصوصاً وقتي مسؤوليتي داشته باشم، بايد مسؤوليتم را انجام دهم. فرض كنيد برنامهاي به خاطر مسؤوليت مربوط به مردم و نظام است كه بايد انجام دهم. از آنكه بگذريم، وقت خود را به كارهايي اختصاص ميدهم كه براساس روايات بهتر است در چنين شرايط زماني انجام شود. خودم بيشتر به مطالعه قرآن ميپردازم. در طول سال نكاتي درباره قرآن به ذهنم ميآيد كه يادداشت ميكنم تا در فرصتهاي معيّن روي آنها تحقيق كنم. شايد بيشترين كاري كه ميكنم، تحقيق در قرآن است.
بعد از آن دعاهاي مأثور مخصوص شبقدر را ميخوانم. يعني دعاهايي كه مشخصاً مخصوص آن زمان است.
* منظور از دعاهاي مأثور چيست؟
- دعاي مأثور، يعني دعاهاي روايت شده. مثلاً زيارت عاشورا در زمانهاي معيني بيشتر فضيلت دارد. يا دعاي كميل را در شب جمعه ميخوانيم يا دعاي ابوحمزه را معمولاً وقت سحر ميخوانند. البته هميشه ميتوان خواند. اينكه عبادتي را براي زمان معيني گفتند، مطمئناً در آن زمان فضيلت بيشتري دارد. البته شايد دليلي دارد كه ما نميدانيم. به همين جهت آداب و رسوم ادعيه شبهاي مخصوص را در همان زمان انجام ميدهيم. به هر حال نماز شب و اگر بتوانيم نمازطولاني 100 ركعتي را ميخوانم. هرمقدار وقتم اجازه دهد، استفاده ميكنم. عبادات مستند و قابل قبول به اندازه كافي براي شبهاي قدر و همه شبهاي ماه رمضان وجود دارد.
* جناب آقاي هاشمي به خاطر ضربت خوردن مولايمان علي(ع) اين واقعه اسفبار محزون هستيم. ميخواستم بپرسم كه علت خاصي داشت كه خوارج اين شب را براي اين عمل وقيحانه خود انتخاب كردهاند؟
- نميتوانم بگويم بيعلت به اين شب رسيدند. شايد چون جزو شبهايي بود كه به خاطر توجه بيشتر به عبادت، مسجد شلوغتر ميشد و محافظان و ديگران دچار غفلت ميشدند. همين الان هم كساني كه ميخواهند اينگونه كارها را بكنند، از اين گونه لحظات استفاده ميكنند. چون آسانتر است.اينكه در عالم غيب و در تقدير الهي چه چيزهايي است، مطلبي نديدم كه كسي اين حادثه را به شب قدر مرتبط كند. ولي نميتوانيم نفي كنيم. شايد اگر كساني با اين نظر تحقيق كنند، به نكاتي برسند. فكر ميكنم بايد به صورت تصادف يا فرصتي مناسب براي تروريستها بدانيم كه بهتر استفاده كردند.
* آيا اين احتمال هست كه خوارج كه خود را بندگان خاص خدا ميدانستند، برنامهريزي كرده باشند كه اين برنامه را در چنين شبي اجرايي كنند تا بيشتر به درگاه خدا مقرّب شوند؟
- احتمالي مطرح كرديد كه روي آن فكر نكرده بودم و در جايي هم نديدم.
* چون اينها در كنار خانه خدا با هم بيعت كردند كه اين كار را بكنند تا صبغه الهي به كارشان بدهند.
- كاملاً محتمل است. با روحيهاي كه الان از القاعده و ديگران سراغ داريم، ميتوانند چنين مناسبتي را براي خود طراحي كرده باشند. ولي چون سندي ندارم، نميتوانم صريح بگويم. اما به عنوان فرضيه ميتوان روي آن حساب كرد.
* از طرف ديگر ميتوانيم بگوييم كه شخصيتي مثل حضرت علي(ع) در شب نوزدهم ضربت ميخورند و در شب بيست و يكم به شهادت ميرسند و هر دو شب جزو محتملات شب قدر هستند. نظر شما چيست؟
- چون شيعيان و خيلي از مسلمانان غيرشيعه از اين حادثه حالت معنوي پيدا ميكنند، شايد اين حرف درست باشد. ما به خاطر احتمال شب قدر بودن به شب نوزدهم توجه داريم و به خاطر اينكه در اين شب حضرتعلي(ع) ضربت خوردند، توجه ديگري داريم. نوع اول را به صورت بركت و لطف خدا و شايد فضاي شادي بخش ميبينيم. نوع دوم حزن انگيز و تأثر است. شايد تركيب اين دو حالت آثار اضافي براي كساني داشته باشد كه به هر دو نوع توجه دارند. بايد جواب اين سؤال را روانشناسان بدهند. يك بحث رواني را باز كنيد و از روانشناسان بپرسيد كه تركيب حالت حزن و اميد و جشن كه خداوند با بازكردن دربهاي آسمان بركاتش را براي انسانها ميفرستد، چه نتيجهاي دارد؟
* حتي براي اميد ميتوانيم به حديث "فزت برب الكعبه" استناد كنيم. از يك منظر در واقع لحظه باشكوهي است.
- شهادت براي مرداني مثل علي ابن ابيطالب(ع) نقطه اوج تكامل است. شهادت راه ميانبري است كه انسان را به خدا ميرساند. اگر انسانهاي معمولي هم توفيق شهادت پيدا كنند، شهادت آنها را از راه دوري كه بايد بپيمايند، نجات ميدهد و از راه ميانبر خيلي ساده و آسان به خدا ميرسند. دربعضي از روايات آمده كه شهيدان از قتلگاه خود روي بال فرشتگان به بزم اوليا ميروند. اين حالت فوز عظيمي است. مخصوصاً اگر در شب قدر باشد كه فوز مضاعف دارد.
* اگر با اين ديدگاه به شب قدر نگاه كنيم، نيازي به حزن و اندوه نيست. شايد استغاثه و خواسته انسان با اشك همراه شود، ولي هيچ تأكيدي نداريم كه اين شب با حزن و اندوه باشد.
- حزن در حالت طبيعي اتفاق ميافتد. در روايات داريم كه وقتي امام حسين(ع) متولد شد، جبرئيل از طرف خداوند آمد تا به پيامبر(ص) تبريك بگويد، گفت: "نميدانم به خاطر مسايلي كه در قضا و قدر الهي براي اين مولود هست، تبريك بگويم يا تسليت." حالتي كه پيدا ميكنيم، طبيعي است. براي شهادت حضرت علي(ع) محزونيم و حقيقتاً براي اينكه در فضايي هستيم كه معتقديم الان درهاي رحمت خداوند به سوي ما باز هستند و فرصتي است كه سعادت خود و جامعه را از خداوند بگيريم، فضاي شادي است. تركيبي است، يعني با چشمي گريه ميكنيم و با چشم ديگر ميخنديم. اين گونه حالت در زندگي انسانها فراوان است. بد نيست، خوب است.
* در صحبتهاي خويش به ادعيه مأثور اشاره كرديد و توضيح داديد. راه درست دعا كردن چيست؟
- براي دعا نميتوان براي همه نسخه يكساني پيچيد. دعاهاي مأثور سرمايه كار ماست. اما انسان بايد حال، نياز و گذشته خود را درنظر بگيرد. اگر آلودگي و كمبود دارد و تقصيري از خود در پيشگاه خداوند و مردم ميبيند و احساس ميكند كه نتوانست حقوقي را ادا كند، فكر كند و در ذهن خود بياورد. اگر نيازي به گذشته ميبيند، توبه كند. توبه يعني به راه حق برگرديم. اصل توبه برگشت از راه انحرافي است. بايد از خدا عذرخواهي كند. چون بين انسان و خدا چيزي مخفي نيست. اگر نعوذبالله پرونده بدي دارد، به آن نگاه كند و از خدا بخواهد كه اينها را پاك كند و تصميم بگيرد ديگر كارهاي بد را نكند. اگر ميخواهد بازهم كارهاي بد را بكند، توبه معنا ندارد. نميتواند بگويد تا اينجا را ببخش تا من باز هم ادامه بدهم. البته اگر انسان 10 بار هم خطا كند، چون خداوند رحيم است، ميبخشد. اين گونه نيست كه بعضيها حالت خشني براي خدا متصوّر ميشوند. ولي بهترش اين است كه وقتي انساني ميفهمد دارد خطا ميكند، تصميم بگيرد و اشتباهاتش را تكرار نكند. خدا خيلي عظيم است. وقتي دعاي جوشن كبير را ميخوانيم و به اسامي خدا برميخوريم، ميبينيم كه خيلي عظيم است. معناي آن آسان است و اگر كسي بفهمد، متوجه ميشود كه چقدر خداوند عظيم، عالم، عليم و رحيم است و چقدر به ما محبت دارد و چقدر ميخواهد كه ما خوب باشيم. اينها را انسان در دعا خيلي خوب ميفهمد. مضامين خوبي در ادعيه داريم. كساني كه اهل دعا هستند، مسلطند و وقتي شروع ميكنند، برايشان روشن است كه كجا هستند.
بايد خود را آماده كنيم كه پاكتر زندگي كنيم. هر مقدار كه خوب باشيم، باز خودمان ميدانيم كه آلودگيهاي فكري، ارتباطي، عملي، اخلاقي و.. داريم. انسان بايد سعي كند آن حالت را به صورت طبيعي داشته باشد. يعني يك موجود ضعيف در مقابل ذات عظيمي كه در همه جا و همه چيز هست و ما سايهاي از او هستيم و در مقابل او چيزي نيستيم. انسان بايد چنين حالتي را تصور كند و خواستههايش را بخواهد. البته ارتباط قلبي مهم است. الفاظ هم هستند، اما همه چيز نيستند. انسان بايد دل خود را به خداوند نزديك كند. اگر ميخواهيد از دنيا فارغ شويد، چشمتان را ببنديد و دعا كنيد كه حالت نزديكي به خداست. در درجه اول همين دعاهاي مشخص را بخوانيد. بيشتر از قلب خود استفاده كنيد. خواستههاي واقعي را اگر بر زبان هم نياوريد، مرور ذهني كافيست. خداوند ميداند كه شما داريد چكار ميكنيد.
* اگر بگويند شما در شب قدر يك دعاي مستجاب داريد، آن دعاي شما چيست؟
- فكر ميكنم فوز نهايي است. عاقبت به خيري و به خداوند نزديك شوم و بتوانم رضايت خدا را طلب كنم. از قرآن و دعاها هم استفاده ميشود كه چيزي بهتر از اين نيست كه انسان احساس كند خدا از او راضيست و او هم از خدا راضي باشد. وقتي خداوند در چند آيه سورههاي مختلف نعمتهاي بهشت را تعريف ميكند، آخرش ميفرمايد: "و رضوان منالله اكبر" يعني "رضايت خداوند از همه چيز بزرگتر است" "رضيالله عنهم و رضوا عن" بهترين حالتي است كه بشر ميتواند داشته باشد. من اگر بتوانم، دنبال اين حالت ميروم.
* جناب آقاي هاشمي، فرموديد؛ اگر شبهاي نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم را ليالي قدر بدانيم، براساس روايات و مستنداتي كه هست، ترتيب و اهميت آنها اول؛ شب بيست و سوم، دوم؛ شب بيست و يكم و سوم؛ شب نوزدهم ميباشد. ميخواهم بپرسم كه اساساً نامگذاري اين سه شب به عنوان شب قدر چيست؟
- قدر در لغت عربي چند معنا دارد و همه معاني با اين مسمّا صدق ميكند. يك معنايش سرنوشت و تقدير و يك نوع برنامهريزي براي زندگي است. دوم به معناي عظمت و منزلت است و در زبان فارسي هم بكار ميبريم. سوم به معناي تقسيم و سهم است كه اين تعبير در زبان عربي است. چهارم به معناي تنگي و مضيقه است. در مواردي بكار ميرود كه تحت فشار و جا كم باشد. در قرآن هم آياتي داريم كه كلمه قدر اين معاني را دارد. همه اين معاني ميتواند در شب قدر باشد.
مهمترين مطلبي كه ما دنبال آن هستيم، اين است كه شب برنامهريزي براي سالي است كه درپيش داريم. عظمتش به خاطر اين است كه دربهاي رحمت الهي باز ميشود و قرآن در چنين شبي نازل شده است. به معناي سهم است، چون طبق روايات در اين شب سهم انسانها و همه موجودات براي يك سال تعيين ميشود. اينكه به معناي تنگي است، براساس روايات ميباشد. گفتهاند؛ آن قدر ملائكه و روح كه موجود عظيمي در بين همه مخلوقات عالم است، در اين شب به زمين ميآيند كه حضور آنها اگرچه جسم نيستند، جا را براي ما تنگ ميكند. خواستند تشبيه كنند كه از بس ميآيند، فضا پر از فرشتگان ميشود. بنابراين هر چهارمعنايي كه براي قدر در لغت ميبينيد، ميتوانيد براي شب قدر بكار بگيريد. ولي به نظر ميرسد مهمتر از همه معناي اول يعني برنامهريزي و سرنوشتسازي است.
* رابطهاي با قضا و قدر الهي دارد؟
- بله، هر دو كلمه از يك ريشه هستند. قضا كليتر و قدر به زمان محدودتري مربوط است. همه مخلوقات جهان در پوشش قضا و قدر زندگي ميكنند. در شب قدر بخشي از قضا و قدر را داريم كه طبق روايات از شبقدر شروع ميشود و تا شب قدر سال آينده ادامه دارد. درست مثل بودجهريزيهايي كه الان رسم است كه مينشينند بودجهاي براي يكسال مينويسند كه در طول سال اجرا و گاهي كم و زياد ميشود. ميتوان همين حالت را تشبيه كرد.
* تناقضي با اختيار ما پيدا نميكند؟
- نه، در بحث كلي قضا و قدر ميگنجد. قضا و قدر طولانيترين بحث مشاجرات دنياي اسلام است. از زمان پيامبر(ص) تا الان اهل كلام و ديگران درگير هستند و نظرات هم مختلف است. شيعه نظر مشخصتري دارد و امر بين امرين ميگويد. يعني هرچه را كه حساب كنيد، انسان سهمي در تحقق آن دارد و سهمي را هم خداوند ايفا ميكند. مثال روشني ميزنم كه در قرآن در سوره واقعه هم هست. باغ را در نظر بگيريد. باغبان، زمين را شخم ميزند، بذر ميپاشد، آبياري ميكند، هرس ميكند و برداشت ميكند كه باغ محصول و نتيجه زحمات باغبان است. ولي اين در شرايطي حاصل ميشود كه خداوند خاصيتي را در نور، ظلمت، زمين، هوا، آب، حرارت، برودت، بذر و قانون حاكم بر كشت و كار قرار ميدهد. اگر هركدام عمل نكنند، به جايي نميرسد. بنابراين اختيار ما در كارهايي كه به ما مربوط ميشود، مؤثر است و قرآن ميفرمايد: "ليس للانسان الّا ما سعي" يعني "ما نتيجه زحمات خود را ميگيريم" بقيه لطف خداست، يعني سرمايهاي است كه خداوند در اختيار ما گذاشته است. اختيار ما سلب نيست. مثلاً ميتوانيد نماز بخوانيد يا نخوانيد. ميتوانيد كار زشتي را انجام دهيد يا ندهيد. هر تصميمي را خود انسان ميگيرد. خداوند زمينه را فراهم كرد و مسبب الاسباب است. خودمان سببها را فراهم ميكنيم و خداوند قدرت سبب را به ما داده است.
* اگر بررسي كنيم، ميبينيم افقهاي متعددي در جهان داريم كه شايد متضاد باشند. يعني ممكن است قسمتي از زمين شب و در همان لحظه قسمتي ديگر روز باشد، مفهوم شب قدر باتوجه به افقهاي متعدد براي جاهاي مختلف چگونه است؟
- معمولاً اين گونه جواب داده ميشود كه اين شب در دور كره زمين حركت ميكند. در هر نقطه كه خورشيد غروب ميكند و شب شروع ميشود تا طلوع فجر يا طلوع خورشيد كه هر دو ميتواند ملاك باشد، شب قدر ميشود. همانطور كه جلو ميرود، آغاز و پايان را شامل ميشود. مثلاً اگر امروز در اينجا فلان ساعت غروب شد و در آمريكا 8 يا 10 ساعت بعد غروب شد، شروع شب قدر آنجا از همان زمان است. منظور اين است كه در زماني شب و روز به امر خداوند يك دور به گرد زمين تحقق پيدا ميكنند، در آن قطعه براي آن زمان خاصيت تباركي، مباركي و بركت قرار دارد.
* بين شيعه و سني در شبهاي قدر اختلاف هست يا هر دو مكتب به شبهاي خاصي اعتقاد دارند؟
- اختلاف هست. در خود شيعه و بين شيعه و سني هم اختلاف است. اين كار كه دليل عقلي ندارد تا با عقل و استدلال ثابت كنيم كه اين قطعه زمان قدر است. نقلي است كه بيشتر به منابعي برميگردد كه شيعه و سني دارند. ما بيشتر روايات خود را از ائمه(ع) ميگيريم كه از پيامبر(ص) گرفتند. اهل سنت هم از صحابه ميگيرند كه صحابه هم از پيامبر(ص) گرفتند. در زمان خودتان هم اگر در جلسهاي نباشيد و كساني بخواهند از مباحث جلسه براي شما نقل كنند، ميبينيد اقوال مختلف است. حتي در زماني كه ثبت و ضبط ميشود و صدا و تصوير موجود است. تا چه برسد به زماني كه همه سخنان شفاهي بود و سينه به سينه منتقل ميشد. در زمان پيامبر(ص) حرفهايي از اينگونه را نمينوشتند و حتي عمر و ديگر خلفا مدتي نهي كردند كه كسي بنويسد.
* چرا؟
- گفتند اينها را وارد قرآن ميكنند و شايد دليلهاي ديگري داشتند. در صدر اسلام مقطعي داريم كه چيزي نوشته نميشد و سينه به سينه منتقل ميشد. البته قرآن مستثناست. چون پيامبر(ص) كاتب وحي داشتند و خودشان و برخي از صحابه حفظ ميكردند. اين كار با قرآن شد و با روايات نشد. خيلي دليل هست كه اين اختلافات بين ما طبيعي باشد. به خصوص منبع خبر براي كساني كه تفكرات مختلف و به كساني عقيده داشتند، مهم بود. اين اختلافات جرياني كه الان ميبينيد، آن موقع هم بود و از افراد مختلف نقل ميكردند. به همين دليل دوگونه و حتي چندگونه روايات داريم. منتهي ما در علوم روايت، درايت و... خودمان كه در حوزهها تحصيل ميكنيم، ملاكها و راههايي داريم كه روايات صحيح و صحيحتر را انتخاب كنيم. لذا ما به اين نتيجه رسيديم كه طبق رواياتي كه داريم، اين شبها ميتواند محتمل بيشتري براي شبقدر باشد و اهل سنت به شبهاي ديگر رسيدند.
* آيا آن مدتي كه گفتيد كتابت ممنوع شده بود، براي شيعه هم اتفاق افتاد؟
- نه، براي شيعه ممنوع نشده بود. ولي چون حكومت اين كار را نميكرد، شيعه هم براي نوشتن در فشار بود. حتي در زماني كه كتابت بود و مثلاً امام صادق(ع) درس ميگفتند و شاگردانش مينوشتند و بعدها نقل ميكردند، يكنواخت نيست و متضاد است. در بعضي مسايل تقيه است. يعني ائمه(ع) مطالبي را ميگفتند، ولي چون اگر غير از خواسته حكومت ميگفتند، آن حرف اسباب زحمت ميشد. بنابراين مشكلات فراواني داريم كه منظور اصلي روايات را بفهميم. لذا علم سختي است.
* فهمش براي ما سخت ميشود. چون مطمئناً در حالت تقيه سخنانشان دو وجهي بود.
- بله. در جاهايي كه به اختلاف فرقهاي برخورد ميكند، واقعاً تقيه است. همين الان هم انواع تقيه را در نقلها ميبينيد. بعضيها ميخواهند چيزهايي را بگويند و ميبينند ممكن است به جاهايي بربخورد و آن را نميگويند يا در پرده ميگويند. آن موقعها اين حالت بيشتر بود و الان آنگونه تعصب نيست. لذا يكي از مشكلات ديني همين است. البته دانشمندان زحمات زيادي كشيدند و روي تاريخ روايات كار و راويان موثق را از غيرموثق جدا و راه تشخيص حق را پيدا كردند. اهل نظر كم و بيش به واقعيتها نزديك هستند.
* رابطهاي را كه بين ولايت اميرالمومنين (ع) و شب قدر وجود دارد، چگونه توصيف ميكنيد؟
- خودم يك بحث اساسي دارم كه نظريه تفسيري خودم است. نميدانم ديگران چنين چيزي را گفتند يا نه. فكر ميكنـم و شواهدي هم دارم كه شب قدر با اين دعاها و روحيهاي كه عبّاد خداوند پيدا ميكنند، شب قدر ميشود يعني اين خود انسان است كه قدرساز است. به بحثي كه در مورد اختيار و سرنوشت مطرح كرديد، مربوط ميشود. اينكه شب قدر ميگوييم، به خاطر اين است كه شرايطي به وجود بيايد تا خودمان را بسازيم. خودمان را كه ساختيم، عامل سعادت، پيشرفت و فوز ميشويم.از درون خودمان درميآيد.
يك تصور اين است كه خداوند چيزي را براي ما تقدير ميكندو آن براي ما پيش ميآيد. عيبي ندارد و در مواردي اين گونه است. اما ميتوان معنايي درست كرد كه با الفاظ و مباني ما و هم با اختيار انسان همخواني داشته باشد و همه جوانب را ببيند و آن، اين است كه به خاطر شرايطي كه از لحاظ روحي، زماني و مكاني براي ما فراهم ميشود، آن شب خود را اصلاح ميكنيم و تبديل به انساني ميشويم كه خالي از عيب و با اراده و نشاط جديد براي سال آينده وارد صحنه ميشود. پس تقدير و برنامهريزي ميشود، ولي در وجود خودمان است. يعني نرمافزاري در وجود خودمان خلق ميكنيم كه در طول يكسال در زندگي ما كار ميكند و اثر دارد. اگر با اين تفسير به شب قدر نگاه كنيم، شخصيتهايي مثل حضرت علي(ع) مصاديق بزرگ ميشوند. چون ما تحت تأثير ارشادات حضرت علي(ع) و انفاس قدسية ايشان در زماني كه حضور داشتند و انسانها را تربيت ميكردند، به سراغ شب قدر ميرويم. يعني ايشان در طول عمر خود كاري با انسانها ميكردند كه شب قدر ميكند. همان كاري كه از قرآن و جاهاي ديگر انتظار داريم، حضرت علي(ع) براي پيروانشان خلق و انسانها را تربيت ميكردند.
بنابراين ميتوانيم در كانون مسئله قدر، تقدير و سرنوشت، رهبري مثل عليابن ابيطالب(ع) را مجسّم كنيم كه در پيرامون او انسانهاي صالح خلق ميشوند و وقتي خودشان نيستند، از انوار ايشان در روايات و نهجالبلاغه(ع) و تربيت و بعدها از طريق شاگردانشان به تدريج به ما ميرسد، در زندگي انتخاب ميكنيم و الگو قرار ميدهيم كه براي زندگي انسانها تقدير كننده و سرنوشتساز است. اصولاً اين روايات به ما شكل ميدهد. در قرآن آمده است: "كل يعمل علي شاكله" عمل همه انسانها با شكلي كه خودشان يا رهبران و معلمانشان برايشان درست كردند، تطبيق ميكند. اگر اين را معنا كنيم، حضرت علي(ع) يكي از كانونهاي قدرساز است.
* حتي يك شب؟
- يك شب لازم نيست. قدر هميشگي ماست. وقتي محتواي شبقدر را ميبينيم، با محتواي رسالت علي ابن ابيطالب(ع) تطبيق ميكند.
* زندگي مظلومانه حضرت علي(ع) بر همه ما روشن و واضح است. چه در 25 سال سكوتي كه داشتند و چه حدود 5 سالي كه بر مسند حكومت بودند، مظلوميت ايشان براي ما مشهود است. اگر تاريخ را ورق بزنيم، اين مظلوميت را به وضوح ميبينيم. ولي من ميخواهم بدانم در 5 سال آخر، باتوجه به شرايطي كه حاكم بود، مولا علي(ع) در چه شرايطي حكومت ميكردند و چه سختيهايي را متحمل ميشدند؟
- از ديد ما مسئله اينگونه است كه پيامبر اكرم(ص) جامعه منظم مدينه را ساختند و عروج كردند و امت اسلامي يك جامعه منظم را با اصول مرتب در شرايط مناسب تحويل گرفتند. در چنين شرايط ميراث خوار زيادي پيدا ميشود. در همه انقلابها اينگونه است. آن وضع براي حضرت علي(ع) پيش آمد كه مظلوم شدند. كاري را ايشان ميبايست ادامه دهند، ديگران خواستند ادامه دهند و ايشان را منزوي كردند. فكر ميكنم چند سالي كه منزوي بودند، از لحاظ شخصي برايشان راحتتر بود. يعني تا موقعي كه مسؤوليت پذيرفت. موقعي سراغ حضرتعلي(ع) رفتند كه به بنبست رسيدند. يعني شرايط بهگونهاي شد كه مردم مصر، مكه، مدينه و جاهاي ديگر بر خليفه وقت شوريدند و آن شرايط براي آن خليفه پيش آمد و به در خانه حضرت علي(ع) آمدند. ايشان اگرچه محق بودند، ولي ميديدند كه چه اتفاقاتي ميافتد! با شرايطي كه درست شده بود و سالها از مبدا وحي فاصله گرفته بودند، ايشان ميبايست از نو شروع ميكردند. لذا يكي از اولين خطبهها كه فكر ميكنم خطبه شانزدهم باشد، تعبيري دارد و ميفرمايد: "قدعادت كهيئتها يوم بعثالله نبيّكم" بار ديگر همانند روزگاري كه خداوند، پيامبرتان را مبعوث داشت، در معرض آزمايش واقع شدهايد.
* يعني به اول برگشتيم؟
- بله، يعني به نقطه صفر برگشت. آن همه مشكلاتي كه پيامبر(ص) تحمل كرد و جامعه را آنگونه تحويل داد. يكي از خطبههاي نهجالبلاغه اينگونه شروع ميشود. ايشان با آن همه مشكلاتي كه در اداره حكومت بود، شروع كرد. رقباي فراواني خلق شده بود. از پيش معين شده و پيامبر(ص) به ايشان گفته بود و خود ايشان هم ميدانستند كه سه گروه قاسطين، ناكثين و مارقين علاوه بر مشكلات فراوان داخلي در مقابل ايشان صفبندي خواهند كرد. اين گروهها سه جنگ بزرگ را بر ايشان تحميل كردند كه حقيقتاً دوره سختي براي عليابن ابيطالب(ع) بود. ايشان ميخواست هم دوباره الگويي از جامعه اسلامي ارائه دهد و هم ميبايست جنگهاي داخلي كند. جنگهاي خارجي براي حضرت علي(ع) مشكل نبود. ولي وقتي مسلمانان در مقابل هم قرار بگيرند، بسيار سخت است كه ميتوان از كلمات ايشان فهميد. فكر ميكنم مظلومانهترين قطعه زندگي عليابن ابيطالب(ع) از مكه تا مدينه همين دورهاي بود كه در كوفه به صورت ظاهر خليفه و حاكم بودند و اين مسايل پيش ميآمد. بعضيها تفسير ميكنند كه عبارت "فزت برب الكعبه" به معناي راحتي است. يعني راحت شدم. شايد معنايش همين باشد.
* در جنگ جمل بسيار بر مولا عليابن ابيطالب(ع) سخت گذشته است. چون اقوالي را شنيدند و حتي بر جسد طلحه گريه كردند. كساني كه زماني با هم همدوش بودند، الان چه اتفاقي افتاد كه علي(ع) با چنين حالتي بر جسد ايشان گريه ميكند؟!
- طلحه كه شخصيت متشخّصي بود. همان سربازان عادي هم كه كشته ميشدند، بچه مسلماناني بودند كه از دو طرف كشته ميشدند و همه اينها براي حضرت علي(ع) خون دل بود. همان خوارج كه با آن خشونت و خشكي برخورد ميكردند، حضرت علي(ع) كلماتي در مورد آنها دارد كه نشان ميدهد بسيار برايشان سخت گذشته است.
* واقعاً چقدر سخت است و چقدر از صدر اسلام تا الان تكرار ميشود كه حقايق وارونه و يا از زاويه ديگري به آن نگاه ميشود و اين خود جنجال و هياهو بپا ميكند. جالب است كه آن 5 سالي كه علي(ع) در مسند حكومت بودند، اوج روايتها و اقوال مختلف بود وچه سختيهايي را متحمّل شدند. به خاطر اينكه خوارج كساني بودند كه بر پيشانيهاي آنها جاي مُهر بود و صبح و شب در حال عبادت بودند. مبارزه با اين گروه از مبارزه با معاويه سختتر ميشود.
- همينگونه است. يكي از مواردي كه حضرت علي شكوه ميكند، ميفرمايد: "الدهر انزلني، ثّم انزلني حتي قيل علي و معاويه" يعني "دهر آن قدر مرا پايين آورد كه بايد با معاويه مقايسه شوم. من زماني با كساني مقايسه ميشدم كه در تاريخ اسلام افتخارات فراواني داشتند و الان با ايشان مقايسه ميشوم." داستان اين روايات جعلي كه شما اشاره كرديد، در دوره معاويه خيلي عجيب بود. يعني يك فن و تكنولوژي شده بود كه كساني روايتي را جعل ميكردند و جا ميانداختند و جايزه ميگرفتند كه بيشتر در جهت مخالفت با حضرتعلي(ع) بود.
* كه بيشترين ضربه بر پيكر اسلام ميخورد.
- بله، به مباني و عقايد برميخورد. يك وقت انسان ميجنگد كه يا شهيد ميشود يا نميشود. ولي يك موقع ميبيند معارف و مباني آسيب ميبيند، كسي مثل حضرت علي(ع) در اين مسايل خيلي مشكل دارد.
* ايام سوگواري اميرالمومنين را خدمت همه مسلمانان بخصوص صاحب عزاي اصلي ايام، حضرت وليعصر(عج) تسليت ميگوييم. ميخواهيم از حداكثر توان خود در شبهاي قدر استفاده كنيم. فكر ميكنم بهترين كار همان است كه معصومين انجام ميدادند. اطلاع داريد كه سنت ائمه معصومين در اين شبها چه بود؟
- هركاري را كه فكر ميكنيم ارزشمند هستند، ميتوانيم در شبقدر انجام دهيم. عبادت، مطالعه، امساك، تحقيق، حسن خلق، روابط دوستانه و... ميتواند از اعمال شب قدر باشد. در روايات داريم كه پيامبر(ص) دهه آخر رمضان رختخواب خود را جمع ميكردند و كنار ميگذاشتند.
* يعني در آن دهه اعتكاف ميكردند؟
- درباره ائمه(ع) ميگويند وقتي شبهاي قدر ميآمد، زن و بچه را در عبادات شركت ميدادند. حتي ميگويند روز بچهها را خواب ميكردند كه شب بتوانند بيدار بمانند يا غذاهايي ميدادند كه توان بيشتري داشته باشند. خودشان آماده ميشدند كه بهتر عبادت كنند. اگر ميخواستند آن شب انفاق داشته باشند، مضاعف ميكردند. خانههايي را شناسايي ميكردند و به دوستان و خدمه خود دستور ميدادند كه به آن خانهها بروند و به امورشان رسيدگي كنند. انتخاب كار بهتر مخصوص شب قدر نيست. هركاري را كه در اسلام ارزش ميدانيم، براي شب قدر خوب است. كساني ميتوانند قرآن مطالعه كنند. حتي كساني براي كشور تحقيقات علمي ميكنند.
* مطمئناً منزلت دارد.
- بله، بركت ميآورد. آن حالت به انسان توان بيشتري ميدهد. بنابراين فقط دنبال كار خوب نگرديد كه مخصوص اين شب باشد. ميتوان هركار خوبي را انجام داد.
* ميتوان گفت، كارهايي را كه باقيات الصالحات است و اثرات درازمدت دارد، از آن شب شروع كنيم؟
- نميخواهم بگويم حتماً در آن شب شروع كنيد. اگر كسي شروع كرد، ميتواند در آن شب ادامه دهد. اين نشان از تقدير است. يعني اگر انسان توفيق پيدا كند كه كار جديدي را در آن شب شروع نمايد، معلوم ميشود كه توفيق جديدي از خداوند گرفت. اگر اين گونه فكر كنيد، معنايش اين ميشود كه داريد از تقدير الهي استفاده ميكنيد. به هر حال انتخاب اصلح در شرايط مختلف با راهنماييهايي كه در مدارك داريم، باخود مكلّف است.
* شايد بيشترين موفقيت ما در شبهاي قدر اين باشد كه آن لحظه را براي خود به وجود آورديم. اگر توصيهاي به مردم داريد، بفرماييد.
- يكي از كارهاي خوب اسلامي اجتماعات ديني است. وقتي به صورت انفرادي عبادت ميكنيم، شايد حال عميقتري پيدا كنيم كه ارزش دارد. اما اينكه در اجتماع باشيم، حتي اگر آن حال به انسان دست ندهد، ولي ارزش حضور در اجتماع و كار دستهجمعي و ايجاد ارتباط با ديگران بسيار ارزشمند است. ممكن است نيازها و امكانات در سخنان مبادله شود كه خيرات زيادي دارد. معمولاً اين حالت در مسجد، در مواقعي كه روحيات خدايي است، مشهود ميشود و آثارش مضاعف ميگردد. فكر ميكنم بهتر است مردم از اجتماعات ماه مبارك رمضان، به خصوص شبهاي مقدس قدر استفاده كنند و دعاها و عبادات دستجمعي داشته باشند. مخصوصاً اگر در اجتماع در كارهاي خير شركت كنند، ثواب زيادي ميبرند.
* موضوع اصلي گفتگوي ما درباره ارزش ليالي قدر بود كه در اين بين موضوعاتي ديگر هم به گفتگو اضافه شد. لطفاً باز هم درباره منزلت و جايگاه شبقدر براي ما صحبت كنيد.
- خداوند با رحمت واسعهاي كه دارد و با محبتي كه به مخلوقاتش دارد و انسان را به عنوان عاليترين موجود خلق كرده، از ما خواسته كه راهي پيدا كنيم تا واقعيت وجودي خود را نقد و خود را به او نزديكتر كنيم. تنها مخلوقي كه ميتواند به خداوند نزديك شود، انسان است. حالات ربوبي پيدا ميكند. راههاي زيادي براي ما گذاشت و يكي از آن راهها عبادت است. خداوند عبادت را سطح وسيعي گرفته كه همه زندگي ما را شامل ميشود. اگر با قصد قربت و براي خدا و درست انجام دهيم، حتي كارهاي روزمره ما عبادت است. علاوه بر اينها مقاطعي مثل ماه رمضان، شبهاي قدر و روزها و شبهاي ديگر را درنظر گرفته و به آنها ويژگي داده است. حدس ميزنيم كه اين ويژگيها در ذات زمان نيست. زمان از چرخش منظومه مشخصي درست ميشود. شايد حكمتي باشد كه براي ما قابل كشف نيست. خاصيتي در زمانهاي خاص قرار داده و آنها را به ما معرفي كرده تا خود را بهتر به خداوند نزديك كنيم، به خصوص شبقدر كه خداوند درباره آن ميگويد "ما ادراك ما ليله القدر" اين شب آن قدر بزرگ است كه تو نميتواني درك كني، يعني از درك شما بالاتر است.
اگر مخاطبش پيغمبر(ص) باشد كه اين شب بايد خيلي بزرگ باشد و اگر ما انسانها باشيم، بايد اين قدر عظمت داشته باشد كه ما با فهم فعلي نميتوانيم بفهميم.
تعبير ديگر قرآن "سلام" است. يعني، با مبالغه ميگويد بركت و خوبي است. نميگويد سلامت در اين شب است. ميگويد خودش سلام است. يعني براي انسان مجسم سلامت است.
نكته ديگري كه در سوره قدر است، اين است كه ملائكه و روح در شب قدر نازل ميشوند. ملائكه براي خيلي چيزها، منجمله براي آوردن قرآن نازل ميشوند. روح خيلي مهم است. وقتي كلمه روح در قرآن آمد، از پيامبر(ص) پرسيدند: "روح چيست؟" پيامبر(ص) جواب نداد تا خداوند هدايتش كند و خداوند هم ماهيت روح را مشخص نكرد و فرمود: "روح من امر ربّي" يعني موجود ويژهاي است. بعضي ميگويند از عالم امر است كه عالم عجيب و غريبي در عرفان است و يا موجودي است كه به امر خداوند كار ميكند. آن شب روح و ملائكه همه چيز را پوشش ميدهند. ما ارزش قدر را از آيات و روايات ميفهميم. قدرت نداريم كه در تحليل مادي روح را معنا كنيم. از اين ميفهميم كه رحمت بينظير است.
* جناب آقاي هاشمي در سخنان به سوره قدر اشاره كرديد. به اين سوره كه نگاه ميكنيم، بعضي چيزها هست كه براي انسان ايجاد سؤال ميكند. مثلاً خير من الف شهر از كثرت است، يا اين عدد حقيقي است؟ سؤال ديگر اينكه منظور از "سلام هي حتي مطلع الفجر" يعني چه؟
- در مورد "خير من الف شهر"، مفسران هر دو مطلب شما را آوردند. قرآن هم با تأمل هر دو مطلب را دارد. يعني اين "الف شهر" ميتواند هم عدد براي هزار شب مشخص و هم ميتواند به معناي كثرت باشد. در عرف ما هم هست كه ميگوييم هزاران و دهها هزار نفر. اين نوع كثرت گويي تقريباً در ادبيات همه ملل هست. هردو كه با هم باشد، عيبي ندارد. اينكه گفتند هزار شب به خاطر اين است كه در شأن نزول اين آيات ميگويند؛ پيامبر(ص) خواب ديدند كه قومي ـ بعدها مشخص شد كه بنياميه هستند ـ در منبر پيامبر(ص) رفت و آمد ميكردند. پيامبر(ص) پس از بيداري متأثر شدند كه آيه "وشجره الملعونه" نازل شد.
* اگر امكان دارد خواب را توضيح دهيد.
- پيامبر(ص) در روياي صادقهاي ديدند كه ميمونها و حيوانات عجيب و غريبي در مسجد پيامبر(ص)، منبر ايشان را بازيچه قرار دادند. در قرآن هم آمد كه خوابي را به تو نشان داديم. تعبير ميكنند كه "شجره ملعونه" است. وقتي دوران بنياميه را نگاه ميكنيم، متوجه ميشويم كه نزديك هزار ماه است. بعضي از شأن نزولها گفتند: "بين اين خواب و الف شهر ارتباط است. يعني همان يك شب براي امت شما اين قدر ارزش دارد و از اين مسايل زياد است و غصه نخور." بعضيها گفتند: "يك مجاهد بنياسرائيلي بود كه هزار ماه لباس جهاد را از تن خود بيرون نياورد و يا هزار ماه عبادت ميكرد." پيامبر (ص) گفتند: "كاش در امت من هم از اين نوع انسانها پيدا ميشدند".
اينها شأن نزول نيست و من به عنوان مستند روي اينها حساب نميكنم. ولي اين حرف ميتواند به ذهن نزديك كند كه هزار ماه ميتواند عدد باشد. ولي ظاهرش كثرت است و ميخواهد بگويد خيلي عظمت دارد.
درباره "سلام هي حتي مطلع الفجر" هم بايد بگويم كه ملائكه و روح براي امور شرّ به زمين نميآيند. بلكه براي امور خير ميآيند. گرچه پايه امور شر هم در برنامه يكساله ريخته ميشود. يعني كساني كه در مسير خير نباشند، در مسير شر ميروند. اما رسالت فرشتگان اين است كه سعادت بشر را در اين شب ترسيم كنند. چون سعادت ميخواهند، خير است. سلام به معناي سلامتي و سعادت و جزو بهترين شعارهاي امتهاي اسلامي است كه براي امت ما هم درنظر گرفته شد.
* براي طرف مقابل طلب آرامش ميكنند.
- در اين سلام معاني بسياري از سلامتي، آرامش، سعادت و... خوابيده است. يعني همه بركات شب قدر در لفظ سلام است. مجموعهاي از خيرات است. البته دو نوع معنا ميكنند. بعضيها سلام را به قدر وصل ميكنند و بعضيها هم ميگويند: "اين سلام تا مطلع فجر است." در مقابل كساني ميگويند: "اينها نازل ميشوند بكل امر سلام." يعني براي كارهاي مفيد، مثبت و مبارك ميآيد.
* درباره سوره قدر فرموديد؛ ملائكه و روح در شب قدر من كل امر ميآيند. اولاً بفرماييد برچه كساني نازل ميشوند؟ ثانياً كارشان چيست كه نازل ميشوند؟
- اول بايد بگوييم كه منظور از ملائكه چيست. در اين كلمه دو بخش داريم. يك بخش اشخاص ملائكه مثل جبرئيل، ميكائيل، عزرائيل و اسرافيل هستند.
* آيا ممكن است منظور از روح، روحالامين باشد؟
- روايتي ميگويد آن نيست و منظور جبرئيل است. البته بعضيها ميگويند ميتواند روحالامين باشد. ملائكه بخشي از مخلوقات خداوند هستند و تفاوت آنها با انسانها اين است كه ملائكه فقط در جهت خير حركت ميكنند و انسان اختيار دارد كه راه كج هم برود. يعني ملائكه راه كج نميروند. عظمت انسان در اين است كه با اختيار به خداوند ميرسد. يعني انسان با مخلوقاتي كه به طور طبيعي و يا از روي اجبار عبادت ميكنند، خيلي فرق دارد. انسان انتخاب و مجاهدت ميكند تا به خدا برسد. پس ملائكه بخشي از مخلوقات خداوند هستند. تعبيراتي در قرآن و روايات هست كه از قواي طبيعي جهان و روابطي كه در طبيعت حاكم است كه مأموريت خود را انجام ميدهند، در بندبند وجود موجود است و در سلولها به صورت رابطه هستند كه قدرت بالايي دارند، تعبير به ملائكه شدند.
* يا همراه هر يك ملكي مأمور است.
- بله، ولي ميتواند يك ملك طبيعي يا از نوع ديگر باشد. هر دو هم ميتوانند باشند. بنابراين اينكه ميگويند فرشتگان امروز نازل ميشوند، شايد منظور قواي طبيعي باشد. البته ميتواند به مخلوق مشخصي اشاره كند كه به نظر من هر دو ميباشد. پس ملائكه را اينگونه بشناسيم.
اما اينكه در شب قدر نازل ميشوند، اگر اشاره به قرآن باشد كه قرآن را ميآورند، بر پيامبر(ص) نازل ميشوند. ولي در قرآن عبارت "من كل امر" آمده است. حتي نوع جمله به گونهاي است كه به بعد هم اشاره ميكند. يعني در زماني كه پيامبر(ص) هم نيست، نازل ميشوند. چون فعل مضارع است، ادامه دارد. بنابراين براي ما و هركس كه خود را در معرض اين كار قرار ميدهد، نازل ميشوند. براي امور عمومي هم نازل ميشوند. براي طراحي حركت انسان در يك سال آينده و برنامههاي نرمافزاري يك سال هم نازل ميشوند. ممكن است خود قوا عمل كنند يا از طريق انسانهايي كه ساخته و مركز تقدير ميشوند، عمل كنند. يا حتي ممكن است مقدرات را تعبير كنند. همه اين فرضها هست. پس تأكيد ميكنم كه مخاطب آنها فقط پيامبر(ص) نيستند، بلكه ايشان هم جزوي از كل هستند.
* اينكه ما ميگوييم ملائكه هميشه خدمت امام زمان(عج) نازل ميشوند و ايشان امر را تأييد ميكنند، به چه صورت است؟
- در روايات هم هست. خداوند، امام زمان(عج) را در اين زمان و قبلاً معصومين ديگر را ولي امر جهان قرار داد و مديريت جهان را در بخش انسان به آنها داده است. طبعاً امام زمان (عج) محور كار است و ملائكه با آن نقطه هم سر و كار دارند. اين نوع روايات قابل توجيه هستند.
* جناب آقاي هاشمي، در صحبتهاي خويش، فرموديد: "از جهت ترتيب شب بيست و سوم مستندات بيشتري براي شب قدر دارد." چرا شب بيست و سوم در ميان علماي شيعه به عنوان شب قدر برجستهتر است؟
- چراي آن را كسي نميداند. از روايات ميفهميم كه احتمال اين شب از شبهاي ديگر براي ليلهالقدر بيشتر است. از لحاظ عقلي و تحليلي دليلي ندارم.
* اگر براي قرآن قايل به دو نوع نزول تدريجي و دفعي باشيم، كدام يك در شب قدر اتفاق افتاد؟ آيا ميتوانيم بگوييم نزولش از شب قدر شروع شد و ادامه پيدا كرد؟
- احتمال قويتر اين است كه نزول قرآن دفعي و يكباره در شب قدر بوده است. چون اگر بخواهيم بگوييم نزول تدريجي از شب قدر شروع شده است، با بعضي از مستندات مسلّم نميسازد. مثلاً خيلي براي ما نزديك به واقعيت است كه شروع نزول آن در روز بعثت باشد.
* سوره علق؟
- بله، اين سوره در 27 رجب نازل شده است. اين احتمال از لحاظ تاريخي و روايات ما خيلي قوي است. لذا نميتوانيم احتمال نزول تدريجي را مختص شب قدر بدانيم. ولي اين را هم گفتهاند.
در همان بحث كه اين آيه را مطرح ميكنند، ميگويند شايد منظور اين آيه و آياتي كه در سوره دخان و سوره بقره است، اين است كه شروع نزول تدريجي نيست. نزول دفعي و جملگي قرآن است. ميگويند قرآن يكبار از لوح محفوظ به بيت المعمور نازل شد و بعد بر قلب پيامبر(ص) نازل شد.
البته بعضيها ميگويند بيت المعمور همان قلب پيامبر(ص) است. علائم زيادي داريم كه اين احتمال را تأييد كند. قرآن يكباره نازل شد و پيامبر(ص) مجموعه را ميدانست. منتهي بعدها تنظيم شد كه آيات مناسب در هر حادثهاي مطرح و وارد زندگي انسانها شود. اگر اين گونه باشد، فكر ميكنم احتمال قويتر اين است كه مجموعه قرآن يكباره در شب قدر نازل شده است.
* اين نزول به خاطر شب قدر بود يا عظمت شب قدر به خاطر نزول قرآن است؟
- به خاطر عظمت شب قدر بود. گفتم كه احتمالاً شب قدر از ازمنه قديم به نوع ديگر بود. البته ميتواند عظمت شب قدر به خاطر نزول قرآن باشد. يعني وقتي قرآن نازل شد، معناي قدر محقق شد. چون در تعريف قدر گفتم كه در اين شب تقدير و سرنوشت مشخص ميشود و تأثير قرآن هم در سرنوشت بشر بسيار بالاست. اصلاً محور حركت ماست. هرچه داريم، به قرآن برميگردد. لذا هر وقت كه قرآن نازل شده باشد، معناي قدر براي آن لحظه مصداق پيدا ميكند. پس ميتوان گفت كه به خاطر نزول قرآن شب قدر در اسلام تعبيه شده باشد و يا گفت كه شب قدر به صورت مستقل ارزشمند است و قرآن هم در اين شب نازل شده است. اين را بايد از روايات بفهميم. از مواردي نيست كه با استدلالات عقلي به آن برسيم، مگر اينكه با چنين تعبيراتي كه گفتم، با مسئله برخورد كرد.
* در ادامه بحث نزول قرآن، سؤال اين است كه نزول قرآن در شب قدر به چه معناست؟ يعني قرآن بر ما نازل شد يا پيامبر اكرم(ص) و انسانها به آن حد ميرسند؟ علامه طباطبايي در تفسير الميزان به اين قضيه اشاره كردهاند.
- اصل مسئله اين است كه واقعيت معارف قرآن در سطح بسيار بسيار بالايي است كه از فهم و درك ما بالاتر نازل ميشود. يعني به اين معنا كه سطحش را پايين ميآورند و با ادبيات خاص اين مطالب بيشمار عالي را به انسانها عرضه ميكنند. اينكه قرآن تأويلهايي دارد، تا حدودي به اين امر برميگردد. چون سطح اصلي و بطن قرآن خيلي بيش از آن مقداري است كه الان از آن ميفهميم. نزول به اين معنا يعني سطح مطالب قرآن از صقع ربوبي تنازل پيدا ميكند تا به صقع درك بشري برسد. حتي براي پيامبر(ص) كه ميخواهد دريافت كند، اين گونه است.
* صقع يعني چه؟
- يعني عالم ربوبي تا عالم بشري. اين نظريهاي است كه معمولاً عرفا بيشتر روي آن تكيه ميكنند. ممكن است نزول به اين معنا باشد. ممكن است عادي باشد. اينكه آسمان چيست؟ ما عادت كرديم كه آسمان را بالاي سر خود ببينيم. اينكه آسمان بالاتر از ماست، درست است. يعني از لحاظ موقعيت و حقيقت عالم، پايينتر هستيم. جبرئيل قرآن را از آن مقام به پيامبر (ص) ميدهد. پيامبر(ص) در اين مورد واسطه است كه ميگيرد و به بشريت ميدهد. بنابراين در هر صورت نزول است. البته خود پيامبر(ص) هم بايد تكامل و ترقي داشته باشد تا ظرفيت دريافت وحي را داشته باشد. همه كس كه نميتوانند به صورت مستقيم حرف خدا و جبرئيل را بشنوند و يا چشمش به گونهاي باشد كه جبرئيل را ببيند. اينها احتياج به تكامل انسان دارد. بنابراين در بحث نزول قرآن، هم تنزل و هم ارتفاع داريم. اين از آن بحثهاي عارفانه است كه براي عرفا خيلي شيرين و معنادار است.
* در بعضي از تفاسير روايي آمده كه منظور از نزول در شب قدر، وجود حضرت زهرا(س) يا امام زمان(عج) است. نظر شما چيست؟
- اين همان مصداق گويي است كه در بحث قبلي گفتم. يعني اگر منظور از ارزش شب قدر، قدر آفريني و تأثير در رشد و كمال انسان و انسان سازي باشد، هركس كه چنين نقشي داشته باشد، ميتوانيم از آنها تعبير به قدر كنيم. يعني مصداق هستند. نه اينكه آن شب باشند، يعني آنها نقش شب قدر را ايفا ميكنند. حضرت زهرا(س)ام الائمه هستند و خيرات و بركات زيادي از طريق ايشان به امت اسلام رسيد و حضرت امام زمان (عج) بايد خارستان دنيا را گلستان كند. اين از مواردي است كه از شب قدر انتظار داريم. پس اينها مصداق روشن شب قدر هستند. به بقيه ائمه هم ميتوانيم بگوييم.
* آيا شناخت آنها شامل "ما ادراك ما ليله القدر" هم ميشود؟
- ما كه آنها را شب قدر نميدانيم، مصداقي از شب قدر ميدانيم. البته شناخت ائمه(ع) آسان نيست. چون مقام آنها خيلي از ما بالاتر است. ما در مقابل آنها خيلي كوچكيم و اصلاً قابل مقايسه نيستيم. حتي علماي بزرگ ما خاك پاي آنها نميشوند.
* جناب آقاي هاشمي، شبهاي فقدان مولا عليابن ابيطالب(ع) را پيش رو داريم. شما چه تصويري از خانه اميرالمومنين(ع) و نجف اشرف داريد؟
- انصافاً فضاي سنگيني است. حضرت علي(ع) گفتند: "فزت برب الكعبه" اما فضاي پشت سر ايشان اندوهبار است. بعد از شهادت كوفه و خانه ايشان آن نور مقدس را ندارند. تأثر بيشتر اين است كه به خاطر نگراني از تحركات دشمنان، قبر ايشان هم معلوم نبود. در جايي دفن شده بود كه كسي نداند. با اين كار ميفهميم كه چه شرايطي در آن فضا حاكم است. كساني كه تحت حمايت و در سايه حضرت علي(ع) بودند، تازه ميفهمند كه چه اتفاق مهمي با اين شهادت افتاده است. فكر ميكنم جزو تلخترين ايامي است كه كوفه در آن زمان به خود ديد. وضع خانه حضرت علي(ع) از وضع كوفه شديدتر بود. چون شرايط سختي براي شيفتگان علي(ع) پيش آمده بود. از اين نظر بايد جزو تلخترين شبهاي تاريخ باشد. ولي اگر آن شب براي شيعيان شب قدر بود، مشغول راز و نياز با خدا بودند و دلشان را با دعا گرم ميكردند.
* "اگر فرض كنيم نسخه اجرايي خداوند براي رسول اكرم(ص) جمله "ليظهره علي الدّين كلّه" بود، اين نسخه در زمان رسول اكرم(ص) و امام علي(ع) و بقيه معصومين(ع) عملي نشده است. الان كه در دوران غيبت هستيم هم اين نسخه اجرايي نشده است." اين اتفاق بايد در بهترين ظرف زماني و مكاني بيفتد و فرض هم بر اين است كه مجري اين نسخه هم بايد از آن سلاله باشد. اگر توضيحي در اين خصوص داريد، بفرماييد. البته علائم زيادي براي ظهور امام زمان(عج) در شب بيست و سوم داريم.
- آيه "ليظهره علي الدّين كلّه" در زمان خود پيامبر(ص) شروع شد. در خود مدينه پيروان اديان ديگر هم بودند كه دين اسلام آنها را تحت الشعاع قرار داد كه خيليها مسلمان شدند. در اطراف مدينه تا شعاع زياد و حتي تا نزديك روم اين حالت بود. كل جزيره العرب تحت تعاليم اسلام قرار گرفت. اما بحث بر سر اين است كه وقتي "علي الدّين كلّه" ميگوييم، بايد خيلي بيش از اينها باشد كه اتفاق نيفتاده. اسلام بعدها در زمان خلفا توسعه پيدا كرد و شعاعش به اروپا، آفريقا و عمق آسيا تا قفقاز رسيد و به تدريج توسعه پيدا كرد و در زمان هارون به جايي رسيده بود كه وقتي او دعاي باران ميخواند و باران نميباريد، به ابرها ميگفت: "هرجا بباري، در دولت من ميباري" ولي اين معناي درست كلمه ظهور نيست. منظور از ظهور در اين آيه اين است كه مردم اسلام را هضم كنند و اين دين حاكم واقعي شود. الان در بين ما هم اينگونه نيست. در جامعه اهل تشيّع هم نميتوانيم بگوييم اسلام واقعي حاكم است. ولي به طور نسبي حاكم است. انتظاري كه ما داريم، اين است كه در زمان امام زمان(عج) اين وعده الهي محقق شود و يك پرچم، يك قانون و يك دولت بدون مرز بر دنيا حاكم خواهد شد و موعودي كه انتظارش را داريم، چنين مصداقي است و شايد در زمان غير از حكومت امام زمان(عج) چنين اتفاقي بيفتد، ولي آنكه مستقر ميماند، از زمان امام زمان(عج) به بعد است.
* دنيا هم به اين سمت ميرود. شايد برداشتن مرزها در اروپا و حركت جهان به سوي جهاني شدن در اين مسير باشد و نويد چنين روزگاري را ميدهد. درست است؟
- اين مسئله ربطي به اسلام ندارد و آنها باني كوچك شدن دنيا هستند. اما آنچه ما فكر ميكنيم، اين است كه كار آنها ميتواند مقدمهاي براي پذيرش حقانيت اسلام باشد. واقعاً اسلام مكتب جامعي است و تا به حال اين موقعيت پيش نيامده كه مباحثه عميقي بين صاحبنظران اديان بشود تا يك دين را انتخاب كنند. من اينگونه ميبينم كه ظرفيت اسلام ميتواند همه را قانع كند. نقاط مثبت همه اديان را به علاوه نقاط مثبت اختصاصي خود دارد. البته زمان اين را ما نميتوانيم تعيين كنيم. بايد خداوند روزي محقق كند. آن زمان براساس آثار شيعه و اهل سنت و حتي آثار عهدين، موجود مقدسي اين كار را انجام ميدهد. آنها خيال ميكنند حضرت عيسي است و ما فكر ميكنيم امام زمان(عج) است.
* اهل سنت اعتقاد دارند كه امام زمان از سلاله پاك علي(ع) است؟
- نوعي ميگويند. ما شيعيان شخص ميگوييم. اهل سنت ميگويند شخصيتي از اين نسل ميآيد و شخص خاصي را قبول ندارند. آنها ميگويند مهدي نوعي است.
* يعني اسم براي آنها مشخص است؟
- بله در اسناد آنها "مهدي" آمده است. نميتوانند منكر روايات از اين نوع شوند. منجي نوعي و مهدي نوعي ميگويند.
* اگر فرض كنيم كه در اين ماه مبارك امام زمان ظهور ميكند، اين فرض هم گناه نيست. چون در دعاي عهد ميگوييم."انهم يرونه بعيدا و نراه قريبا" يعني ما آن را نزديك ميدانيم. اگر در ليالي قدر امسال صيحه آسماني زده شود، رابطه امام زمان(عج) را با شب قدر چگونه توصيف ميكنيد؟
- منظور از "نراه قريبا" قيامت است. با تأويلي در دعاي عهد آوردهاند. اما روشن است كه منظورش قيامت است. قيامت هم كه نميدانيم كي ميباشد و اگر الان باشد، خيلي براي ما خطرناك است. چون بايد آماده شويم. هيچ كس نميتواند ادعا كند كه امام زمان(عج) الان ميآيد يا نميآيد. بنا نيست كسي بداند. كساني كه اين حرفها را ميزنند، فكر ميكنم دينفروشي ميكنند. كذب الوقّاتون.
* اصلاً مذمت شد كه كساني وقت تعيين كنند.
- ما مأموريم كه اگر كسي وقت تعيين كرد، بگوييم دروغ ميگويد.
* اينكه گفتند صيحه ظهور از شب بيست و سوم شنيده ميشود، به چه معنايي است؟
- اين هم يك روايت است. نميتوانيم روي اين روايات حساب جدّي باز كنيم.
* فكر ميكنيد الان آمادهايم؟
- اگر تدبير خداوند باشد كه امام زمان(عج) در زمان ما بيايد، چرا نباشيم؟ مردم ايران از شهادت استقبال و اين همه مصيبت را در راه خدا تحمّل كردند. چه كسي بيشتر از اين مردم استحقاق دارد در ركاب امام زمان(عج) باشد؟ ممكن است عيبهايي داشته باشيم كه ايشان اصلاح ميكنند. ما تابع و تسليم خواهيم بود. مردم ما اينگونه هستند. همه ما به عنوان سرباز ايشان كار ميكنيم. اگر تقدير الهي اين باشد كه ايشان در زمان ما بيايند، درب بزرگ سعادت براي بشريت باز ميشود.
* جناب آقاي هاشمي در تاريخ زندگي شما فرماندهي 8 سال دفاع مقدس از افتخارات بيبديل است و مطمئناً 8 رمضان را در جنگ و يا در حالت فرماندهي جنگ گذرانديد. اگر خاطرهاي در رابطه با جنگ، ماه رمضان و ليالي قدر داريد بفرماييد.
- ماه رمضان با توجه به روحياتي كه به انسان دست ميدهد، اوج عرفاني جبههايها بود. من هم گاهي موفق ميشدم كه در چنين شرايطي باشم. يكي از خاطراتي كه الان به يادم آمد، اين است كه در يكي از قرارگاهها، نزديك يكي از عملياتهاي سخت كه نزديك شبقدر ـ ونميدانم كدام شب ـ بود، برنامه دعا گذاشتيم. هركسي قرآن، شعر و دعا ميخواند. يكي از كساني كه صحبت كرد، خيلي مرا تحت تأثير قرار داد. او گفت: "خدايا اين جمعيتي كه ميخواهند به ميدان بروند، كساني هستند كه در اين زمان فقط از دين تو دفاع ميكنند. اگر در اين زمان كه دشمنان اين همه امكانات دارند و ما دست خالي در اين ميدانهاي پرخطر مين و انبوه گلولهها ميرويم، با اتكاي به تو و به خاطر توست. فكر نميكنيم راضي باشي كه اين جمعيت پيروز نشود و شكست بخورد. نگذار اين حركتي كه براي حمايت تو در اين زمان تاريك شروع شده، متوقف شود. ما را ياري كن تا در راه تو و اهدافي كه فقط به خاطر تو جان ميدهيم، پيروز باشيم." وقتي گفت: "اين جمعيت جان خود را براي تو ميدهد" در آن جلسه تكان خوردم.
ياد يكي از كلمات پيامبر(ص) افتاده بودم كه فرموده بودند: "اگر اين اصحاب شكست بخورند، چه چيزي براي دين ما باقي ميماند؟ اين هستي و موجودي ماست." البته موجودي ما مثل زمان پيامبر(ص) نبود، ولي از لحاظ شرايط مكاني، در جبهه بوديم. كساني بودند كه با تمام وجودشان آمده بودند. جلسه باروحي بود و فكر ميكنم دعايش مستجاب شد و موفقيت خوبي در آن عمليات به دست آورديم. گرچه عامل اصلي آن پيروزيها اخلاص وارده مقدس رزمندگان بود.
*يكي از الطاف خداوند براي بندگانش در جهت تكامل و نزديكتر شدن به خداوند، اين است كه فرصتهاي زماني و مكاني براي انسانها جهت خودسازي و تكامل در نظر گرفته كه يكي از بهترين آنها شب قدر است.
* بيشتر صاحبنظران شبقدر را مربوط به اسلام ميدانند
* مهمترين مطلبي كه ما دنبال آن هستيم، اين است كه شب برنامهريزي براي سالي است كه درپيش داريم. عظمتش به خاطر اين است كه دربهاي رحمت الهي باز ميشود و قرآن در چنين شبي نازل شده است. به معناي سهم است، چون طبق روايات در اين شب سهم انسانها و همه موجودات براي يك سال تعيين ميشود
* چون ما تحت تأثير ارشادات حضرت علي(ع) و انفاس قدسية ايشان در زماني كه حضور داشتند و انسانها را تربيت ميكردند، به سراغ شب قدر ميرويم. يعني ايشان در طول عمر خود كاري با انسانها ميكردند كه شب قدر ميكند. همان كاري كه از قرآن و جاهاي ديگر انتظار داريم، حضرت علي(ع) براي پيروانشان خلق و انسانها را تربيت ميكردند.
* يكي از كارهاي خوب اسلامي اجتماعات ديني است. وقتي به صورت انفرادي عبادت ميكنيم، شايد حال عميقتري پيدا كنيم كه ارزش دارد. اما اينكه در اجتماع باشيم، حتي اگر آن حال به انسان دست ندهد، ولي ارزش حضور در اجتماع و كار دستهجمعي و ايجاد ارتباط با ديگران بسيار ارزشمند است
* رواياتي داريم كه خواب در ماه رمضان عبادت و نفس، تسبيح حساب ميشود. اما وقتي خواب عبادت است، بيداري و پرداختن به كارهاي خوبي كه ميشناسيم، بيشتر سازنده است.
* در طول سال نكاتي درباره قرآن به ذهنم ميآيد كه يادداشت ميكنم تا در فرصتهاي معيّن روي آنها تحقيق كنم. شايد بيشترين كاري كه ميكنم، تحقيق در قرآن است
* شهادت براي مرداني مثل علي ابن ابيطالب(ع) نقطه اوج تكامل است.
* ميتوانيم در كانون مسئله قدر، تقدير و سرنوشت، رهبري مثل عليابن ابيطالب(ع) را مجسّم كنيم كه در پيرامون او انسانهاي صالح خلق ميشوند و وقتي خودشان نيستند، از انوار ايشان در روايات و نهجالبلاغه(ع) و تربيت و بعدها از طريق شاگردانشان به تدريج به ما ميرسد
* دربعضي از روايات آمده كه شهيدان از قتلگاه خود روي بال فرشتگان به بزم اوليا ميروند. اين حالت فوز عظيمي است. مخصوصاً اگر در شب قدر باشد كه فوز مضاعف دارد
* براي دعا نميتوان براي همه نسخه يكساني پيچيد. دعاهاي مأثور سرمايه كار ماست. اما انسان بايد حال، نياز و گذشته خود را درنظر بگيرد. اگر آلودگي و كمبود دارد و تقصيري از خود در پيشگاه خداوند و مردم ميبيند و احساس ميكند كه نتوانست حقوقي را ادا كند، فكر كند و در ذهن خود بياورد. اگر نيازي به گذشته ميبيند، توبه كند. توبه يعني به راه حق برگرديم. اصل توبه برگشت از راه انحرافي است. بايد از خدا عذرخواهي كند
* وقتي دعاي جوشن كبير را ميخوانيم و به اسامي خدا برميخوريم، ميبينيم كه خيلي عظيم است.
* بايد خود را آماده كنيم كه پاكتر زندگي كنيم. هر مقدار كه خوب باشيم، باز خودمان ميدانيم كه آلودگيهاي فكري، ارتباطي، عملي، اخلاقي و.. داريم
* چيزي بهتر از اين نيست كه انسان احساس كند خدا از او راضيست و او هم از خدا راضي باشد
* همه مخلوقات جهان در پوشش قضا و قدر زندگي ميكنند. در شب قدر بخشي از قضا و قدر را داريم كه طبق روايات از شبقدر شروع ميشود و تا شب قدر سال آينده ادامه دارد. درست مثل بودجهريزيهايي كه الان رسم است كه مينشينند بودجهاي براي يكسال مينويسند كه در طول سال اجرا و گاهي كم و زياد ميشود. ميتوان همين حالت را تشبيه كرد
* يك تصور اين است كه خداوند چيزي را براي ما تقدير ميكندو آن براي ما پيش ميآيد. عيبي ندارد و در مواردي اين گونه است. اما ميتوان معنايي درست كرد كه با الفاظ و مباني ما و هم با اختيار انسان همخواني داشته باشد و همه جوانب را ببيند و آن، اين است كه به خاطر شرايطي كه از لحاظ روحي، زماني و مكاني براي ما فراهم ميشود، آن شب خود را اصلاح ميكنيم و تبديل به انساني ميشويم كه خالي از عيب و با اراده و نشاط جديد براي سال آينده وارد صحنه ميشود
* هركاري را كه فكر ميكنيم ارزشمند هستند، ميتوانيم در شبقدر انجام دهيم. عبادت، مطالعه، امساك، تحقيق، حسن خلق، روابط دوستانه و... ميتواند از اعمال شب قدر باشد. در روايات داريم كه پيامبر(ص) دهه آخر رمضان رختخواب خود را جمع ميكردند و كنار ميگذاشتند
* واقعاً اسلام مكتب جامعي است و تا به حال اين موقعيت پيش نيامده كه مباحثه عميقي بين صاحبنظران اديان بشود تا يك دين را انتخاب كنند. من اينگونه ميبينم كه ظرفيت اسلام ميتواند همه را قانع كند