بسمالله الرحمن الرحيم
عزاداري براي امام حسين عليه السلام و شهداي كربلا، در عين حال كه داراي سابقهاي تاريخي است، همواره مورد هجوم دو گروه افراطي و تفريطي بوده و اكنون نيز هست. راه درست اينست كه با رعايت معيارهاي شرعي و حفظ تعادل، اصل عزاداري ادامه يابد و حتي براي گسترش آن تلاش شود. از شعارهاي شبه روشنفكرانهاي كه همچون بادهاي موسمي در بعضي مقاطع وزيدن ميگيرند و عزاداري براي امام حسين و شهداي كربلا را زير سؤال ميبرند و البته در كنار آن براي سرپوش گذاشتن بر تفكر نادرست خود حرفهاي ديگري را مطرح ميكنند كه نه جديد است و نه كارائي عزاداري را دارد، نبايد لرزيد.
يكي از اين شعارها، كه ظاهري فريبنده دارد ولي باطن آن بيمنطق و حتي انحرافي است، اينست كه ميگويند: امام حسين عزادار نميخواهد بلكه پيرو ميخواهد.
انحراف اين شعار در اينست كه با يك مغالطه پنهان، ميان عزاداري براي امام حسين عليه السلام و پيروي از آن حضرت، درصدد ايجاد تضاد است. آنها كه اين شعار را اختراع كردهاند ميخواهند بگويند كساني كه براي امام حسين عزاداري ميكنند راه آن حضرت و هدف و مقصود شهداي كربلا از مبارزه عليه يزيد و يزيديان را نميشناسند و به جاي آنكه درصدد پياده كردن و تحقق اهداف آنان باشند وقت و نيروي خود را در عزاداريها صرف ميكنند.
اشتباه اين افراد، حتي اگر به اين سخن با نگاه خوشبينانه بنگريم، اينست كه به عزاداري به عنوان يك هدف نگاه ميكنند، درحالي كه عزاداري فقط يك وسيله است. پيروان امام حسين عليه السلام با عزاداري براي آن حضرت، در عمل دو كار بزرگ كردهاند و همچنان به همين دو كار ادامه ميدهند. اول آنكه ياد مظلوميت و قيام شجاعانه امام حسين و شهداي كربلا در برابر ظلم و حاكميت ظالم را در طول تاريخ زنده نگهداشتهاند و دوم اينكه با آموختن درس فداكاري در راه دين و آرمانهاي اعتقادي به نسلهاي بعدي موجب پديد آمدن جريانهاي انقلابي و مبارزه در برابر حكومتهاي ظالم شدند و در مقاطع و مكانهاي مختلف حركتهاي آزاديخواهي پديد آوردند و منشأ اصلاح بسياري از جوامع و نجات مردم از مفاسد و انحرافات شدند. اين، همان اصل مهمي است كه خود امام حسين عليه السلام در يكي از خطبههاي مربوط به فلسفه قيام عاشورا آن را مورد اشاره قرار داده و فرموده اند: انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي.
واقعيت اينست كه اگر عزاداريهائي كه در طول قرون گذشته توسط شيعيان براي امام حسين عليه السلام و شهداي كربلا صورت گرفته با همين گستردگي و ابعاد حزن انگيز انجام نميشد، واقعه كربلا اكنون اين چنين در خاطرهها زنده نبود. واقعيت مهمتر و ملموستر اينست كه واقعه كربلا، برخلاف ساير وقايع تاريخي كه با ثبت شدن در كتب تاريخ به نسلها منتقل شده اند، بيش از آنكه مرهون كتابهاي تاريخي باشد مرهون عزاداري هاست. اين عزاداريها بودند كه واقعه كربلا و قيام عاشورا و راه امام حسين را حفظ كرده، پررنگ و روشن و سرزنده به نسلهاي ديگر تا امروز منتقل كردند.
اين، خاصيت عزاداري است كه واقعه مربوط به خود را زنده و پويا نگه ميدارد و از فراموش شدن آن جلوگيري ميكند. عزاداري به ويژه گريه كردن، زيباترين جلوه ابراز عاطفه و عشق و قويترين وسيله براي همبستگي و برقراري پيوند اعتقادي است. اينكه امام صادق عليه السلام براي اقامه عزاي شهداي كربلا بودجه در نظر ميگيرند و ساير ائمه نيز براي ادامه عزاداري اهتمام ويژه داشتند، نشان ميدهد آن بزرگواران به همين واقعيت توجه كرده بودند و ميخواستند از طريق عزاداري و گريه كه بهترين وسيله براي جاودانه ساختن پيوندهاي اعتقادي ميان مردم و پيشوايان ديني مظلوم و به ظلم كشته شده است، راه حفاظت از اساس دين و تحكيم مباني ديني و اهداف پيشوايان در راه دين به شهادت رسيده ادامه يابد و به نسلهاي بعدي منتقل شود.
با توجه به همين واقعيت است كه روشن ميشود برخلاف شعارهاي انحرافي در بعضي مقاطع كه توسط افرادي با نيات مجهول مطرح ميشود و توسط افراد ديگري كه از آن نيات بيخبرند تكرار ميگردد، امام حسين عليه السلام در عين حال كه پيرو ميخواهد عزادار هم ميخواهد. اصولاً علت اينكه پيروان واقعي امام حسين امروز اينهمه فراوانند و هر روز نيز بر تعداد آنها افزوده ميشود همين است كه راه امام حسين از طريق عزاداري براي آن حضرت زنده مانده و اين دقيقترين تفكري بود كه براي زنده نگهداشتن مكتب امام حسين عليه السلام مطرح شد و مورد عمل قرار گرفت.
آنچه در اين ميان مهم است اينست كه از فرصت بسيار ارزشمندي كه عزاداريها براي پيروان امام حسين پديد ميآورد، استفاده صحيح به عمل آيد. اين، يك فرصت استثنائي است كه گذشتگان خوش نيت و خوش فكر و مبتكر ما براي ما پديد آوردند و بدون آنكه از بودجههاي دولتي و بيت المال خرج كنند به صورت رايگان در اختيار نسلهاي بعد از خود قرار دادند. اكنون اين ما هستيم كه بايد از اين فرصت استثنائي براي آموزش نسلهاي بعدي استفاده كنيم. واقعه كربلا مالامال است از آموزش اخلاق، آموزش جوانمردي، آموزش غيرت، و آموزش ظلم ستيزي و آزاد زندگي كردن. اينها نيازهاي حتمي آينده جهان هستند، نيازهائي كه با عزاداري پرمحتوا و دور از افراط و تفريط براي شهداي كربلا ميتوانند برآورده شوند.
اعتقاد پيروان كليه اديان به رسيدن زماني كه يك منجي براي پايان بخشيدن به فساد و ظلم و ستم در جهان ظهور خواهد كرد و اعتقاد اسلامي به وجود مقدس امام زمان عليه السلام به عنوان مصداق اين منجي كه انتقام شهداي كربلا را نيز خواهند گرفت، تأكيدي بر همين واقعيت است. اين، يك انتقام شخصي يا قومي و قبيلهاي نيست، بلكه اقدامي ضروري براي ريشه كن كردن ظلم و آزاد ساختن انسان است. اعتقاد به تفكر دقيق "كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا" بر همين واقعيت مبتني است، زيرا همواره ظلم وجود دارد و تمام سرزمينها شاهد ظلم و ستم هستند و براي مقابله با ظلم بايد همواره كساني با ظالمان مقابله كنند و حماسه عاشورا و كربلا را تكرار نمايند. كاري كه امام زمان عليه السلام انجام ميدهند اقدام براي زايل كردن فرهنگ ظلم در جهان است و آنچه زمينه اين اقدام را فراهم ميكند و مردم را تشنه انتقام از ظالمان مينمايد، زنده نگهداشتن ياد و نام عاشورا و شهداي كربلاست.
عزاداريهاي حسيني اگر دور از خرافات و انحرافات با همان روش سنتي كه سيره نسلهاي گذشته بود ادامه يابد، قطعاً به آنچه وظيفه نسلها براي فراهم كردن زمينه ريشه كن ساختن ظلم است عمل خواهد شد. وظيفه امروز ما تقويت فرهنگ عزاداري سنتي و متعادل و پالايش آن از انحرافات و خرافات است.