امام خميني، آزادي و مطبوعات

مجموعه مقالات

 پیشگفتار

((استقلال)) و ((آزادي)) جزص محوري ترين شعارهاي ملت مسلمان ايران در دوران مبارزه براي دستيابي به ((جمهوري اسلامي)) به شمار مي روند. اين دو شعار راهبردي آنگاه معنا و ارزش واقعي خود را پيدا خواهند كرد كه در چارچوب جمهوري اسلامي، معنا و تفسير شوند و جامهئ عمل پوشند. چه اينكه ((استقلال)) بدون ((آزادي)) و بدون ظهور ارادهئ مردم، دوام نخواهد يافت و ((آزادي)) بدون ((استقلال)) جز بردگي و دست نشاندگي، و در واقع سلب آزادي، معنا و مفهوم ديگري نخواهد داشت. اينكه شاخصه هاي استقلال يك ملت و جامعه چيست و اينكه تفسير آزادي در كدام چارچوب صورت مي گيرد، پرسشهايي هستند كه پاسخ خود را مي طلبند و طبعاا نگاه يكساني بويژه در باب آزادي وجود ندارد. اما اين دو اصل محوري، وقتي به اساسي ترين خواست ملت مسلمان ايران، يعني ((جمهوري اسلامي)) پيوند مي خورند، لزوماا معنا و مفهوم خاص خود را خواهند داشت. نظامي با دو ويژگي ((جمهوريت)) و ((اسلاميت)) از يك سو متكي است برخواست عمومي جامعهئ اسلامي و ارادهئ ملتي مسلمان و متعهد كه جز به اسلام نمي انديشد و داعيه ديگري ندارد، و از سوي ديگر، برخاسته از عمق اعتقادات اسلامي و احكام شريعت و در چارچوب ارزشهاي ديني مي باشد و هر خواستي خارج از اين ويژگي را بيرون از فلسفه وجودي خود مي شمارد. خروج از سلطه و اراده بيگانه، و حاكميت اراده ملت در تعيين سرنوشت و اداره كشور، چيزي است كه ((استقلال)) در مفهوم سياسي آن به دست مي دهد و وجهه اصلي سياست خارجي نظام را ترسيم مي كند، اما ((آزادي)) واژه كش دار و پرفراز و نشيبي است كه براحتي نمي توان در باب آن سخن گفت. گواينكه آنقدر در تفسير و تبيين آن، سخن رفته است كه كمتر واژه اي را مي توان به آزادي ((آزادي)) در تبيين و ترسيم آن يافت! و از آن جمله است، آزادي بيان، كه مصداق پردامنهئ آن، آزادي مطبوعات مي باشد. ترديدي نيست كه ما ((آزادي)) را در سايهئ استقلال كشور و نظام مي جوييم و استقلال چيزي نيست جز صورت بيروني آزادي در نگاه به بيگانگان. ملتي در درون خود آزاد است كه از استقلال كامل برخوردار باشد و كشوري مي تواند مستقل بماند كه بتواند بر ارزشهاي موجود و فرهنگ ملت خود و ارادهئ آنان تكيه كند. استقلال بدون آزادي، چيزي جز استبداد نخواهد بود و ((من استبد براصيه هلك ))[نهج البلاغه] و آزادي بدون استقلال و به تعبير زيبا و گوياي حضرت امام خميني، ((آزادي وارداتي)) جز بردگي و هضم شدن در نظام سلطه و سيطرهئ استكباري جهاني نخواهد بود. ((ولن ترضي عنك اليهود و لاالنصاري حتي تتبع ملتهم و لئن اتبعت اهواصهم بعد الذي جاصك من العلم مالك من الله من ولي ولانصير)). [بقره 120، ] و نيز: ((ولئن اتبعت اهوائهم من بعدما جاصك من العلم انك اذاا لمن الظالمين . ))[بقره ، 145 ] و اين هر دو، يعني استقلال و آزادي ، از دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي است كه مردم مسلمان در شكلي نظام يافته و در قالب ((جمهوري اسلامي)) از فرداي پيروزي انقلاب، آنها را در دستان پرتوان خويش گرفته اند، بر ديوار استوار استقلال تكيه زده اند و بر روي آزادي چهره گشوده اند و لبخند زده اند. اگر جز اين نيست كه ((استقلال)) و ((آزادي)) تنها در چارچوب و در سايه جمهوري اسلامي معنا و مفهوم پيدا مي كند قهراا استقلال، نمي تواند بگونه اي تفسير شود يا جامهئ عمل پوشد كه با ((جمهوريت)) و مردمي بودن حكومت و اتكاص به قدرت دروني ملت همخواني نداشته باشد و آزادي نيز نمي تواند بگونه اي ترسيم گردد يا تحقق يابد كه با ((اسلاميت)) نظام و احكام قطعي شريعت مقدس، سازگار نباشد، چرا كه ((جمهوري اسلامي)) در تبيين و تفسير از خود نمي تواند و نبايد به نفي خود بپردازد. ارائه تعريفي از ((استقلال)) كه باجمهوريت نظام سازگار نيست و ترسيم چهره اي از ((آزادي)) كه با اسلاميت نظام همخواني ندارد، در واقع نفي جمهوري اسلامي است. چه اينكه آزادي عمل بي حساب در درون كشور و در مثل، لب فروبستن از مخالفت با موجوديت نامشروع اشغالگران قدس در بيرون، نفي عملي نظامي است كه فلسفه وجودي آن حكومت دين و اجراي شريعت، و حاكميت اراده و خواست ملت مسلمان ايران و ساير ملتهاي مسلمان مي باشد. آزادي در معناي عام آن و آزادي بيان در محدودهئ خاص خود، و آزادي مطبوعات در چارچوب خاص تر، مفاهيمي مستقل از ديگر اصول و ارزشهاي حاكم بر جامعه اسلامي و چارچوب جمهوري اسلامي نمي باشند. و طبعاا هيچ خردمندي آنها را بگونه اي مطلق، براي جامعه نمي پسندد. همه پذيرفته اند كه آزادي در عين حال كه در مفهوم خود آزاد است اما در عمل ((مشروط)) مي باشد. اما اينكه شروط آزادي كه در واقع چارچوب آزادي در جامعه اسلامي را ترسيم مي كند چيست و همين پرسش در باب آزادي بيان و مطبوعات در جامعهئ اسلامي چه پاسخي مي يابد پرسش هائي هستند كه رسيدن به پاسخ هاي آنها بيش از هر چيز، نيازمند شناخت جامع دين و هدايت و تفسير درست شريعت از يك سو، و تبيين رسالت و اهداف انقلاب اسلامي و برپايي جمهوري اسلامي مي باشد. حضرت امام خميني در مقام اسلام شناسي بزرگ و جامع كه در معرفت دين به معناي وسيع كلمه و دستيابي به عمق آن و جامع نگري به آن، نقطهئ عطفي در تاريخ اسلام مي باشند و در مقام رهبري انقلاب و بنيانگذاري جمهوري اسلامي ايران، كه شعار ((استقلال)) و ((آزادي)) را دستمايه مبارزه خويش براي دستيابي به نظامي كاملاا اسلامي قرار دادند، نزديكترين نسبت را به هردو بعد ياد شده دارند و طبعاا درست ترين و تعهدآورترين تبيين ها را در باب مفاهيم اساسي انقلاب و نظام اسلامي به دست داده اند. اينكه از منظر دين شناسي امام، آزادي چيست و نسبت آن با دين، كدام است و اينكه در نگاه امام، در نظام جمهوري اسلامي ايران، چارچوب آزادي به عنوان يك اصل راهبردي و از جمله آزادي بيان، چيست پرسشهايي است كه تاكنون بسيار به آن پرداخته شده است و طبعاا همچون بسياري مسايل ديگر، پاسخها و تفسيرهاي مختلفي را متوجه خود ساخته است. جداي از خود محوريهايي كه در پاره اي محافل و جريانات و از سوي برخي كسان، در پاسخ به پرسشهايي از اين دست و تبيين آن از منظر انديشه و عمل امام، وجود داشته و دارد، در بسياري موارد، اين ديدگاهها و تفسيرهاي متفاوت، ناشي از برداشتهاي ناقص و عدم اشراف لازم بر جوانب موضوع و يكسويه نگري و ناآگاهي يا كم آگاهي نسبت به بيانات حضرت امام و ضعف در تحليل و جمع بندي آنهاست. اين واقعيت، ضرورت تبيين جامع و تحليل عميق انديشه هاي امام و تفسير درست خط انديشه و سيرهئ عملي آن بزرگوار را از ناحيه فرزانگاني كه از يك سو شايستگي پرداختن به اين مهم را دارند و از سوي ديگر، تعهد به خط جاودانه امام را سرمايه اي بي بديل، در حركت انقلاب اسلامي و بقاي ((اسلاميت)) و ((جمهوريت)) نظام مي دانند، دو چندان مي كند. آنچه پيش روي داريد، مجموعه اي از مقالات تحليلي در باب آزادي و مطبوعات از منظر نگاه امام خميني است كه در دو سال اخير در روزنامه جمهوري اسلامي، در صفحه اي كه به صورت هفتگي به تبيين شخصيت و انديشه حضرت امام اختصاص يافته، منتشر شده است و اينك پس از بازنگري آن توسط نويسندگان محترم تقديم مي شود. اين مجموعه، شامل يك گفتگو و هفت مقاله مي باشد كه عبارتند از: 1 گفتگو با مدير مسئول روزنامه جمهوري اسلامي 2 كدام آزادي نوشته: حجت الاسلام آقاي محمد سروش 3 آزادي؛ اما از منظر دينداري ، نوشته: حجت الاسلام آقاي سيدمهدي موسوي كاشمري 4 امام ، رسالت و قداست قلم ، نوشته: حجت الاسلام آقاي احمد لقماني 5 امام ، مطبوعات ، آزادي ، نوشته: حجت الاسلام آقاي احمد لقماني 6 امام و مطبوعات هدايتگر، نوشته: حجت الاسلام آقاي احمد لقماني 7 امام و مطبوعات ، ضرورت سالم سازي ، نوشته: حجت الاسلام آقاي احمد لقماني 8 مروري بر ديدگاه هاي امام خميني در باره مطبوعات علاوه بر آن، با هدف آشنايي مستقيم با بيانات حضرت امام خميني در خصوص آزادي و رسالت مطبوعات، مقاله اي مبسوط، توسط خانم گيلدا ملكي تهيه شده است كه در پايان كتاب آمده است. آرزو مي كنيم اين مجموعه بتواند در يكصدمين سال بزرگداشت ولادت حضرت امام خميني، گامي روشنگر در باب آزادي و رسالت مطبوعات از منظر نگاه آن بزرگوار باشد و خداوند گامهاي ملت شريف و مسلمان ايران را بر خط روشن و اصيل آن مقتداي بزرگ، همواره استوار بدارد. آذرماه 1378  

 

تهران: سازمان انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي ، .1378 173 ص . : مصور. 6000 ريال: x 171 350 964 ISBN فهرستنويسي بر اساس اطلاعات فيپا. كتابنامه به صورت زيرنويس. .1 خميني ، روح الله ، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ، 1279 1368 نظريه در باره آزادي . .2 خميني ، روح الله ، رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ، 1279 1368 نظريه در باره مطبوعات .3. آزادي مقاله ها و خطابه ها.4. مطبوعات مقاله ها و خطابه ها. الف. سازمان انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي. 8 الف 4 آ / 5 / 1574 DSR 0842 / 955 كتابخانه ملي ايران 23048 78 م امام خميني آزادي و مطبوعات (مجموعه مقالات) قيمت: 6000 ريال شمارگان: 2200 نسخه نوبت چاپ: اول / زمستان 1378 (يكصدمين سال ولادت امام خميني (ره)) ناشر: سازمان انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي حروفچيني، ليتوگرافي، چاپ و صحافي: روزنامه جمهوري اسلامي حق چاپ براي ناشر محفوظ است نشاني: تهران ص . پ 11365/5773 تلفن: 391611120