بسمالله الرحمن الرحيم
مذاكرات هستهاي ايران با گروه 1+5 در بغداد همانطور كه پيشبيني ميشد، به نتيجهاي نرسيد و طرفين براي ادامه گفتگوها در 29 و 30 خرداد ماه جاري توافق كردند. اين مذاكرات قرار است در مسكو ادامه يابد.
درباره علت عدم موفقيت اين مذاكرات اظهارنظرهاي مختلفي صورت ميگيرد ولي نكته اصلي را خانم كاترين اشتون، رئيس هيأت مذاكره كننده 1+5 كه مسئول روابط سياسي اتحاديه اروپاست به زبان آورده است. وي بعد از پايان مذاكرات بغداد در يك مصاحبه مطبوعاتي گفت: "گروه 1+5 در مذاكرات به دنبال اجراي قطعنامههاي شوراي امنيت هستند." وي علاوه بر اين، يك دستور هم براي ايران صادر كرد و ضمن محترم شمردن مذاكرات اسلامبول، گفت: "ايران بايد اين مذاكرات را جدي بگيرد و به دنبال پيشرفت باشد."
از اين سخن خانم اشتون پيداست كه علت اصلي بينتيجه ماندن مذاكرات بغداد، زياده خواهي غرب و اصرار گروه 1+5 بر مواضع قبلي خود ميباشد. غربيها كه با رهبري آمريكا بر سياسي كردن مسأله هستهاي پافشاري ميكنند، حاضر نيستند حقوق واقعي ايران را در موضوع فعاليتهاي هستهاي به رسميت بشناسند. مفهوم سخن خانم كاترين اشتون كه گفته است: "گروه 1+5 در مذاكرات به دنبال اجراي قطعنامههاي شوراي امنيت هستند" اينست كه ايران بايد به تعليق غنيسازي رضايت بدهد.
در مقابل، هيأت مذاكره كننده ايراني با اشاره به سالها تحريم ايران توسط غرب و محدوديتهاي وضع شده از طريق قطعنامههاي سازمان ملل، خواستار احترام به حقوق هستهاي خود شد. حقوق هسته اي، طبق معاهده "ان پي تي" و مقررات آژانس بينالمللي انرژي اتمي، شامل غنيسازي در محدوده فعاليتهاي مسالمت آميز اتمي و برخورداري از امكانات مربوط به استفادههاي غيرنظامي از اتم ميباشد. ايران، مثل ساير اعضاي آژانس بينالمللي انرژي اتمي ميتواند از كليه امكانات غيرنظامي هستهاي استفاده كند و در اين چارچوب تحميل هيچ محدوديتي بر ايران قابل قبول نيست. گزارشهاي خود آژانس بينالمللي انرژي اتمي درباره ايران نيز تأكيد ميكنند تاكنون دليلي بر ورود ايران به فعاليتهاي نظامي به دست نيامده و خود مسئولان ايراني نيز در بالاترين سطوح بارها اعلام كردهاند كه استفاده از سلاح اتمي را خلاف ميدانند و اجازه نميدهند فعاليتهاي هستهاي ايران به طرف نظاميگري برود.
عجيب اينست كه هم مقامات آژانس بينالمللي انرژي هستهاي و هم مسئولان دولتي آمريكا و بعضي كشورهاي اروپائي در عين حال كه نسبت به مخالفت مسئولان بلندپايه ايراني با فعاليت نظامي هستهاي ابراز اطمينان كرده و آن را نقطه مثبت قابل توجهي دانسته اند، با اينحال خواستار تعليق غني سازي توسط ايران ميشوند! اين برخورد دوگانه را فقط در چارچوب عدم صداقت غرب و زياده خواهي دولتهاي غربي ميتوان تفسير كرد.
از چند ماه قبل كه دولت آمريكا براي از سرگيري مذاكرات ايران و گروه 1+5 چراغ سبز نشان داد، گمانه زنيها اين بود كه باراك اوباما به حل مشكل با ايران براي تبليغات انتخاباتي خود نيازمند است. بسياري از صاحبنظران ميگفتند اوباما درصدد است به افكار عمومي مردم آمريكا اطمينان بدهد درصدد حل مسائل سياست خارجي كشورشان با جهان به ويژه مهمترين بخشهاي آن كه يكي از آنها ايران است ميباشد و در اين زمينه موفقيتهائي نيز به دست آورده است. اين سياست اقتضا ميكرد دولت آمريكا در جريان مذاكرات هستهاي گروه 1+5 با ايران ابتكار عمل را دردست بگيرد و راه را براي به نتيجه رسيدن مذاكرات هموار نمايد. اما مذاكرات بغداد و حوادث قبل از آن نشان داد شخص باراك اوباما و دولتمردان او تسلط چنداني بر اين موضوع ندارند و عوامل ديگري وجود دارند كه در جهت دادن به اين ماجرا تأثير گذارند.
ديدارهائي كه ميان مسئولان رژيم صهيونيستي با مقامات آمريكائي و آژانس بينالمللي انرژِي اتمي و عناصر اصلي هيأت مذاكره كننده گروه 1+5 از جمله كاترين اشتون صورت گرفت، يكي از عواملي است كه در سرنوشت مذاكرات بغداد تأثيرگذار بود. به عبارت روشن تر، لابي صهيونيستي كه در آمريكا و اروپا بشدت فعال است و در لايههاي مختلف حكومتي نفوذ دارد، توانسته تأثير خود را بگذارد و مانع به نتيجه رسيدن مذاكرات بغداد شود. مصوبات كنگره و سناي آمريكا عليه ايران در روزهاي قبل از مذاكرات بغداد نيز در همين چارچوب قابل تحليل است. قدرت مخالفان دولت اوباما در كنگره و نفوذ صهيونيستها در ميان مقامات آمريكائي بود كه توانست اين مصوبات را درست قبل از مذاكرات بغداد از كنگره و سناي آمريكا بگيرد.
سفر نماينده آمريكا در گروه 1+5 به تلآويو كه بلافاصله بعد از پايان مذاكرات بغداد صورت گرفت، نشان دهنده اين واقعيت است كه رژيم صهيونيستي به شكلهاي مختلف بر مذاكرات سايه افكنده و براي تحقق اهداف خود تلاش ميكند. نماينده آمريكا در گروه 1+5 قطعاً براي ارائه گزارش مذاكرات بغداد و مطلع ساختن مقامات رژيم صهيونيستي از محتواي اين مذاكرات به تلآويو سفر كرد. اين واقعيت، بيش از گذشته مسائل پشت پرده برخورد غرب با فعاليتهاي هستهاي ايران را برملا ميكند و نشان ميدهد كه تدوين كنندگان اصلي سياست غرب در قبال ايران، محافل صهيونيستي هستند.
با توجه به اين واقعيتها، تكليف آينده مذاكرات هستهاي ايران با گروه 1+5 نيز روشن است. هدف صهيونيستها اينست كه ايران بطور كلي از داشتن امكانات هستهاي محروم شود و اين خواسته غيرقانوني خود را درحالي از طريق غربيها پيگيري ميكنند كه خودشان داراي زرادخانه هستهاي با بيش از 200 كلاهك هستند، عضويت آژانس بينالمللي انرژي اتمي را نپذيرفتهاند و به مقررات آژانس نيز بياعتنائي ميكنند. نكته قابل تأمل اينكه غرب نيز با تمام وجود براي تحقق اين خواستههاي صهيونيستها تلاش مينمايد.
بدين ترتيب، مذاكرات ايران و 1+5 فقط هنگامي از بن بست خارج خواهد شد كه دولتهاي غربي از سلطه صهيونيسم خارج شوند و تا آن زمان، ايران نميتواند اميدي به تغيير مواضع غرب داشته باشد.